خدایا لطفاً بیا پائین و این تنهای خستهی رنجوری که گورستون "نشدنها" شدن رو بغل کن. تو خدای امام حسین مایی.
بیا بغلمون کن
قبلاً درمورد [الزهور للانسان مثل الماء للحیاه] صحبت کرده بودم؟
اگر آره که مجدداً صحبت خواهم کرد.
نرگِث
قبلاً درمورد [الزهور للانسان مثل الماء للحیاه] صحبت کرده بودم؟ اگر آره که مجدداً صحبت خواهم کرد.
خرید گل شاید حیاتی نباشه، و این جملهی "الزهور للانسان مثل الماء للحیاه" یک جملهی اغراق آمیز باشه( قطعاً که هست). ولی جیگر آدمیزاد و ناخودآگاهش با گرفتن یک گل( ولو حتی اینکه آدمیزاد خودش برای خودش گل گرفته باشه یا حالا به هر نحوی یه شاخه گل گلمنگلیای هدیه گرفته باشه) حال میآد.
چون آدمیزاد یک موجود گل پرسن بالقوه هست.
نرگِث
برگشتن به روند عادّی زندگی یکم سخت بود. پیگیری نکردن اخبار، نادیده گرفتن صداهای عجیب، تعقیب و گریز ن
روزها پر از تنشن. من از خبر گریزونم، از نوتیف "میدونی چیشد؟" بیزارم.
و برائت خودم رو از هرگونه اخبار منفی اعلام میکنم. برگشتن به عادّیترین روال زندگی بعد از خبرهای بد سخته. ما برای ادمهائی که حتی یکبار هم اونها رو ندیدیم گریه کردیم آقاجون.
ما از غم خواهر و برادرامون داریم آب میشیم. از اینکه ببینیم همه به مادرمون ایران چشم دارن خستهایم.
نرگِث
به عنوان یک روایتگر، برای روایت ماجرایی که در من مخیلهی من جاری هست باید بگم که عاجزم. نمیتونم سک
وطن زخمی غمگین داغدیده من، برای تو و مردم تو گریه میکنم.
نرگِث
روزها پر از تنشن. من از خبر گریزونم، از نوتیف "میدونی چیشد؟" بیزارم. و برائت خودم رو از هرگونه اخبار
از کانالهای خبری تیک آبیدار لفت دادم. حالا ببینیم تا بعد چهجوری میتونیم روان و مدار فکریمون رو از جوّ متشنج اخبار حفظ کنیم. ما تنهائی بلد نیستیم
خدایا تو حافظ روان ما باش. دوستتون دارم شببخیر
نرگِث
این مدّتو فقط نوشتم. نوشتم. که بعد از کاغذ بیام اینجا سند کنم. سلام بهتون
من دفترچهمو گم کردم. من به عنوان یک انسان با ذهن ابر کامپیوتریایی اگر یادداشت ننویسم، اگر آلارم نذارم همهچی یادم میره.