eitaa logo
کانال نوای عاشقان
19.8هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
1.8هزار ویدیو
441 فایل
﷽ 📚کاملترین مرجع اشعار برای مداحان 📑کپی مطالب با ذکر منبع موجب رضایت اهل‌بیت می‌باشد. 📩شاعران گرامی اگرتمایل به همکاری داشته باشید میتوانید،با بنده؛️مرتبط بشوید 🌻༎شرائط |تـبادلات @h_salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
. ☑️بنداول سلامم به خون پاک شهدا سلامم به تموم پیر غلاما سلامم به قلب پاک مادرا به شهدایی که جون گذاشتن برا یه ملت به مادری که برا جوونش کشیده زحمت به اون بابا که پشتش شکسته بعد از شهادت واغربتا جامونده ام از شهدا ═ ೋღݪبیڪ‌یـٰازِيـنَـݕღೋ═ ☑️بند دوم رسیده سر مزارش مادرش میریزه اشک غم از چشم ترش به یاده جوونه پاک اطهرش میاد به یادش وقتی جوونش باهاش وداع کرد می‌گفت عزیزم شدی تو حالا واسه خودت مَرد رفت و خبر از شهادتش شد با دله پردرد واغربتا جامونده ام از شهدا ═ ೋღݪبیڪ‌یـٰازِيـنَـݕღೋ═ ☑️بندسوم تورفتی خاک عالم شد به سرم تو رفتی ای تموم برگ وبرم حلالت باشه شیرم ای پسرم ای نازنینم تا تو رسیدی غصه سر اومد به شام تار سیاه قلبم باز سحر اومد تا از تن پر خون تو مادر خبر اومد واغربتا جامونده ام از شهدا ═ ೋღݪبیڪ‌یـٰازِيـنَـݕღೋ═ ☑️بند چهارم یه مادر خیلی دلش پریشونه نداره از جوونش هیچ نشونه با بغض خسته ی خسته ش میخونه به انتظارت انقد نشستم با دله مضطر بیای ببینی که از فراقت پیر شده مادر دارم میمیرم کاشکی بیای این روزای آخر واغربتا جامونده ام از شهدا ═ ೋღݪبیڪ‌یـٰازِيـنَـݕღೋ═ ☑️بند پنجم یه خادم تمومه افتخارش اینه باقلبی که داره میسوزه ببینه کناره یه عده زایر میشینه .... دلش حزینه چرا جا موند از جمله شهیدا میگه خدایا منم شهید کن به حق زهرا (س) گمنام بدم جون بی سر بشم کاش شبیه مولا واغربتا جامونده ام از شهدا 💠💠💠1⃣0⃣0⃣8⃣💠💠💠 ═ ೋღݪبیڪ‌یـٰازِيـنَـݕღೋ═ 👇
. خیال کن امسال سال شصت و یک هجریه خیال کن بین انتخاب حق و باطلی حسین یا یزید، محبت کی تو قلبته؟ توو این معرکه، ببین کدوم طرف مایلی؟ مگه میشه ما تن به ذلت مگه میشه ما نه بگیم به هیأت مگه میشه با حسین نباشیم پای روضه ایم تا خود قیامت ما در طلب عزت امام حسینیم ما سینه زن هیأت امام حسینیم با اشک عزا بین جبهه جهادیم ما گریه کنا ملت امام حسینیم ........................ خیال کن امسال سال شصت و یک هجریه خیال کن امشب بین خیمه شب آخره خیال کن حسین بیعت بر می داره ازت میگه هرکی خواست منو تنها زاره بره مگه میشه ما نه بگیم به دعوت نمیریم از این خیمه ی محبت می خونیم رجز مرد و زن حسین جان که به ما میگن ملت شهادت دنباله رو نهضت امام حسینیم ما ریزه خور رحمت امام حسینیم این گریه ی ما بیعت ما با حسینیم ما گریه کنا ملت امام حسینیم ............................. خیال کن امسال سال شصت و یک هجریه خیال کن مثل اهل کوفه نامه نوشتی برای حسین مال و مقامو فدا می کنی ببین که اهل جهنمی یا بهشتی مگه میشه ما از حسین جدا شیم مگه میشه ما یاورش نباشیم آره می گذریم از تموم دنیا تا مثه حبیب راهی کربلا شیم ما قطره ای از امت امام حسینیم ما منتظر رجعت امام حسینیم این گریه ی ما ناله ی الی الغریبه ما گریه کنا ملت امام حسینیم 📢 حاج مهدی رسولی 🔶 خیالکن امسال، سال شصت و یک هجریه... شب هشتم محرم ۱۴۴۲ ۹۹ صوت⬇️⬇️⬇️
. من سلاحم گریه و با گریه طوفان می کنم سنگ را حتی به وقت گریه ، گریان می کنم مثل زهرا مادرم ، مثل رقیه خواهرم دودمان ظلم را با اشک ویران می کنم زندگانی مرگ تدریجی است بعد از کربلا کنج غربت درد را با درد درمان می کنم بی اراده ذکر لب عجل وفاتی می شود هر زمان که یاد از شام غریبان می کنم گاه یاد قاسم و گاهی به یاد اکبرم هر زمان که قصد رفتن بر گلستان می کنم حرمله داد مرا بدجور در آورده است تا توانم لعن بر آن نامسلمان می کنم هر کجا که حرف "کفن و دفن" آید در میان بی اراده یادی از آن جسم عریان می کنم تا صدای قاری قرآن به گوشم می رسد یاد از آن مجلس و آن چوب و دندان می کنم خواهرم آن شب جلوی چشم من دق مرگ شد شرم از آن ماجرای کنج ویران می کنم   شاعر : محمد حسین رحیمیان .
. « » زینب ای در هر خطر یار امام کربلا خوش آمدی خواهرسلام السلام ای یار چندین ساله ام باغبان یک گلستان لاله ام ای که زهرا و علی را دختری سرفرازم چون تو دارم خواهری ای گرفته از رخ دشمن نقاب خوش درخشیدی بسان آفتاب گر نبودی کوفه و شام بلا دفن می شد نام من در کربلا خواهرم ممنونم از یاری تو مرحبا بر این علمداری تو آمدی خواهر فدای مقدمت ای بقربان قدِ از غم خَمَت آمدی خواهر دوباره کربلا تو مگرکم دیده ای اینجا بلا؟ آمدی آنجا که دل خون کردنت درغم مرگم پریشون کردنت ای ز هر سو بردلت باریده درد این چهل روز دوری ام باتوچه کرد؟ ای رشیده ، سرو قدِ تو خم است صورتت چین وچروک و درهم است جان مادر نیست زینب باورم اینقدر تو پیر گردی خواهرم آمدی با اشک وآه ای دل غمین خیرمقدم گویمت ای نازنین اولین باراست خواهر ما دوتا این چنین گردیده ایم ازهم جدا توسلامم کرده ای ای دل کباب سر ندارم تا تو را گویم جواب ای سراپا ناله و اندوه و درد این چهل روزه غمم با تو چه کرد؟ آمدی درگلشنی که یاس نیست خواهرم اینجا دگر عباس نیست یاد داری زینبم آن جمع را؟ آن همه پروانه دور شمع را؟ در کنار خود برادر داشتی قاسم و عباس و اکبر داشتی بادل خون آمدی ای دل کباب نیست عباسم دگر گیرد رکاب تاکه دیدم غصۀ جانکاه تو آمدم من با سرم همراه تو گرچه از نیزه نگاهت کرده ام گوش بر افغان و آهت کرده ام گریه کردم تا که برسر می زدی ناله های ای برادر می زدی کاش می شد آیم استقبال تو تابپرسم چون همیشه حال تو چشم من روشن رسیدی ازسفر از سفرخواهر چه آوردی خبر؟ هرچه می گردم میان کاروان از رقیه نیست خواهرجان نشان خواهرم روح و روان من کجاست؟ دخترشیرین زبان من کجاست؟ خواهرم ازمن مگرافسرده است؟ یامگر از دوری من مُرده است؟ دارد اینک خواهشی از توحسین ازگلوی خسته ات برگو، حسین شد دلم تنگ برادر گفتنت دوست دارم روی زانو خفتنت خواهری که بوده ای چون مادرم همچو مادر کن دعایم خواهرم درد دلهای مرا «مداح» گفت بیت بیت از سوز دل با آه گفت علی اکبراسفندیار«مداح» با در زیارت .
. منتقمِ خونِ پدر عاقبت این شبِ تاریک سحر خواهد شد به رُخِ حضرتِ خورشید نظر خواهد شد می رسد نوبتِ آن روز که با وعده ی حق پسری منتقمِ خونِ پدر خواهد شد ای به قربان تو که با نظرِ مهدوی ات خاک هم پای قدم های تو ، زر خواهد شد دلِ غمدیده ی ما گر به وصالت برسد سینه ی سنگی ما ، دُر و گُهر خواهد شد آه ، از اینهمه سالی که بدون تو گذشت این چه عمریست که در فاصله سر خواهد شد تو بیا ، دیده ی آلوده پس از دیدنِ تو عاشقانه به سر راهِ تو ، تر خواهد شد  هستی محرابی .
YEKNET.IR - shoor - shabe 4 moharram1399 - mehdi rasouli.mp3
1.75M
🎤 🔳 احساسی 🌴خیال کن امسال سال 61 هجریه 🌴خیال کن بین انتخاب حق و باطلی 🎤
YEKNET.IR - shoor - shabe 2 moharram1399 - narimani.mp3
4.85M
🔳 🌴خیال کن امسال سال 61 هجریه 🌴خیال کن بین انتخاب حق و باطلی 🎤 .
. یا این دل شکسته ی ما را صبور کن یا لا أقل به خاطر زینب ظهور کن دیگر بتاب از افق مکه ، ماه من! این جاده های شب زده را غرق نور کن با ذوالفقار حضرت مولا ، بیا و بعد دلهای شیعه را پرِ حسّ غرور کن با کوله بار غربت و اندوه خود بیا از کوچه های سینه زنی مان عبور کن امشب بیا که روضه بخوانی برایمان امشب بساط گریه ما را تو جور کن یا چند صفحه مقتل کرب و بلا بخوان یا خاطرات عمه تان را مرور کن هم از وفای ساقی لب تشنگان بگو هم یادی از مصیبتِ سرخ تنور کن  یوسف رحیمی . .
. با (عج) در عزای (ع) ........... ماییم و داغ شعله ی هجران به جان هنوز ماییم و اشک ، آتش فصل خزان هنوز آن گونه هجر ، شعله به قلبم زده کز آن می ریزد آه بر لب آتش فشان هنوز تن را زدم به آتش وصلت بیا ببین هم در عیان بسوزم و هم در نهان هنوز شد تیره از فراق دو چشمم بیا بیا دارم ز داغ قامت همچون کمان هنوز در انتظار توست اگر دل به خون نشست وز هجر توست این همه دارم فغان هنوز می دانم ای امید جهان گریه می کنی بر زخم های مانده به قلب جهان هنوز زخمی که خورد بر تن زین العباد آه زخمی که هست بر دل خونش نشان هنوز ای دل بسوز بر غم جان سوز آن امام او بی قرار ، رأس پدر بر سنان هنوز بر ناقه می برند امام زمان خود این مردم شکسته ی نامهربان هنوز بر طایری که سوخت پر و بالش ز شعله ها گرید ز داغ "یاسر" بی آشیان هنوز محمود تاری .
. بسم الله الرحمن الرحيم گریه کردم بس که از داغ تو بیمارم حسین(ع) تار می بیند دو چشمانِ عزادارم حسین(ع) می نشیند با شروعِ روضه چشمانم به اشک تا ابد این رزق را از مادرت دارم حسین(ع) پای کارت ایستادم! چون بدون فوتِ وقت- آمدی! تا که گره افتاد در کارم حسین(ع) دست هایت را رها کردم، زمین خوردم! ببخش... بد نمک نشناسم آقا، سهل انگارم حسین(ع) جا نمانم! این بلا از هر بلایی بدتر است جا نمانم اربعین! مشتاقِ دیدارم حسین(ع) مشکلات من فقط کنج حرم حل میشود دعوتم کن کربلا! خیلی گرفتارم حسین(ع) جانِ آن خواهر که با دستانِ بسته رفت و گفت: راهیِ دروازۂ ساعات و بازارم حسین(ع) سنگباران بود و نامحرم! خدا صبرش دهد گفت چشم از چشمهایت برنمیدارم حسین(ع)! مرضیه_عاطفی .
. نماز عشق آن گل که دین ومکتب ازاو آبرو گرفت گل های باغ عشق از اورنگ وبو گرفت بهر نماز عشق به محراب معرفت ازچشمه سار چشم ترخود وضو گرفت وقتی که خواست جسم پدر را نِهد به خاک با اشک بوسه ها ز رگ آن گلو گرفت چون شمع سینه سوخته ای آب شدتنش ازبس که همچو فاطمه با گریه خوگرفت رسوانمود دشمن دین رابه نزد خلق با خطبه ای که خواند توان ازعدوگرفت پیراهنی که فاطمه ازمهررشته بود تا آن که دست خصم نماند ازاو گرفت بایاد تشنگان لب آب خون گریست هرگه که دیدآب وبه دستش سبو گرفت با کثرت گناه«وفایی » به اشک وآه امید خود ز آیه ی" لا تقنطو "گرفت .
حرم می سوزد و کاری ز دستم بر نمی آید در این دنیا دگر مانند من مضطر نمی آید رسانید این خبر را بر سر آشفته روی نی که خار رفته در پای رقیه در نمی آید نمی دانم چه باید کرد کار خواهر تو نیست میان دیده ی انظار بی معجر نمی آید عقیقی از تو غارت رفته و خلخال هم از ما به دست و پای اولاد علی زیور نمی آید بیا آرام کن قلب ربابت را بگو بانو رها کن فکر آن قنداقه را اصغر نمی آید خبر بردن به لیلا از علی اکبر بود مشکل خودت هر طور می خواهی بگو اکبر نمی آید تو را هر طور باشد می برم آخر به جایی که دگر نعل سُتوری بر تن بی سر نمی آید سری را که به روی دامن زهراست جای او تنور خانه ی خولی و خاکستر نمی آید .