اصلنم مود نیس
شبهای تاریک. همیشه دوستداشتنیتر از روز
چشمانش را میبندد و آب دهانش را با اشتها قورت میدهد؛ گویی همین حالا نیز درحال خوردن آن غذای مرموز بود:
#صدروزبزور - ۴۱ -` ۲۴۱ کلمه
آب دهانش را با اشتها قورت میدهد.🤨😂😂😂
اون لحظه احساس میکردم خیلی معنی میده ولی الان چقد مسخره بنظر میاد🤣🤣
بختک خشکش زده بود؛ گویی تمام توانش را با عمق نگاه مرد روبهرویش از دست داده بود- و البته، نامی که به خاطر میآورد. آتش، هرلحظه داغتر و خطرناکتر از قبل، اطراف او را تنگ میکرد...
تا اینکه ناگهان صدایی آشنا در فضا پیچید:
- مُتَکا رو بیار، متکا.
- چی!؟
- متکا، متکا.
اول از همه اینکه توی ترجمه فارسی هم با اسمای "قلب جوری، مرگ جوهری، طلسم جوهری" هست؛ هم با اسمای "سیاه دل، مرگ سیاه دل، طلسم سیاه دل"- که اینو قبلا هم گفته بودم🥸
اصلنم مود نیس
اول از همه اینکه توی ترجمه فارسی هم با اسمای "قلب جوری، مرگ جوهری، طلسم جوهری" هست؛ هم با اسمای "سیا
خب اره؛
سری اولشو، با اینکه خود کتاب یه مدت مدیدی دستم بود، زود خوندمش و بهههههتررررریییین قسمتش بود. اصلا برا همین زود خوندمش.
البته بگما، این زود خوندنه توی مدرسه بود. ینی چن وقته کتابامو کلا تو تایم مدرسه میخونم- سرکلاس، زنگ تفریح و اینجور موقعها.
بعد کی خوندمش؟ مثلا اخرای مهر اینجورا بود-🥴