چگونه دید فقیه نسبت به کلمات وحی ارتقاء مییابد؟
در مدرسه تمدنی بینات تعاریف فقه
تقسیماتی مانند #فقه_فردی و #فقه_حکومتی و #فقه_سیاسی و یا #فقه_نظام ندارد.
آنچه که در فقه رقم خورده است این است که تعاریف مشهور فقاهت تکامل یافته است
و این #تکامل_معنایی هم دامنه دید و هم دامنه تصرف فقیه را کامل میکند
و دیگر این تقسیمات و تقسیمات مشابه رنگ میبازد.
به عنوان مثال با اضافه شدن اصل
"#بیان_مبتنی_بر_ظرفیت"
و تعریف استظهاری و فقهی "#مراتب_ظرفیت"
و همچنین استنباط "شاخصههای تشخیص هر مرتبه از ظرفیت" در مخاطب؛
فقیه اولین کارش این است که متن آیه و روایت را با قرائن لفظی و مقامی و سایر قرائن، در یک درجه ظرفیتی طبقهبندی کند.
مثلا به اشتباه از یک آیه و یا روایت مرتبط با درجه تدبر، برای مخاطب مرحله تعقل استفاده نکند.
اگر این اصل در #فقاهت رعایت شود هم دید فقیه به کلمات وحی ارتقاء مییابد
-و کلمات وحی را مثل هم نمیبیند-
و هم تصرف و #نفوذ_کلمه اش به دلیل رعایت #ظرفیت_مخاطب ارتقاء مییابد...
مدرسه تمدنی بینات
@wsti_ir
وقتی پیشفرض #فقاهت، #معذر_و_منجز_بودن تعریف میشود، فقیه هیچ موقع به #حوزه_توصیفات ورود پیدا نمیکند
و میگوید این ارتباطی به حوزه کار فقاهت ندارد.
توصیفات دین در امور مختلف در فرآیند #تمدنسازی بسیار موثر است.
حال باید چکار کنیم که طلبه توجه کند که باید توصیفها را هم در #فرآیند_استنباط قرار داد؟
چرا الگوی آموزش ترمی واحدی که در دانشگاه بوده بعد از مدتی به پذیرش #حوزه_علمیه رسیده است؟
آیا حوزه علمیه نباید الگوی آموزش اختصاصی خودش را داشته باشد و بحث بکند؟
در حال حاضر عمده طلبهها در فرآیند آموزش خود متکی هستند به شرح ها و خلاصههایی که برخی اساتید نوشتهاند و اساسا به دنبال #کسب_نمره و #ارتقا_به_پایه_دیگر هستند.
این ضعف چرا به وجود آمده است؟
به خاطر این است که مدل آموزش حوزه از #مدل_آموزش_دانشگاه تاثیر پذیرفته است.
مدرسه تمدنی بینات
@wsti_ir