#گزیده_کتاب
#سیمرغ_سی_مرغ
✅ همسر امام؛ سازگار و همراه
📚 در نجف غیر از برنامههای روزانه در مسجد و مدرس و حرم، زمان زیادی از حضورش در خانه سپری میشد. در تمام ۱۵ سال کار منظم و حسابشده، قدس ایران (بانو خدیجه ثقفی، همسر مکرمه امام) همراه لحظهلحظه سختیهایش بود. او که روزی حاضر نبود در قم با پدر و مادرش زندگی کند، نجف را با تمام سختیها تحمل میکرد. جز همسر و فرزندان آقامصطفی، افراد خانواده کنارش نبودند. همدم و همصحبتی نداشت. آقا مرجع بود و بیش از پیش در خرج زندگی سخت میگرفت. قدس ایران ولی شکایتی نمیکرد و نمیگذاشت خللی در کار شوهر پیش بیاید. تابستانهای نجف حتی از قم هم گرمتر بود. به رسم سفرهای سالهای قبل در ایران، و به رسم علمای نجف، تابستان به آقا اصرار میکرد که به کوفه بروند. خانه نخرند، ولی خانهای را برای دو ماه اجاره کنند. آیتالله میپرسید چطور برود کنار شط فرات، وقتی مردم ایران در زندانهای شاه هستند؟ «این از دوستی و انسانیت به دور است.» قدس ایران صبر میکرد. نه از نبود تلفن گلایه میکرد نه تهویه. شبهای تابستان روی حصیر خرمای داغ روی پشت بام میخوابید و از این پهلو به آن پهلو میشد، مثل خود آقا.
📌 برگرفته از ص ۱۰۶ کتاب
https://nashrebeynolmelal.ir/?p=6006
#گزیده_کتاب
#آقا_روح_الله
📚 سید روحالله از همان دوران طلبگی در اراک همراه با کسب علم، عبادت و خودسازی را نیز در پیش گرفته بود و در انجام واجبات جدیت داشت و مستحبات را نیز بهخوبی پیگیری میکرد. او از جوانی به غسل جمعه و نماز جماعت اهتمام زیادی داشت و با امکان جماعت، انجام فرائض به صورت فرادی را نوعی محرومیت از فیض تلقی میکرد. عبادت وی بین طلاب معروف بود و همه میگفتند: آقا روحالله خمینی اهل تهجد است. آیتالله سیدحسین بدلا که در آن روزها در حجره کناری حجره او سکونت داشت، میگوید:
"یک بار در حجره مشغول کارهای شخصی بودم که صدای نالهای شنیدم. گمان کردم که باز هم کسی را به زور آوردهاند به رودخانه و دارند کتک میزنند. برخاستم و پنجره را باز کردم، ولی پس از کمی دقت متوجه شدم صدای ناله حالت دیگری دارد. وقتی بیشتر دقت کردم متوجه شدم که صدای ناله از حجره مجاور یعنی حجرۂ آقا روحالله میآید."
📌 برگرفته از ص ۱۴۸ کتاب
https://nashrebeynolmelal.ir/?p=6303
#گزیده_کتاب
#آقا_روح_الله
📚 او از جوانی به دو خصلت نماز شب و شرکت نکردن در مجلس غیبت معروف بود. اگر احساس میکرد کسی میخواهد غیبت کند یا بلند میشد و میرفت و یا بهشدت جلوگیری میکرد. دوستان او در مورد احوالاتش میگفتند:
"آقا روحالله حتی از گناه صغیره هم اجتناب میکند و بلکه بالاتر از آن، از مکروهات نیز اجتناب دارد و مثلاً همیشه به جای خنده بلند، تبسم میکند، چرا که خنده بلند و یا قهقهه کراهت دارد."
طبیعتاً فضای معنوی آن زمان حوزه قم و رسیدگیهای اخلاقی حاج شیخ به طلاب در ملکه شدن چنین خصلتهایی بیتأثیر نبود.
📌 برگرفته از ص ۱۴۸ و ۱۴۹ کتاب
https://nashrebeynolmelal.ir/?p=6303
#گزیده_کتاب
#آقا_روح_الله
📚 آقا روحالله سعی داشت تا جای ممکن، عبادات خود را پنهان کند و کسی متوجه آن نشود. یکی از طلبههای همدوره ایشان نقل میکند:
"در زمان آشیخ عبدالکریم طلاب از خواب بیدار میشدند و چراغها را روشن میکردند و نماز شب میخواندند. دیدم حجره آقاروح الله خاموش است. تعجب کردم! چه طور کسی که این قدر منظم و مرتب است و تعهد و تقید به آداب شرعی دارد، برای نماز شب بیدار نمیشود. حس کنجکاویام تحریک شد! شبی در حجره ایشان رفتم. شنیدم که مشغول عبادت و ناله و زاری است. دریافتم که ایشان آب به داخل حجرهاش میبرد و برای آنکه کسی با خبر نشود، چراغ را هم روشن نمیکند. همان جا وضو میگیرد و نماز می خواند."
📌 برگرفته از ص ۱۵۰ کتاب
https://nashrebeynolmelal.ir/?p=6303
سیمرغ سی مرغ- 15 خرداد.pdf
حجم:
105K
📚 مرور کوتاه حادثۀ 15 خرداد به همراه اتفاقات قبل و بعد آن؛ به قلم محمدقائم خانی در صفحات 88 تا 94 کتاب #سیمرغ_سی_مرغ
#معرفی_کتاب
#رومی_روم
📚 رمان «رومی روم»، به قلم حسین زحمتکش زنجانی و به همت شرکت چاپ و نشر بینالملل منتشر شد.
«حاج ارسلان»، رزمندۀ دوران دفاع مقدس که از اول تا آخر جنگ، در صحنۀ نبرد حضور داشته، الان در اواخر دهۀ نود (سال 1398 هجری شمسی) شصت و چند سال سن دارد و تصمیم میگیرد برای برآورده کردن نذرش، عازم راهپیمایی اربعین شود. از دیگر سو نیز کهنهسربازی به اسم «برزان الخزرجی» از رژیم بعث عراق، اکنون توبه کرده و به خدمت زوار امام حسین علیهالسلام درآمدهاست. زندگی اینها بهنوعی در واپسین روزهای جنگ با هم تلاقی پیدا میکند. جنگ به پایان رسیده، رابطۀ ایران و عراق ترمیم یافته و پیادهروی اربعین دوباره احیا شدهاست. حالا این دو نفر دوباره سر راه هم سبز میشوند و همدیگر را میشناسند. هر دو از هم کینه به دل دارند و اگر شرایط مساعد باشد، بدشان نمیآید که زهرشان را به یکدیگر بریزند.
البته به بهانۀ حضور برزان در داستان، پای داعش هم به رمان باز میشود و ...
📌 «رومی روم»، نوشتۀ حسین زحمتکش زنجانی، با شمارگان 1000 نسخه، در 286 صفحه و با قیمت 75 هزار تومان توسط شرکت چاپ و نشر بینالملل بهتازگی روانۀ بازار شدهاست.
توصیه وزیر فرهنگ به مطالعه کتاب #آقا_روح_الله
https://www.farhang.gov.ir/fa/news/640194/
گفتوگوی حمیدرضا باقری مؤلف کتاب #آقا_روح_الله به مناسبت 14 خرداد سالروز ارتحال امام خمینی رحمهُالله با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)
https://www.ibna.ir/fa/longint/322506
چاپ و نشر بینالملل
#معرفی_کتاب #رومی_روم 📚 رمان «رومی روم»، به قلم حسین زحمتکش زنجانی و به همت شرکت چاپ و نشر بینالمل
معرفی تفصیلی کتاب #رومی_روم در خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)
https://www.ibna.ir/fa/book/322569/
✅ غدیر نزدیک است ...
ایام اگرچه همه از حی قدیر است
فرخندهترین روز خدا عید غدیر است
انشاءالله قصد داریم از امروز (40 روز مانده به عید سعید غدیر خم) تا روز عید غدیر، هر روز مطالبی از فضائل حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام منتشر کنیم.
برای این کار از دو منبع استفاده میکنیم:
1- کتاب #جانشین_پیامبر، تألیف آیتالله محمدعلی جاودان که سال گذشته توسط انتشارات واژهپرداز اندیشه منتشر شد.
2- جلد نخست کتاب #سیره_نامه_امیرالمومنین، تألیف علامه علی کورانی که سال گذشته توسط شرکت چاپ و نشر بینالملل منتشر شد.
چاپ و نشر بینالملل
✅ غدیر نزدیک است ... ایام اگرچه همه از حی قدیر است فرخندهترین روز خدا عید غدیر است انشاءالله قصد
جهت کسب اطلاعات بیشتر در مورد کتابهای «جانشین پیامبر» و «سیرهنامۀ امیرالمؤمنین» میتوانید دو پیوند زیر را لمس نمایید:
https://www.ibna.ir/fa/book/308801
https://www.ibna.ir/fa/book/318489
چاپ و نشر بینالملل
✅ غدیر نزدیک است ... ایام اگرچه همه از حی قدیر است فرخندهترین روز خدا عید غدیر است انشاءالله قصد
✅ 40 روز تا عید سعید غدیر خم
#گزیده_کتاب
#سیره_نامه_امیرالمومنین
📚 جهان نورها مخصوص اصحاب کسا است و دیگران با ایشان در این ویژگی شریک نیستند.
از ابوسعید خدری روایت شده است: در حالی که کنار رسول خدا صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم نشسته بودیم، مردی نزد وی آمد و گفت: «ای رسول خدا! مرا دربارۀ سخن خداوند به ابلیس (قالَ يا إِبْليسُ ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالين؛ فرمود: ای ابليس، چه چيز تو را مانع شد كه برای چيزی كه به دستان قدرت خويش خلق كردم سجده آوری؟ آيا تكبّر نمودی يا از [جمله] برترانی؟)، آگاهی ده؛ ای رسول خدا! آنان کیستند که از فرشتگان هم برترند؟»
رسول خدا فرمود: «من و علی و فاطمه و حسن و حسین 2000 سال پیش از آن که خداوند آدم را خلق کند، در سراپردۀ عرش جای داشتیم و خدا را تسبیح میگفتیم و فرشتگان به گونه ما خداوند را تسبیح مینمودند. هنگامی که خدا آدم را آفرید، به فرشتگان امر نمود که برایش سجده کنند؛ اما ما را به سجده فرمان نداد. همۀ فرشتگان سجده کردند، مگر ابلیس که سر باز زد و سجده ننمود. آن گاه، خداوند فرمود: «آیا تکبر نمودی یا از فرشتگان برتری؟» مقصودش از این «برتر از فرشتگان»، پنج تن است که نامشان بر سراپرده عرش نوشته شده است. ما دروازۀ ورود به پیشگاه خداییم که هدایتجویان با ما هدایت یابند. هر که ما را دوست بدارد، خدایش دوست دارد و در بهشت خود جایش دهد. هر که با ما دشمنی کند، خدا با او دشمنی نماید و در دوزخ خویش جایش دهد. فقط کسانی دوستدار ما هستند که پاکزاد باشند.»
پس فرمان سجود، شامل همه فرشتگان بود و ابلیس را که هم از جن بود، ولی در جمع آنان جای داشت، شامل میشد. اما این فرمان شامل پیامبر و اهلبیت علیهمالسلام نبود که انواری با عقل و حیات تام بودند و در جایگاهی والا در پیرامون عرش میزیستند.
📌 برگرفته از ص 43 و 44 از جلد اول کتاب «سیرهنامۀ امیرالمؤمنین علیهالسلام»، تألیف علی کورانی و ترجمۀ سید ابوالقاسم حسینی (ژرفا)، شرکت چاپ و نشر بینالملل