eitaa logo
کانال نوای عاشقان
19.8هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
1.8هزار ویدیو
441 فایل
﷽ 📚کاملترین مرجع اشعار برای مداحان 📑کپی مطالب با ذکر منبع موجب رضایت اهل‌بیت می‌باشد. 📩شاعران گرامی اگرتمایل به همکاری داشته باشید میتوانید،با بنده؛️مرتبط بشوید 🌻༎شرائط |تـبادلات @h_salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
khodakonadkebiayee.mp3
758K
الا‌که‌راز‌خدایی
. |⇦•آهم چرا از سوز هجرت... به امام زمان عجل الله ویژۀ وفات حضرت اُم البَنین سلام الله علیها اجرا شده در سال۱۴۰۰ به نفس حاج محمدرضاطاهری ●━━━━━━─────── آهم چرا از سوز هجرت آتشین نیست قلبم چرا چون قبل از دوری غمین نیست تو نیستی من بی خیال بودن تو بی عارم و از ننگ داغی بر جبین نیست من را همیشه در بدی می بینی اما دیگر شرار قهرت آقا در کمین نیست حق می دهم از من تو برداری نظر را می دانم از لطف تو سهمم بیش از این نیست آنقدر که غیر از تو را با چشم دیدم چشمم دگر با گریه در روضه قرین نیست دیگر ندارم انتظار دیدنت را تقدیر این آلوده دامن اینچنین نیست تنها مسیری که نجات من در آن است جز کربلای روزهای اربعین نیست روضه بخوانم مادری جانسوز می گفت بعد از حسین، اُم البنین؛ اُم البنین نیست ــــــــــــــــــ ┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
14001025eheyat-taheri-monajat.mp3
1.59M
|⇦•آهم چرا از سوز هجرت... به عجل الله ویژۀ وفات حضرت اُم البَنین سلام الله علیها اجرا شده در سال۱۴۰۰ به نفس حاج محمدرضاطاهری
سفره ام البنین مریضارو شفا میده سفره ی ام البنین نجف و کربلا میده سفره ی ام البنین میبره دل رو علقمه سفره ی ام البنین هرچی که نذر کنی کمه سفره ی ام البنین سفره ی حاجتامونه سفره ی ام البنین دردمونو دوامونه مادر ما ام البنینه **** از سر سفره ی تو با دست خالی نمیرم هرچی حاجت میارم نگفته حاجت میگیرم از سر سفره ی تو محال نا امید بشم دعا بکن برام که آخرش منم شهید بشم از سر سفره ی تو حاجت گرفتم این همه نذر تو کردمو گرفت دستمو بی بی فاطمه خاک پاتم به خدا این همه ی باورمه من ابالفضلی ام و ام البنین مادرمه مادر ما ام البنین
delam-in-shaba-tu-roze-mishineh.mp3
5.25M
سفره ‌ام‌البنین‌س
به طاها به یاسین به معراج احمد به قدر و به کوثر به رضوان و طوبی 🌹 به وحی الهی به قرآن جاری به تورات موسی و انجیل عیسی 🌹 بسی پادشاهی کنم در گدایی چو باشم گدای گدایان زهرا (س) 🌹 چه شب ها که زهرا (س) دعا کرده تا ما همه شیعه گردیم و بی تاب مولا 🌹 غلامی این خانواده دلیل و مراد خدا بوده از خلقت ما مسیرت مشخص، امیرت مشخص، مکن دل دل اي دل بزن دل به دريا 🌹 که دنیا به خسران عقبا نیرزد به دوری ز اولاد زهرا نیرزد. 🌹 و این زندگانی فانی جوانی خوشی های امروز و اینجا به افسوس بسیار فردا نیرزد 🌹 اگر عاشقانه هوادار یاری اگر مخلصانه گرفتار یاری 🌹 اگر آبرو میگذاری به پایش یقینا یقینا خریدار یاری 🌹 بگو چند جمعه گذشتی ز خوابت؟ چه اندازه در ندبه ها زاری یابی؟ 🌹 به شانه کشیدی غم سینه اش را؟ و یا چون بقیه تو سربار یاری 🌹 اگر یک نفر را به او وصل کردی برای سپاهش تو سردار یاری 🌹 به گریه شبی را سحر کردی یا نه؟ چه مقدار بی تاب و بیمار یاری؟ 🌹 دل آشفته بودن دلیل کمی نیست اگر بی قراری بدان یار یاری 🌹 و پایان این بی قراری بهشت است بهشتی که سرخوش ز دیدار یاری 🌹 نسیم کرامت وزیدن گرفته و باران رحمت چکیدن گرفته 🌹 مبادا بدوزی نگاه دلت را به مردم که بازار یوسف فروشی در این دوره بد شدیدا گرفته 🌹 خدایا به روی درخشان مهدی به زلف سیاه و پریشان مهدی 🌹 به قلب رئوفش که دریای داغ است به چشمان از غصه گریان مهدی 🌹 به لبهای گرم علی یا علی اش به ذکر حسین و حسن جان مهدی 🌹 به دست کریم و نگاه رحیمش به چشم امید فقیران مهدی 🌹 به حال نیاز و قنوت نمازش به سبحانَ سبحانَ سبحان مهدی 🌹 به برق نگاه و به خال سیاهش به عطر ملیح گریبان مهدی 🌹 به حج جمیلش به جاه جلیلش به صوت حجازی قرآن مهدی 🌹 به صبح عراق و شبانگاه شامش به آهنگ سمت خراسان مهدی 🌹 به جان داده های مسیر عبورش به شهد شهود شهیدان مهدی 🌹 مرا دائم الاشتیاقش بگردان مرا سینه چاک فراقش بگردان 🌹 تفضل بفرما بر این بنده بی سر و پا مرا همدم و محرم و هم رکاب سفرهای سوی خراسان و شام و عراقش بگردان
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
پنجشنبه ها چه خوشحال میشوند عزیزانی که دستشان از دنیا کوتاه است و منتظر قلب پرمهرتان هستند چیز زیادے نمیخواهند جز یک فاتحه شادی روح تمام اموات و 🍃🌼 اَللّهُمَّ اغفِر لِلمُومِنینَ وَ المُومِنَاتِ وَ المُسلِمینَ وَ المُسلِمَاتِ اَلاَحیَاءِ مِنهُم وَ الاَموَاتِ ، تَابِع بَینَنَا وَ بَینَهُم بِالخَیراتِ اِنَّکَ مُجیبُ الدَعَوَاتِ اِنَّکَ غافِرَ الذَنبِ وَ الخَطیئَاتِ وَ اِنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ بِحُرمَةِ الفَاتِحةِ مَعَ الصَّلَوَاتِ 🌼🍃 ✨شادی روحشان صلوات✨ 🌹اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم🌹 🕯✲🕊✲🍂✲🕊✲🕯
|⇦•عهدی است بین اُم بنین... و توسل ویژۀ وفات حضرت اُم البَنین سلام الله علیها اجرا شده در سال۱۴۰۰ به نفس کربلایی محمدحسین پویانفر•✾• ●━━━━━━─────── ⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻ عهدی است بین اُم بنین و خدای خود من دل نبسته ام به دل بچه های خود اصلا حسین و زینب و کلثوم جای خود عباس من فدای علی اصغر حسین *وقتی آقا امیرالمومنین فرمود یه همسری میخوام با چنین خصوصیاتی، بی بی اُم البنین رو انتخاب کردن، دَم در ایستاد وارد خانه نشد گفتن وارد نمیشی؟ گفت اجازه بدید زینب بیاد، یه عده‌گفتن هنوز نیومده داره بزرگی میکنه... نقل میکنن: خودش رو‌ روی پای زینب انداخت صدا زد: خانوم! نیومدم‌ توی این‌ خونه خانومی کنم، من کنیز این خونه ام.. تو‌ خانه فاطمه صداش میزدن یه روز سرش رو‌ پایین انداخت فرمود: یا امیرالمومنین! مادر و پدرم خیلی سفارش کردن تو‌ این خونه از شما چیزی نخوام، اما ازت یه خواهش دارم، دیگه من رو فاطمه صدا نزن ... نام به این زیبایی چرا ؟صدازد: آقا وقتی من رو فاطمه صدا میزنی، بچه های فاطمه غصه دار میشن... الله اکبر به این ادب، فرمود: اُم البنین صدات میزنم، یه نگاه کرد گفت: آقا من پسری ندارم گفت بهت وعده میدم‌ خدا بهت پسرهایی میده یکی از یکی زیباتر، یکیشون‌میشه قمر بنی هاشم عباس، اُم البنین قراره علمداری حسین رو بکنه.... وقتی عباسش به دنیا اومد قنداقه عباسش رو دست آقا داد، آقا قنداق رو‌گرفت شروع کرد بوسیدن چشمهارو ،بی بی دید آقا قُمات قنداق رو باز کرد، دستهارو بیرون آورد شروع کرد بوسیدن، دید چشای امیرالمؤمنین خیس شده گریه میکنه، آقا بچه ام ایرادی داره اینطور بی تاب گریه میکنید؟فرمود نه اُم البنین نمیدونی این دستها قراره قطع شه ... این چشمها قراره تیر بخوره ..* هرچند او دگر پسر خویش را ندید اما غمین نبود که عباس شد شهید دق کرد بعد از آنکه به او این خبر رسید بودند دیو و دد همه سیراب و می مکید خاتم ز قحط آب، لبِ اَنور حسین کارش دگر نشستن در آفتاب شد آب زلال در نظر او مذاب شد شرمنده ی نگاه غریب رباب شد از اینکه هم قبیله ی شمر است، آب شد رو میگرفت نزد دو تا خواهر حسین *یه وقت صدا تو‌مدینه بلند شد"یا اهل المدینه قُتِلَ الحُسینُ بكربلا" همه پریشان دور بشیر جمع شدن، گفتن: اُم البنین هم اومده راه رو باز کردن، یه نگاه کرد اُم البنین فرمود :"أخبِرنی عَن أبِی عَبدالله الحُسَین" بشیر گفت:کیه این خانم احترام میکنید؟ گفتن این خانوم ،خانوم امیر المؤمنینِ ، مادر عباسِ ،یه نگاه کرد گفت خانم عباست رو کشتن، دوباره اُم البنین صداش بلند شد "اأخبِرنی عَن أبِی عَبدالله الحُسَین" باز بشیر صدا زد: عثمانت رو‌ کشتن ، جعفرت رو کشتن... اُم البنین صدا زد:"أولادی وَمَن تَحتَ الخَضراء کُلُّهُم فداءُ لأبی عَبدِاللهِ الحُسین"همه ی بچه هام فدای حسین، یه نگاه کرد بشیر صدا زد: خانوم! حسینت رو بین دو نهر آب لب تشنه، درحالی که دوره اش کرده بودن سرش رو از قفا جدا کردند، یه آه اُم البنین کشید و از حال رفت... چند روز بعد بشیر رو صداش زدن بیا بی بی اُم البنین کار باهات داره... رسید محضر خانوم، صدا زد: بشیر! چندروزی دارم فکر میکنم باورم نمیشه از خبری که آوُردی.... بشیر گفت: خانم‌! هرچی دیده‌و شنیده بودم عرض کردم، گفت: هیهات اگه کسی بتونه به سر عباسم عمود بزنه! عباس من رشید بود، شنیدم با عمود به سرش زدن،گفت: خانوم! چون سؤال میکنی میگم‌.. اول دستاشو قطع کردن، جرأت نمی کردن به چشاش نگاه کنن، با سه شعبه به چشمش زدن .. خانوم‌ جان‌! خم شد تیر رو بین زانو قرار بده، کلاه خود ازسرش افتاد... حَکیم بن طُفَیل صدا زد: عباس اگه دست به بدن نداری من دست دارم، چنان با عمود به سرش زد... لذا مقتل نوشته: حسین مثل باز شکاری اومد طرف علقمه، یه وقت متحیر ایستاد ..میدونید چی شده بود؟ صدا زد: عباس! * دیدم از دور که با نیزه بلندت کردند بی سبب نیست که بال و پر تو می ریزد *یه وقت یه سرباز زمین میخوره یه نفر سراغش میره کارش رو تموم‌میکنه .. اما عرب رسم داره برا خودش افتخار میدونه وقتی سردار زمین میخوره همه‌ میرن، افتخار میکنن میگن ما این نیزه رو تو تن فلان سردار شکستیم .. فلان بزرگ‌رو ما این طور شمشیر زدیم .. لذا همه حمله کردن ..* نیزه زار آمده ام یا تو پُر از نیزه شدی؟! چو ملائک بدنت پُر شده از بال و پر است سقای دشت کربلا اباالفضل دستش شده ازتن‌جدا اباالفضل
14001025eheyat-poyanfar-roze2.mp3
3M
|⇦•عهدی است بین اُم بنین... و توسل ویژۀ وفات حضرت اُم البَنین سلام الله علیها اجرا شده در سال۱۴۰۰ به نفس کربلایی محمدحسین پویانفر•✾• ●━━━━━━─────── ⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻ اگر چه با همه گفتی کنیز زهرایی به چشم آل پیمبر عزیز زهرایی
|⇦•نشستم در بقیع... و توسل ویژۀ وفات حضرت اُم البَنین سلام الله علیها اجرا شده در سال۱۴۰۰ به نفس سیدمجید بنی فاطمه•✾• ●━━━━━━─────── ⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻ *امشب گوشه ی دلت بگو، آی اباالفضل! امشب روضه ی مادرته آقاجان ....* نشستم در بقیع اشکی بریزم *هرروز میومد تو بقیع، چهار تا صورتِ قبر برا پسراش درست کرده بود... * نشستم در بقیع اشکی بریزم شنیدم علقمه رفتی عزیزم شنیدم کودکان بیتاب بودند تو بودی و همه بی آب بودند شنیدم از عطش افتاده بودند بدستت مشک خالی داده بودند الا ای ماه بی شمشیر رفتی میان روبهان چون شیر رفتی صدایت میزنم با اشک عباس به‌ جای نیزه بردی مشک عباس شنیدم مشک‌بردی برنگشتی هزاران تیر خوردی برنگشتی شنیدم‌مشک‌زیر آب بردی دراوج تشنگی آبی نخوردی الا مادر به قربان تو‌عباس جدا کردن دستان تو‌عباس شنیدم راه نخلستان‌گرفتی شنیدم مشک بر دندان گرفتی شنیدم مشک‌آبت تیر خورده شنیدم پیکرت شمشیر خورده الا ای که دل از من برده‌چشمت شنیدم که شده آزرده چشمت اگر می بود شمشیرت به چنگت کسی هرگز نمی آمد به‌جنگت *شنیدم نتونستی آب ببری...* شنیدم کرده ای غوغا اباالفضل کنارت آمده زهرا اباالفضل الا ای عُمر مادر ای جوانم جوان مهربانم‌ پهلوانم من و داغ شما و حال پیری کجایی دست مادر را بگیری شنیدم بعد تو غوغا شد عباس عزای زینب کبری شد عباس پی تو روی تل از اطفال رفتن همه اهل حرم از حال رفتن شنیدم دشمنان خوشحال بودن همه دور و بر گودال بودن شنیدم زینت اطفال بردن حسینم را ته گودال بردن درآن ساعت کجا بودی اباالفضل به زیر نیزه ها بودی اباالفضل من از بعد حسین، همراه زهرا زنم ناله: حسینم‌ وا حسینم وا