"وقتی ما ناراحتیم نیاز داریم یکی کمکمون کنه تا دردامون رو تقسیم کنیم. ممکنه دوباره دردمون بگیره اما باید مثل یه سیب ناراحتیمون رو قاچ کنیم."
اینو من نگفتم. وقتی ریحانه داشت ببعی و ببعو میدید، ببعی این دیالوگ رو گفت. حتی گوسفند هم میدونه باید چیکار کنه. ما برای انجام بدیهیترین امر زندگیمون تا کمر تو گِلیم. واقعاً حیوانیمها
چه درونم تنهاست2_5251401172165598902.mp3
زمان:
حجم:
3.8M
دلی به پهنای دریا میخواهم تا هر غمی را در آن غرق کنم و خود جهاٰنی باشم تا نیش زهرناک تنهایی در من اثر نکند.
ء سوگ مادر, شاهرخ مسكوب
ادمها هزینهای که قراره بابت توضیح چرائیهای زندگیشون بدن رو اگر صرف خرج غنیسازی ذهنشون کنن، به یک استغنای فراطبیعی دست پیدا میکنن.
مشکل عمدهٔ بشریت شبه. شب.
آدمیـزاد صبح کلّی قرار مرار میبنده، پلن میریزه، به بزرگترین شایعهی قرن ( move on) پایبند میشه. در نهایت شب تمام معادلات آدمیزاد رو به هم میریزه.
اصلاً ولش کن، ای غم بیا، ای غم بیا خوش اومدی خونه من
او و دوستانش - he and his friends4_5848046307960162916.mp3
زمان:
حجم:
8.6M
گفت با شنیدنش یاد تو میفتم.
با شنیدنش یاد من میفته.,
ماجان ارمنی پلو درست کرده بود. کلّهم باد داشت، داغ کرده بود خراب بود. زنگ زد گفت بریم بیرون.
یه جائی پیدا کردیم نشستیم زمین. پادکست پلی کردیم، غذا خوردیم و بغض رو.
ما خیلی دیوونهایم پسر