eitaa logo
نوای دل🎵
300 دنبال‌کننده
633 عکس
183 ویدیو
60 فایل
جایــــۍ براے حرفــــ دل...❤️ جایــــۍ کہ بوے راحتے از سروصداے دنـــیــا مےآيد...☺️ پست های👈 #اعتقادی #معرفتی #مشاوره‌ای #شعر #انگیزشی ادمین: @Kharabeh_neshin
مشاهده در ایتا
دانلود
مشهدی حسن یزدی با امام زمان(علیه السلام) در جنوب شرقی مشهد مقدس کوهی است؛ به نام "کوه خلج" که از قدیم الایام دوستان حضرت و عشاق آن امام همام بدان جا می رفته و مشغول توسل به آن جناب و دعا برای حضرتش می شدند. از جمله👈 مرحوم مشهدی حسن یزدی که از صلحا و منتظرین وجود مقدس حضرت بقیة الله (ارواحنا فداه) بوده؛ بدان کوه می رفته و مشغول توسل به آن جناب می شده و اکثر متدینین مشهد مرحوم مشهدی حسن یزدی را به خاطر دارند که چگونه در انتظار و فراق امام زمانش می سوخت.😔 👈تقریبا در سنهء 1350 شمسی یک روز صبح زود به کوه خلج رفتم و در آنجا مشغول زیارت خواندن و توسل به امام زمان(ارواحنا فداه) شدم. حال خوبی داشتم و دائما با حضرتش مناجات می کردم و می گفتم: ای کاش ظهور می کردید و من ظهور شما را درک می کردم... آن روز؛ روز تعطیلی بود بعد از توسل از کوه خلج به منزل رفتم و قدری استراحت کردم. در عالم رویا(بین خواب و بیداری) دیدم در همان مکان؛ روی کوه خلج هستم و آقایم و مولایم صاحب الزمان(روحی له الفداء) هم هستند.😍 آقا در حالی که دست هایشان را بر پشت گذاشته بودند به طرف شهر مشهد نگاه می کردند. : آقا تشریف بیارید داخل شهر (منظورم👈 ظهور آن حضرت بود.) : من در این شهر غریبم!😔 : آقا اگر کاری دارید بفرمایید تا برایتان انجام دهم. : ما کارمندان زیادی داریم ولی آنها حق ما را می خورند و اکثرا یک قدم برای من بر نمی دارند و به یاد من نیستند.😱😭😔😔 در این هنگام از خواب بیدار شدم و در فراغ آن حضرت و برای غربت آن حضرت بسیار اشک ریختم. (کتاب عنایات حضرت ولی عصر علیه السلام ص435) ...😞 اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج @sofreyedeleseyed
هدایت شده از نوای دل🎵
زیارت مخصوص امام زمان علیه السلام در روز جمعه🌸 @sofreyedeleseyed
افسوس... این جمعه هم گذشت و خبر از یار نیامد...😔 @sofreyedeleseyed
نوای دل🎵
افسوس... این جمعه هم گذشت و خبر از یار نیامد...😔 @sofreyedeleseyed
گاھـے به این جمله ڪه میگن امید امام زمان{عج}ما جووناییم✨ فڪر میکنم . . . . از خـــودمـ . . . . گریـم میگیرھ . . . . 😔 @sofreyedeleseyed
تبلیغی 1 ماه مبارک رمضان رفته بودم اطراف شهر ...... برا تبلیغ، معمولا هر شبی خونه یکی از اهالی روستا دعوت میکردن برا افطار، یه شبش وقتی رفتم مسجد؛ نماز مغرب و عشاء رو خوندم ، بعدش یه جوون حدودا 25ساله اومد پیشم، گفت: حاج آقا بفرمائید بریم خونه گفتم: امشب مزاحم شما هستم؟😊 گفت: بله مزاحم ما هستی😐😄 @sofreyedeleseyed
791K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به آدمهایی که قضاوتت میکنن اهمیت نده. زندگی؛ قشنگی های خودشو داره، بدون نگاه بقیه 👌😌 @sofreyedeleseyed
✍ روزگاری در زدن هم اصولی داشت ، کوبه زنانه داشتیم و مردانه... ✍ و وقتی در زده میشد صاحب خانه میدانست آنکه پشت در است زن است یا مرد و بر آن مبنا به استقبال او میرفت، زندگی ها در عین سادگی؛ در و پیکر و اصول داشت... ✍ مردها کفشهای پاشنه تخم مرغی میپوشیدند تا از صدای آن از فاصله دور در کوچه پس کوچه های تو در تو خانمها بفهمند نامحرمی در حال عبور است... ✍ منزلها بیرونی و اندرونی داشت و از ورود مهمان تا خروجش طوری منزل ساخته شده بود که متعلقات به تکلف نیفتند... ✍ آن روزگاران امنیت ناموسی چندین برابر این زمان بود، نه سیستم امنیتی در منازل بود و نه شبکه های مجازی برای پاییدن همدیگر... ✍ اطمینان و شرافت و وفاداری و نگه داشتن زندگی با چنگ و دندان و آبروداری زوجین اصل زندگی بود... ✍ من هرگز بخاطر ندارم کسی مهریه ای اجرا بگذارد و دادسراها این همه پرونده طلاق و درخواست طلاق و فرزندان طلاق... ✍ نه ال سی دی بود نه اسپیلت و لباسشویی، صابون مراغه ای بود و دستان یخ زده مادر در زمستان که با گریسیلین ترکهایش را مداوا میکرد... ✍ و پدری که سر شب دم غروب خونه بود و خیز برمیداشت زیر کرسی و مادر کاسه اناردون کرده روی کرسی میگذاشت و نصف بدنمان زیر کرسی و سر و کله کز کرده در بیرون آن،با لباسهای ضخیم... ✍ پاییزی پر باران و زمستانی پر از برف داشتیم یادش بخیر همه چکمه داشتیم و تا لبه چکمه برف می آمد،هم زمین برکت داشت هم آسمان... ✍ سفره مان برنج بخودش کم میدید،اما صفا و سادگی داشت... و پنج ریالی پدر در صبحگاه مدرسه میشد نصف نان بربری با پنیر... ✍ آن روزها پشت این دربهای کوبه دار با هم حرف میزدند خیلی گرم و صمیمی... ✍ تابستان ها چقدر روی تخت های چوبی ستاره شمردیم و لذت آسمان بی غبار را بردیم... چه حرمتی داشت پدر و مادر... ✍ و پولها و مالها چه برکتی... چقدر دور هم حرف برای گفتن داشتیم، ✍ و چقدر از خدا میترسیدیم... کله صبح قمری ها(یاکریم ها) میخواندند ، ✍ با دوچرخه درخونه ها نون تازه و عدسی و شیر می آوردند محال بود کسی یازده صبح بیدار شود... ✍ زود میخوابیدند و سحر بیدار میشدند و بهترین رزقها را دریافت میکردند، زمستون برف وشیره میخوردیم و خیلی چیزی برای خوردن پیدا نمیشد و بهترین غذا را جمعه ها میخوردیم، آنروزها مردم چقدر به یکدیگر رحم میکردند و مهربان بودند و گره گشا و اعصابها حرام ترافیک و ... نمیشد... ✍ نفهمیدم چی شد ولی برف و کرسی و ستاره ها و کاسه بی تکلف انار و درب کوبه دار و دورهمی ها همه یکباره جمع شد... ✍ حالا ما مانده ایم و دنیای بی خیر و برکت و دربهای ضدسرقت و آدمهایی که سخت فخر میفروشند و متکبرند گویی هرگز نمیمیرند و چنان دنیا دارند که گویی برای آن آفریده شده اند... ⬅ ️چقدر نعمتها از کف رفت و ما خواب خوابیم @sofreyedeleseyed
حضرت علی‌اکبر (علیه السلام) 👈ناز" جوانی را با 👈نیاز" به پروردگار همراه کرد... 👌زندگی اینجورش خوبه و آدمو عزیز میکنه؛ پیش خدا و خلق خدا😊 ولادت با سعادت پسر امام حسین (علیهما السلام) و روز جوان مبارک باشه🌸 @sofreyedeleseyed
🌸محبت حضرت دوست به بندگان😍 🌸آی قربونت برم خدا🌸 👌👈 بنده نوازی خدا: در ارشاد القلوب است که خداوند به حضرت موسی (ع) می فرماید: عبدی! أنا و حقی لک محب،فبحقی علیک کن لی محبأ  خداوند می فرماید: بنده من؛ به حقی که تو بر گردن من داری من تو را دوست می دارم، پس به حقی که من بر تو دارم تو نيز مرا دوست بدار... 🌸قربونت برم خدا چقد غریبی رو زمین😔 @sofreyedeleseyed