eitaa logo
کانال نوای عاشقان
19.8هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
1.8هزار ویدیو
441 فایل
﷽ 📚کاملترین مرجع اشعار برای مداحان 📑کپی مطالب با ذکر منبع موجب رضایت اهل‌بیت می‌باشد. 📩شاعران گرامی اگرتمایل به همکاری داشته باشید میتوانید،با بنده؛️مرتبط بشوید 🌻༎شرائط |تـبادلات @h_salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
❣﷽❣ 💚 💚 💚 ما هدیه کنیم به روح احمد بر آدم و نوح و هم محمد بر جمله انبیا و اوصیا باد سلام بر خاتم انبیا محمد ( فرج) 🌾 ☀️خوشا روزی که دلدار من آید ☀️شبی آقا به دیدار من آید ☀️خوشا روزی که ماه من بیاید ☀️به پایان آن شب تار من آید آقا جان یا صاحب الزمان..مهدی زهرا.. آقا جان آجرک الله فی مصیبت جدک.. ☀️خوشا روزی که در دل غم نماند ☀️شب شادی دلدار من آید ☀️خوشاروزی که مُحرم درطواف است ☀️از آن کعبه برون یار من آید ☀️بجز دیدار تو کاری ندارم ☀️بیا تا آخر کار من آید 🚩یا صاحب الزمان..الغوث و الامان ♦️ دستتو بزار رو قلبت بگو حسین جان آقا.. بین من و تو فاصله هاست (دلت هوای کربلا داره؟ دوست داری کربلا رو ببینی؟) دوست داری یه شب جمعه ای کنار حرم ابی عبدالله باشی.. اونا عرض کنی آخ ..دوست داری بین الحرمین باشی.. بگو آقا جااان.. بین من تو فرسنگ ها فاصله است.. اما آقا خودت فرمودی..هر کی هر کجا به منه حسین ع سلام بده منه حسین ع جوابشو میدم. 💢یه‌سلام میدم با حسرت طرف کرببلا 💢آرزو دارم بمیرم تو محرم آقا آقا جان 💢غم کربلا منو میکشه 💢دل من فقط به حرم خوشه ⬅️دلتو یه لحظه ببرم کربلا..آی حاجت دارا..آی مریض دارا..آی جوون دارا..آی اونی که التماس دعا داری.. ⬅️روز عاشورا هر شهیدی که زمین می افتاد...امام حسین می آورد تو خیمه دارالحرب.. (خیمه دارالحرب خیمه ای بود که شهدا رو اونجا نگهداری میکردند) آخ چه کردند کربلا... خدا لعنت کنه اون نانجیبی که ..صدا زد..همه کُشته ها رو از خیمه بریزید بیرون.. جلو چشم زن و بچه سر از بدنها جدا میکردند... نمیدونم چه گذشت به دل خانم رباب.. نمیدونم مادر قاسم چه کرد.. نمیدونم دختر حسین ع چه کشید.. آخ بی‌بی زینب کبری چه حالی داشت.. امان امان.. 🥀مأمور بردن سر کیه.. خولیه.. دیر وقت رسید کوفه..دید در دارالاماره بسته است.. آخ یا صاحب الزمان..آقا جان ببخش آقا.. درِ تنور و باز کرد آخ.. ⬅️نیمه دل شب،، زنش بلند شد وضو بگیره..دید خونش روشنه.. خدا خونهٔ من که تاریک بود، این نور چیه.. (از کجا این نور میاد) دنبال نور اومد.. دید از تنوره.. آخ درِ تنورو برداشت.. دید یه سر بریده روخاکستر تنور.. 🌿 🎆میگه یه مرتبه دیدم چهار زن مجلله‌،دور تنور نشستند یکی میگه حسین جان، مادرت حوا به فدای تو.. یکی میگه حسین جان.، هاجر فدای تو.. یکی میگه مریم فدای تو.. یکی میگه آسیه فدای تو.. همه داشتند گریه می کردند. میگه یه وقت دیدم یه هودجی از آسمان پایین اومد..،پایین اومد،پایین اومد.. این چهار بانوی بهشتی بلند شدند...رفتن کمک کردن یه خانم قدخمیده رو پایین آوردند.. 💢خمیده خمیده این بانو اومد کنار تنور.. نشست..سر در تنور کرد.. هی صدا میزد مادرت برات بمیره حسین جان.. آخ غریب مادرحسین مظلوم مادر حسین آخ امان از دل زهرا س (مادر اومده حسین جان) مادر 3 ♦️سلام مادر ببین با من چه ها کردند (حسین ع داره با مادر درد دل میکنه) ♦️سلام مادر ببین با من چه ها کردند ♦️لب تشنه سرم ازتن جدا کردند مادر مادر (دیدی دلت عقده داره میخوای بامادر حرف بزنی، چطورحرف میزنی) مادر3 ♦️ببین موهام پُر از خاکستر و خونه ♦️سَرم اینجا تنم بین بیابونه آخ مادر ♦️ته گودال که غوغا شد کجا بودی ♦️سر نعشم که دعوا شد کجا بودی امان از دل زهراس ↔️حالا بی‌بی داره جواب میده (حسین جان) 🌾سلام مادرچرا پُر خونه روی تو 🌾سلام مادر بریده کی گلوی تو (آخ حسینم) 🌾خودم دیدم چه به روز تو آوردند 🌾به پیش من لباس کُهنه ات بُردند حسین جان مادر خودم کربلا بودم مادر همه صحنه هارو دیدم مادر 🔷هلال‌ابن‌نافع میگه صدای العطش حسین ع روشنیدم ،،رفتم ظرفی رو آب کردم گفتم برای فرزند زهراس ببرم.. گفت یه مرتبه دیدم شمرداره از قتلگاه بیرون میاد.. صدا زد هلال کجا میری.. گفتم صدای العطش حسین ع زهراس  رو شنیدم براش آب آوردم.. یه وقت صدا زدهلال برگرد..من حسینو سیرابش کردم.. گفتم نانجیب توکه آبی نداشتی.. میگه یه مرتبه دیدم دامن عربیشو زد کنار.. سر بریده حسین.. 🔶میگه نگاه کردم دیدم شمر داره میلرزه.. گفتم نانجیب توکه کارخودتو کردی چراداری میلرزی صدا زد هلال همین که داشتم سر از بدن حسین زهرا س جدا میکردم، یه مرتبه شنیدم صدای مادری بلنده..هی صدا میزد آخ عزیز مادر حسین غریب مادر حسین ای مادر3 (دشتی) 🔅اگر  کشتن چرا  آبت  ندادن 🔅چرا  زان  دُرِّ  نایابت  ندادن 🔅اگرکشتن چرا خاکت نکردن 🔅کفن‌برجسم‌صد‌چاکت‌نکردن 🔅چرا برتن حسینم  سر نداری 🔅بمیرم من مگر  مــادر نداری هر چقدر ناله داری تسلای دل خاتم فاطمه زهرا س سه مرتبه ناله بزن بگو 🌻 👇صلوات حذف نشه لطفا👇 🎆هدیه به حضرت معصومه سلام الله علیها (صلوات)🎆
ای که خنده از تو دوره - حاج امیر کرمانشاهی.mp3
8.45M
🔳 سوزناک 🌴ای که خنده از تو دوره 🌴گریه ی تو عین نوره 🎤 👌بسیار دلنشین 🔴جدیدترین های روز
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
. علیه‌السلام 🔹چهل معراج🔹 سرت بر نیزه خواهد رفت در اوج پریشانی عروجت را گواهی می‌دهد این سِیْر عرفانی طلوعی چون تو چشم صبح را روشن نکرد اینجا اگرچه روی نی همچون غروبی سرخ می‌مانی در اوج غربت خود جرعه‌نوش قرب حق بودی قیامت بر سر نیزه سجودی بود طولانی سجودی که تو را می‌برد تا «قَوسَین أو اَدنی» سجودی در چهل منزل چهل معراج روحانی تو را آیه به آیه خواهرت زینب تلاوت کرد به روی رَحل نی از کربلا تا دِیْر نصرانی عجب حَجّی به جا آورده‌ای با حلق خونینت کدامین حج به خود دیده‌ست هفتاد و دو قربانی تو دین تازه‌ای آورده بودی با خودت گویا دوباره تازه می‌شد خاطرات سنگ و پیشانی 📝 .
روضه دوطفلان مسلم بن عقیل ع پیغمبر اکرم فرمودند : زهرای من! بله بابا جان حسین تو را با لب تشنه شهید می‌کنند! بی بی سه تا سوال کرد! بابا وقتی حسینم و می‌کشند شما زنده اید؟ نه دخترم آیا وقتی حسینم و میکشند من زنده هستم؟ فرمود: نه دخترم اینجا صدای ناله زهرا بلند شد... عرضه داشت پس چه کسی برای حسین من گریه می‌کند؟ پیغمبر فرمود: زهرا جان! زنان و مردانی که محب ما هستند گرد هم جمع می‌شوند برای مظلومیت حسین تو گریه می‌کنند... در کتاب معالی السبطین آمده... مسلم بن عقیل دوتا فرزند به نام محمد و ابراهیم داشت. یک سال داخل زندان بودند برادر به برادر دیگرش گفت: خوبه یکار کنیم بیاییم خودمونو برا زندانبان معرفی کنیم... گفتند پیرمرد پیغمبر اسلام و میشناسی؟ گفت من مسلمانم چطور میشه پیغمبر و نشناسم پیرمرد آیا علی رو میشناسی؟ گفت شیعه ام علی امام اول منه پیرمرد آیا فاطمه زهرا رو میشناسی؟ گفت دختر پیغمبر منه آیا امام حسن رو میشناسی؟ گفت امام دوم منه.. گفتند پیرمرد! بگو ببینم امام حسین و میشناسی؟ گفت:خدا لعنت کند کسانی که حسین رو در کربلا کشتند، گفت بگو ببینم پسر عمویش مسلم بن عقیل رو میشناسی؟ گفت بله میشناسم،تا گفت مسلم و میشناسم اینا شروع کردند گریه کردن چرا گریه میکنید! گفتند آخر ما یتیمان مسلمیم... پیرمرد گفت:آقازاده ها پس بزارید هوا تاریک بشه شما رو شب آزاد میکنم... هوا که تاریک شد آب و نانی به بچه ها داد عرضه داشت بچه ها برید این دوتا بچه اومدند تا کنار نهر آب رسیدند... مرحوم علامه مجلسی نوشته زندان بچه ها نمناک بوده بچه ها یکسال روی نم های زندان بودند پاها قوت راه رفتن نداشت غریبانه به درختی تکیه دادند خوابشون برده... زن حارث کنیزی داشت همین که آمد آب ببره دید دوتا بچه غریبانه سر در گریبان هم دارند خدایا اینا کی هستن.. جلو آمد بیدارشون کرد سوال کرد گفتند: ما یتیمان مسلم بن عقیلیم... گفت نترسید بانویی دارم شیعه از موالیان بیایید بریم منزل بچه ها رو آورد به خانه... زن حارث از آنها پذیرایی کرد. محمد به ابراهیم گفت: برادر یک سال هست که خواب راحت نکردیم بیا امشب دست به گردن هم بیاندازیم و یه خواب راحتی بریم... حارث ملعون هم نیمه شب آمد خانه همسرش گفت کجا بودی؟ گفت یتیمان مسلم از زندان فرار کردند عبیدالله هم برای سرهاشون جایزه گذاشته دنبال بچه ها بودم... یک مرتبه ابراهیم از خواب پرید گفت داداش خواب عجیبی دیدم. برادر گفت منم خواب عجیبی دیدم. بعد معلوم شد هردو یک خواب دیدند... شروع کردند نقل کردن:خواب دیدم دوتایی داخل بهشت رفتیم جدمان رسول الله به بابا گفت:مسلم آمدی اما یتیمانت رو در کوفه جا گذاشتی بابامم یا رسول الله! فردا شب بچه هایم در بهشت مهمان من هستند..بگم ای کاش از خواب بیدار نمیشدند.. از صدای گریه بچه ها حارث بیدار شد در تاریکی شب بچه ها رو پیدا کرد همین که بچه ها رو شناخت.. علامه مجلسی میگه: اول کاری که کرد دوتا سیلی به بچه های نازدانه زد.. دست بچه ها رو با طناب بهم بست.. صبح که شد آوردشون کنار نهر آب هرچه زنش التماس کرد فایده نداشت... (حاجات تو در نظر بگیرید خیلی این دوتا آقازاده غریبند چون روضشون کمتر خونده میشه) نانجیب شمشیرش رو به دست غلامش داد غلام سر بچه ها رو جدا کن در در معالی السبطین مینویسد: غلام شمشیرش رو روی زمین انداخت خودشو انداخت توی آب... میرفت پایین میومد بالا میگفت حبیبی یا حسین!حبیبی یا حسین... دید فایده نداره شمشیر و داد دست پسرش... پسرش هم گفت من دستم رو به خون این مظلومان آلوده نمیکنم.. آخر خود ملعونش اومد جلو که سر بچه ها رو جدا کنه بچه ها گفتن حارث حالا که میخای ما رو بکشی اجازه بده دو رکعت نماز بخوانیم.. اجازه داد نماز خوندند دست ها رو در خانه خدا بلند کردند گفتن خدا تو بین ما و این ظالم حکم کن.. نانجیب جلو آمد سر برادر بزرگ رو جدا کنه داداش کوچکتر جلو آمد حارث اول سر من و جدا کن.. گفت چرا اول سر تو رو جدا کنم؟ گفت:نمیتونم برادرم رو در خون ببینم.. آمد سر برادر کوچکتر رو جدا کنه برادر بزرگ دوید..حارث تو رو خدا اول سر من و جدا کن گفت چرا اول سر تو رو جدا کنم؟ یک جمله عجیبی فرمود که دل سنگ و آب میکنه نمیدونم با دل تو چه میکنه... برادر بزرگ گفت: چون وقتی از مدینه راه افتادیم مادرم دست برادر کوچکتر رو بمن داد برادر کوچکتر رو به من سپرد.. تا سر برادر بزرگ رو جدا کرد می‌نویسند داداش کوچکتر اومد جلو خون ها رو برداشت به سر و صورت خودش مالید... بگم چرا آخه برادر نمیتونه برادر رو در خون ببیند... اما یه برادر سراغ دارم کنار نهر علقمه آمد... حسین.... برادر رو با چه وضعی دید؟ دست در بدن نداشت... عمود آهن فرقش رو شکافته... حسین.... .
1. شامیان.mp3
5.6M
( سلام الله علیها ) حجه الاسلام شامیان ! خنده به زخم جگر ما نزنید ساز با ناله ی ذریه ی زهرا نزنید سر مردان خدا را به سر نیزه زدید ؟ مرد باشید ، دگر سنگ به زن ها نزنید ... به زنان سنگ اگر بر سر بازار زنید دختران را به کنار سر بابا نزنید ... علی و فاطمه در بین شما اِستادند پیش چشم علی و فاطمه ما را نزنید ... کُشتن فاطمه بین در و دیوار بس است ! تازیانه به تن زینب کبری نزنید رقص شادی ! جلوی محمل زینب نکنید پای سرهای بریده به زمین پا نزنید ... گر به دیدار سرِ پاک حسین آمده اید این قَدَر دست به هنگام تماشا نزنید ... بگذارید برای شهدا گریه کنیم خنده بر داغ دلِ سوخته ی ما نزنید ... شاعر:
Moghadam-Shab7Moharram1394[06].mp3
4.22M
▪️دلم رو بردی ، غصمو خوردی▪️ 🎤 سبـک : شـور 🗓مراسم : الحرام
. روح الله حسن عطایی یه نذری دارم درست شه کارم.. دلم رو بردی غصه مو خوردی اشکمو درآوردی کربلام نبردی باز صبوری بازم دوری داری منو میکشی اینجوری گریه کردم با این اشکام، دارم گناهامو میشوری رحمی به حالم کربلا شکسته بالم کربلا شبای هیئت شد هرشب خواب و خیالم کربلا حسین حسین حسین حسین رویای دلم کربلا کربلا یه نذری دارم درست شه کارم ایندفه مادر رو کربلا بیارم کربلا داغت تو سینم چن شبه خوابت رو میبینم خواب میبینم دارم پای ضریح شیش گوشه ات میشینم بده جوابم کربلا خیلی خرابم کربلا بی تو بهشتم آتیشه نده عذابم کربلا رحمی به حالم کربلا، شکسته حالم کربلا شبای هیئت شد هرشب خواب و خیالم کربلا حسین حسین حسین حسین رویای دلم کربلا کربلا خودت دعام کن، حاجت روام کن به حق زهرا راهی کرببلام کن دل شده مست از این باده سمت حریمت راه افتاده آقام عباسو میبینم به زیر ایوونت ایستاده جای ما خالی کربلا داره چه حالی کربلا شوق زیارت دارم باز بده مجالی کربلا حسین حسین حسین حسین
. 🌷🌷🌷 ✅بنداول زیارتت برام همیشه حسرته اماتو هیاتت باشم بازم غنیمته 🍀 بایه امیدمیام توهیا تت حسین (ع) کاشکے فدات بشم یک روز توبین الحرمین 🍀 فقط تو رو دارم آقا بهت بدهکارم آقا خودت میدونی که چقدردوست دارم آقا 🍀 فکری برام بکن حسین (ع) منو رهام نکن حسین( ع) ازصف نوکرات من وجدام نکن حسین (ع) 🍀 سالار زینبی حسین (ع) ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ✅بنددوم مثل رسول ترک یاکه بریر تو منم بخر بشم مثل حر وظهیرتو 🍀 بااین همه بدیم بااین روی سیام وبال گردنت هستم بااین بارگنام 🍀 اغفرذنوبناحسین( ع) ای شاه نینوا حسین(ع) انادخیلک آقاسلطان کربلا 🍀 ای سایه ی سرم حسین (ع) ای شاه محترم حسین (ع) فدای غربتت آقا ارباب مضطرم 🍀 سالارزینبی حسین (ع) 💠💠💠💢 201 ❌💠💠💠 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ •┈┈┈┈••✦•••✿•••✦••┈┈┈┈┈• نشرواستفاده ازکلیہ آثاراین کانال نه تنها حرام نیست بلکہ ثواب جاریہ دارد. باذڪر(صلوات) 👇
13990614zamineآهنگهایزنگ.mp3
11.54M
📥 زمینه | ما اومدیم روضه تا که... 🎙 (مراسم عزاداری دهه دوم محرم الحرام ۱۴۴۲) 📍هيئت بيت الاحْزان حَضرت زَهرا سَلام الله عَليهٰا📍
13990614 shor4.mp3
4.96M
📥 شور و نوا | اینجا کسی به غیر تو مارا محل نداد 🎙 (مراسم عزاداری دهه دوم محرم الحرام ۱۴۴۲) 📍هيئت بيت الاحْزان حَضرت زَهرا سَلام الله عَليهٰا📍
13990614 shor3.mp3
6.05M
📥 شور | باید اسم دختر من نازنین رقیه باشه 🎙 (مراسم عزاداری دهه دوم محرم الحرام ۱۴۴۲) 📍هيئت بيت الاحْزان حَضرت زَهرا سَلام الله عَليهٰا📍