eitaa logo
کانال نوای عاشقان
19.8هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
1.8هزار ویدیو
440 فایل
﷽ 📚کاملترین مرجع اشعار برای مداحان 📑کپی مطالب با ذکر منبع موجب رضایت اهل‌بیت می‌باشد. 📩شاعران گرامی اگرتمایل به همکاری داشته باشید میتوانید،با بنده؛️مرتبط بشوید 🌻༎شرائط |تـبادلات @h_salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
گرفتارم گره اوفتاده تو کارم_۲۰۲۳_۰۵_۲۷_۰۹_۳۷_۴۳_۲۷۱.mp3
2.65M
گرفتارم گره افتاده تو کارم 🎙 «لبیک یاحسین» ✍️ جهاد تبیین به عشق سید الشهدا🙏
هر کس که بر سرش زده با عشق سر کند باید هواى داشتن دردسر کند باید هر آنکسى که پى وصل می‌رود تا مرز سوختن بتواند خطر کند از دست این فراق مجال فرار نیست سوگند خورده است مرا خونجگر کند شب آمده است و باز زلیخا نشسته است شاید دوباره یوسف از اینجا گذر کند باشد به التماس دل ما محل نده پس لااقل بگو که چه خاکى به سر کند اصلا چگونه شمع در این گوشه‌ی اتاق شب را بدون صحبت پروانه سر کند دیدی که خون ناحق پروانه شمع را چندان امان نداد که شب را سحر کند افتاده‌اند در بغل هم دو سوخته دیگر کسى نمانده کسى را خبر کند وقتى فقیر فقر ندارد فقیر نیست کارى کنید فقر مرا بیشتر کند هر آنچه داده‌ام دوبرابر گرفته‌ام آنکس ضرر نکرد که اینجا ضرر کند با آنکه ذره را به نظر آفتاب کرد باد صبا بگو که به ما هم نظر کند علی اکبر لطیفیان می رسد روزی که می آید سواری از سفر این شب هجران به پایان می رسد وقت سحر بهترین تصویر اهل آسمانی ها تویی آخرین امّید قلب جمکرانی ها تویی جمعه ها جمعیّتی گریانِ سوز ندبه ها با خبر هستی تو هم از حال و روز ندبه ها کاش می شد که ببینم روی زیبای تو را حسّ کنم یا لااقلّ گرمای رویای تو را بی قرارم بی پناهم انتظاری خسته ام عاشقم عاشق ترینم من به تو دلبسته ام فاطمه س در انتظارت ای پر و بال علی ای قیام تو قیامت قائم آل علی در کویر آرزوها العَجَل‌باران شدم در غروب ابری جمعه غزل‌باران شدم می توان این روزهای بی کسی را ترک کرد می توان با بودن تو کربلا را درک کرد می رسی عطر خدا تا خانه ی دین می رسد جمعه ای هم نوبت "فتح فلسطین" می رسد آخرین خورشید دنیا عاقبت یک شب برس با شهیدان دفاع از مرقد زینب برس الاَمان آقای من خطّ امان من تویی العجل یابن الحسن عج آرام جان من تویی اسماعیل شبرنگ دستم نمی‌رود به تمنای این و آن چشمم نمی‌کشد به تماشای این و آن یوسف‌ندیده‌ها هوس چهره می‌کنند این دل نمی‌خورد به زلیخای این و آن عاشق نگشته‌اند دو چشمی که هرزه‌اند بینا نشد نگاه، ز دنیای این و آن رخسار تو کجا، اثر دست ما کجا رویت شبیه نیست به سیمای این و آن باید که گریه کرد بر احوال زار خویش مؤمن مگر گناه کند پای این و آن غیبت خطای هر شب و هر روزمان شده تا کی کنیم، سیرخطاهای این و آن خود غرق مشگلیم در اطراف خویشتن اما کنیم حل معمای این و آن! دستی بکش تو بر سر ما یابن فاطمه! خسته شدیم ما ز تسلای این و آن ما با توییم و جان به کف نایب توییم ما را رها مکن به تولای این و آن ما دست از سلاله‌ی زهرا نمی‌کشیم بالای سر قداستِ فتوای این و آن حالا که فوج‌فوج همه کربلایی‌اند یک عده می‌روند کلیسای این و آن بانک و حساب خارجی و مرجعیت و تعظیم تا کمر، به تقاضای این و آن دنیا در آستانه‌ی فتح‌المبین ما ما در پی مذاکره و رأی این و آن برگرد ای عزیز سفر کرده، کعبه شد با غربتی عجیب مصلای این و آن محمود ژولیده عمری دل از زمانه بریدیم... بس نبود؟ چون شمع سوختیم و چکیدیم ... بس نبود؟ آقا تو را قسم به در سوخته به عشق برگرد... هر چه بی‌تو کشیدیم... بس نبود؟ آرام از مقابلمان رد شدی، دریغ روی چو ماه‌تان که ندیدیم... بس نبود؟ در غفلت و هوا و هوس عمرمان گذشت تا اوج پرتگاه رسیدیم... بس نبود؟ گفتند کو نشانی ارباب‌تان که نیست...! زخم زبان و طعنه شنیدیم... بس نبود؟ آنقدر دیر کردی و ما... در نبودنت زهر فراق یار چشیدیم... بس نبود؟ یک عمر راه گم شد و در حسرت وصال بیراه رفته و نرسیدیم... بس نبود؟ امسال هم گذشت در اندوه انتظار رنج و بلا و ظلم که دیدیم... بس نبود؟ نعیمه امامی حسرت روز و شبم روی شما را دیدن چند دوری به مدارِ سرتان چرخیدن وسط گریه‌ی این وصل کمی خندیدن پوزه را بر سر خاک قدمت مالیدن چه شود اینکه گدا هم به نوایی برسد؟! به روی صورت ما زلف رهایی برسد اینکه یک عمر نبینم رخ یارم سخت است بی‌خبر بودنِ از حال نگارم سخت است سر روی زانوی غربت بگذارم سخت است جز تو مردم بنشینند کنارم سخت است یا که می‌میرم و جسم و کفنم می‌پوسد یا که روزی لب من پای تو را می‌بوسد آشنای دل ویرانه‌ی من تنها تو پس مصفی شدن کلبه‌ی این دل با تو دل نبستم به کسی جان خودم الا تو سائلم...بی‌سر و پایم به خدا اما تو شهریاری و فقط "عادتکم احسان" است شرح این جمله خودش چند سری دیوان است ای که دریای کرم، معدن حکمت هستی صاحب تیغ دوسر صاحب شوکت هستی دو جهان واسطه ی بارش رحمت هستی در سیاهی زمان راه سعادت هستی راه گم کرده‌ام ای شاه بیا کاری کن من پناهنده شدم... باز مرا یاری کن به رسولی که شد از غصه لبالب سوگند به نواهای علی در دل هرشب سوگند به قد فاطمه که گشت مورّب سوگند به پریشانی و حیرانی زینب سوگند منجی آخر هر بی سر و سامان برگرد یوسف فاطمه بر مردم کنعان برگرد محمد جواد شیرازی @navaye_asheghaan
غایبی و پیدایی سیدی و مولایی صورتی و معنایی سیدی و مولایی هر طرف درخشیدی مثل قرص خورشیدی ماه انجمن‌هایی سیدی و مولایی هم تو منجی عالم هم تو مصلح عالم هم تو صاحب مایی سیدی و مولایی هم کلیم موسایی هم مسیح عیسایی هم عزیز زهرایی سیدی و مولایی دور غربتت تا کی طول غیبتت تاکی عاقبت تو می‌آیی سیدی و مولای قوم فیل در کعبه خادم الحرم گشتند کعبه را تو آقایی سیدی و مولایی دست ما به دامانت جمله تحت فرمانت تاچه حکم فرمایی سیدی و مولایی کار دوستان آه است چشم کعبه درراه است تا تو چهره بگشایی سیدی و مولایی نور دیده‌ی زهرا قبر مادر خودرا کی به شیعه بنمایی سیدی و مولایی نیست چشم میثم را تاب دیدن رویت تو همیشه پیدایی سیدی و مولایی ✍ استاد @navaye_asheghaan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
💚═✾♡💚♡✾═💚 ﷽ ما گره گشا داریم ؛ دافع البلا داریم هر کسی کسی دارد ؛ ما امام رضا داریم امام رضا داریم سر تا به قدم دردیم ؛ رو به این حرم کردیم پشت پنجره فولاد ؛ ما دارالشفا داریم امام رضا داریم با همه تهی دستی ؛ شادیم که از هستی بر دامن لطف تو ؛ دست التجا داریم امام رضا داریم تو دست عطا داری ؛ این همه گدا داری ما دست تهی داریم ؛ ما فقط تو را داریم امام رضا داریم از درت مران ما را ؛ جان مادرت زهرا غیر کوی تو مولا ؛ ما مگر کجا داریم امام رضا داریم روح و جان حج اینجاست ؛ ثامن‌الحجج اینجاست با صفا تر از مروه ؛ مروه و صفا داریم امام رضا داریم حجّ فقرایی تو ؛ یار ضعفایی تو اغنیا کجا دارند ؛ ثروتی که ما داریم                امام رضا داریم هر چند گرفتاریم ؛ کی گفته که بی یاریم ما حضرت معصومه ؛ ما امام رضا داریم امام رضا داریم ما عاصی و شرمنده ؛ تو رئوف و بخشنده هم خوف از آن داریم ؛ هم به این رجا داریم                امام رضا داریم گر چه غرق عصیانیم ؛ در پناه سلطانیم چه واهمه ای دیگر ؛ از روز جزا داریم                امام رضا داریم رحمی به دل ما کن ؛ راه بسته را وا کن از تو خواستیم هر وقت ؛ میل کربلا داریم امام رضا داریم 💚═✾♡💚♡✾═💚
🇮🇷 🌸از کریمان سنگ میخواهیم ما زر میرسد 🌸در حرم از آنچه میخواهیم بهتر میرسد 🌺لطف و احسان کریمان را شمردن مشکل است 🌺وقت احسان پشت آن احسان دیگر میرسد 🌸اى که دستت میرسد کارى کنى، کارى بکن 🌸عمر دارد میرود، دارد اجل سرمیرسد 🌺در طلب خوب است حاجات مکرر داشتن 🌺وقتی از این ناحیه دارد مکرر میرسد 🌸شب به شب در میزنم، چون در زدن مال من است 🌸دست سائل ها فقط تا حلقۀ در میرسد 🌺گر به ما کم میرسد از خصلت کم بینى است 🌺ورنه دارد ده برابر ده برابر میرسد 🌸من فقط یک نوکرم، کار خودم را میکنم 🌸او خودش هر وقت لازم شد به نوکر میرسد 🌺خادمان آنقدر بى اصل و نسب هم نیستند 🌺نسبت ما یا به فضه یا به قنبر میرسد 🌸فقر آمد میرود ایمان، ولى پیش شما 🌸میشود ایمان من فقرى که از در میرسد 🌺رزق در بین الطلوعین است،بین طوس و قم 🌺رزق از دو سفرۀ موسى بن جعفر میرسد 🌸هم به زیر دین قم، هم زیر دین مشهدم 🌸گاه داد من برادر، گاه خواهر میرسد 🌺فاطمه را خواستم معصومه را زائر شدم 🌺فیض قبر مادرى از قبر دختر میرسد 🌸نیستند این دو براى من، فقط پیش منند 🌸سر به سرور میرسد، دل هم به دلبر میرسد 🌺پیش تو محتاج ها در حال رفت و آمدند 🌺تا که آهو میرود پشتش کبوتر میرسد 🌸آب پاى میوه اى که ریختم بهتر رسید 🌸میوۀ ما هم فقط با گریه بهتر میرسد 📝شاعر: علی اکبر لطیفیان . 🌸اللهم عجل لولیک الفرج🤲
نماهنگ پای پیاده .mp3
5.01M
متن نماهنگ «پای پیاده» پای پیاده با یه دل ساده میخوام که تو صحنت زائر شم السلام آقا سلاله ی زهرا باید به پابوسیت حاضرشم من مانوسم با حرمت آقا حرم تو والله برام بهشته انگاری که از روزای اول روی دل شیعه اینو نوشته رئوفی و مهر تو بر دلا نشسته آقا منو رها نکن دلم شکسته میام حرم کنار تو حالم خوشه نگاه تو برام پر از آرامشه با چشمای تر اذن دخولم را از باب الجوادت میگیرم پنجره فولاد یا صحن گوهرشاد یا پای ضریحت میشینم امین الله وجیها عندالله علی بن موسی باب النجاتی انت وجدی و انت حماتی یا شافع الخلقی عندالمماتی رئوفی و مهر تو بر دلا نشسته آقا منو رها نکن دلم شکسته میام حرم کنار تو حالم خوشه نگاه تو برام پر از آرامشه یارضا مولا جانم فدات مولا من میدونم میرسه یه روزی حاجتمو آقا ازت میگیرم وقتی میام روبرو ضریحت کربلامو آقا ازت میگیرم رئوفی و مهر تو بر دلا نشسته آقا منو رها نکن دلم شکسته میام حرم کنار تو حالم خوشه نگاه تو برام پر از آرامشه شاعر: مجتبی دسترنج
. همدم شبهای پر از التهاب آمده ام نور به قلبم به تاب زائرتان باز بهم ریخته شعله ی دل را به قلم ریخته در حرم امن تو غرق غم است هرچه که بد ،باز بنی آدم است ریزه خور سفره ی احسان تو باز شده دست به دامان تو خانه خرابی پی آبادی است طالب"شش گوشه" از "آزادی" است با نفس گرم تو حل می شود کام دلم باز عسل می شود من که گدای در این خانه ام بی نظر لطف تو ویرانه ام بس که در این کوی عنایات شد بارگهت قبله ی حاجات شد پنجره فولاد به اذن اله زنده کند مرده در این بارگاه در حرم عشق نشد نامراد هر که شده سائل باب الجواد پادشه طوس براتم بده مژده ی وصل عتباتم بده ✍ ...................................................
. طلوع مژده ای دل که ولایت نفسی می آید بوی جنت ز کرامت نفسی می آید ماه ذیقعده شد و مهر ولا می تابد از افق ها رخ زیبای رضا می تابد طور سینا شده کاشانه ی موسی از او می زند سر به فلک قامت طوبی از او نجمه از کودک خود فیض الهی گیرد سائل از درگه او جلوه ی شاهی گیرد دارد از غنچه ی خود خنده ی شیرین مادر پسر آورده برای پدری این مادر این پسر ضامن آهوی بیابان بشود آسمان از رخ او صبح درخشان بشود پاره ی قلب پیمبر به جهان آمده است بار دیگر ز نبی نور و نشان آمده است نور چشمان علی ، عالی اعلاست رضا جلوه ی روشنی از حضرت زهراست رضا حُسن او حُسن حسن ، یوسف کنعان ولا هشتمین مهر جهان ماه شبستان ولا ابروانش دو هلال آمده بالای قمر این حسین است - و یا جلوه ی زیبای قمر می چکد عطر ولایت ز گل بستانش نور سجاد تجلی کند از چشمانش عالم آل محمد بود این مولد عشق می شود باقر دیگر به یقین مولد عشق دارد از عرش برین عاشق دیگر این گل می درخشد که شود صادق دیگر این گل دُر دُردانه به بر حضرت موسی دارد عشق در خانه ی او منزل و مآوی دارد هشتمین ماه فروزنده به شب های امید دارد از درگه او دیده تمنای امید می دمد مهر که او عاشق چشمان رضاست می رسد ماه که او شمع شبستان رضاست هر که درمانده عشقی ست ولی این دل من دل عاشق شده ام بی سر و سامان رضاست هر کجا دل برود نام رضا می شنود هر کجا دل برود مُلک خراسان رضاست سر زده از در و بامش همه جا بوی بهشت بوی گل می دهد آنجا که خیابان رضاست سائلی نیست که سویش نبرد دست نیاز هر که را می نگرم دست به دامان رضاست می چکد از دل آهوی دلم مُشک خُتن از همان روز که شرمنده ی احسان رضاست دلم آهوی بیابانی آن سرو بهشت دلم آهوی وفادار بیابان رضاست او امام است و مرا بندگی اش در پیش است سائلی را بپذیرد که ز غم دلریش است آن امامی که کرم در حرمش محسوس است مهربانی ست که با خسته دلان مآنوس است امشب از بام فلک بارش اختر بنگر از قدم های رضا جاری کوثر بنگر بنگر ای عشق که سلطان جهان می آید هشتمین جلوه ی حق عطر فشان می آید می چکد عطر ولایش به گل و باغ و چمن تشنه ی کوثر او خلق جهانند چو من برکه از بارش ابر کرمش دریا شد بزم اُنس است که در ارض و سما برپا شد صدف آل علی گوهر غلتان دارد یثرب از آمدنش شوق فراوان دارد عشق در دایره ی محفل او می گردد «یاسر» از بین همه دعبل او می گردد ***
. نسیم رحمت آن دل صدای آمدنت راشنیده است باصدهزار امید ، به سویت پریده است درازحام این همه عاشق ، حریم تو زیباترین تجلی عشق و عقیده است وقتی شمیم ناب توآمد سروش گفت امشب نسیم رحمت یزدان وزیده است یاایهالرئوف، به یمن قدوم توست این خوان رحمتی که خداوند چیده است ماه فلک چومهر، اگرمات نورتوست صدکهکشان نوردراین روضه دیده است درساحت عبور توازچشمان زائران بهر نثار مقدم تو ،گل دمیده است ای میزبان عالم وآدم ،که روزگار مهمان نوازتـر زتو، هرگز ندیده است مدهوش سرزخاک برآرد به رستخیز لب تشنه ای که جرعه زجامت چشیده است غرق عنایتند همه، درحریم تو فرقی نمی کند زکجا کس رسیده است دارم امید آن که معطّر شود زتو اشکی که باامید به خاکت چکیده است تنها امید این دل بی دست وپا تویی وقتی که ازتمامی عالم بریده است فصل ولادت تو«وفایی» به اشک شوق برعرض تهنیت به حضورت رسیده است .
. آیه ی حسن ای آن که دلت صاف تر از جام بلوراست ازباور ما وصف کمالات تو دوراست سوگند به یاسین وبه طاها که جمالت تفسیردعای سحرو سوره ی نوراست هم قبله ی دل هایی وهم شمس وشموسی نور تو فروغ قمروچشمه ی هوراست ازمقدم توای گل گلزار ولایت هرجانگرم صحبت شادی وسروراست مرغان بهشتی زشعف زمزمه کردند گلزار پراز نغمه ی شیدایی وشوراست خورشید جهانتابی ودرهردل عاشق انوار ولای تو دراشراق وظهوراست تو زاده ی موسایی واز قدروشرافت عیسی دمی وهرنفست نفخه ی صوراست توآینه ی حسن خداوندی ودرعرش آیات کمالات تودردست مروراست ازرأفت تونورخدا خیزد وپیداست یک جلوه زانوار خداوند غفوراست پرشورتر ازباده ی عشق تو ندیدم این باده صفا بخش ترازجام طهوراست گرموسم میلاد تو اشکی به رخم ریخت ازشرم دلم بود ومرا شرم حضوراست مارا تومرانی زدرخویش سلیمان ازدرگه اکرام تواین حاجت موراست هرکس که بدل مهرتو دارد چو« وفایی» این مهرورا روز جزا برگ عبوراست ✍ .