eitaa logo
عُلیا
2.2هزار دنبال‌کننده
703 عکس
51 ویدیو
3 فایل
عُلیا؛ نخستین فروشگاه اختصاصی امیرالمؤمنین علیه‌السلام ، دارای نماد اعتماد الکترونیک ، سایت: olyaa.ir کد رهگیری: @rahgiriolyaa ارتباط با ما: @olyaa_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
قبل رسیدن تنِ آقا به خاک، خدا ما رو ببره الهی…
این فقط یه خط از یه کتابه… چرا گریه میکنی؟ «کتاب باغ طوطی» 🍇 | @olyaa_ir
با کلی پس انداز و تخفیف و اینا ایشون بالاخره به دستم رسید... با زحمتی که به دوستام دادم تا هزینه ارسال ندم. و از امشب من احساس می کنم خوشبخت ترین دختر دنیام. از صبح هی می خونم ای حیدر شهسوار وقت مدد است... و این پارچه ای که دلمو وصل کرد به ایوان مولا... خیلی خوشحال شدم بابتش. اشانتیون گذاشته بودن و کلی ذوق کردم💚 با توجه به شناختی که ازشون پیدا کردم واقعا سبک علیا امیرالمومنینی هست... خدا حفظتون کنه💚 @olyaa_ir
اولین روز وداع در تهران است. آقا انگار تازه شهید شده‌اند. به ما انگار تازه خبر رسیده… هرچه داغ بوده انگار شعله‌ورتر شده.. از صبح که بیدارشده‌ام، هم‌گریه‌ شده‌ام با مردمِ حاضر در حسینیه امام در تهران… هیچکس برای ایام تشییع، عزای عمومی اعلام نکرده ولی ما‌ همه دوباره در یک عزای عمومی غوطه خورده‌ایم… مرز هم مهم نبوده انگار. آقا به قم نرسیده، به عراق هم، به مشهد هم. سایر شهر ها چه تهران رفته‌اند چه نه، همه نشسته‌ایم پای این مستطیلِ کوچکِ موبایل و با تماشای قامتِ رعنای آقا در تابوت، با سر آستین اشک پاک می‌کنیم. خیلی‌ها دوست داشتیم به این جای قصه نمی‌رسیدیم. تشییع را می‌گویم. تاخیر در تشییع و تدفین انگار به اینکه باور نکنیم کمک می‌کرد. بار اولی که یکی از عزیزانم فوت کرد تا صبح توی خانه راه رفتم. حس میکردم باید جلوی یک فاجعه را بگیرم… میدانی؟ تشییع که بشود… تدفین که بشود… دیگر انگار کاری از کسی برنمی‌آید. تا قبلش ولی امید به معجزه هست. یکبار در تاریخ می‌شود اعجاز ببینیم که… سهم‌مان انقدر نمی‌شود؟ صدای «صبر کنید»ام به جایی نمیرسد ولی. شبیهِ «نه… روش خاک نریزید»ایی که موقع دفن عزیزم گفتم و کسی گوش نداد… شبیهِ «با پتو دفنش کنید… سرمایی یه» که مادرش گفت و کسی نشنید… یک نفر اشک‌هایم را از صورتم می‌گیرد. می‌گوید باید با فُرم‌های تازه‌ای از معجزه آشنا شوی! نگاه کن ببین این تشییع چه معجزه‌ها می‌کند… ۱۲ تیر است امروز.
و یبقی وجه ربک! و هرچه به تو مربوط است… 🍇 | @olyaa_ir
بعد از مدت‌ها نگین دُرّ نجف موجود شده… ابعادش خیلی خیلی مناسبِ انگشتر مردونه/گردنبند زنونه ست! از عتبه‌ی حضرت امیر خریدیم و دُرّ اصلِ نجفه! بها: ۱/۶۰۰ تومان 🍇 | @olyaa_ir
هدایت شده از پاتوق دخترانه علیا
مبارزِ میدونِ روایت‌ها باش، اما مسلّح و کاربلد! پاتوق دخترانه‌ی عُليا سومین رویدادش رو برگزار می‌کنه: ذوالفقارِ واژه‌ها کارگاه روایت‌نویسی با نگاه ویژه به روایت‌ِ تشییع پیکر مطهر آقای شهید ایران - مخصوص دخترهای نویسندگی‌دوست و کمی دست‌به‌قلم! استاد و تسهیلگر کارگاه: سرکار خانم مریم عرفانیان، نویسنده‌ی پرکار و برجسته‌‌ی ادبیات پایداری و دفاع مقدس ظرفیت: برای حفظ کیفیت بخش عملی، فقط ۱۰ نفر! هزینه‌ی سرمایه‌گذاری روی این مهارت: ۳۰۰ هزار تومن! قرارمون: دوشنبه ۱۴ تیرماه؛ ساعت ۱۶ تا ۱۸، کارگاه نظری ساعت ۱۸ تا ۲۰، کارگاه عملی نشونی: مشهد، میدان بسیج، نرسیده به فدائیان اسلام ۲، کافه عُلیا ثبت‌نام فوری، ارسال نام و شماره تماس به: @olyaapatogh_admin
عُلیا
اولین روز وداع در تهران است. آقا انگار تازه شهید شده‌اند. به ما انگار تازه خبر رسیده… هرچه داغ بوده
‌ صفحه شخصی ام را باز می‌کنم ویدیوها نشان می‌دهد درب‌های مصلی باز شده تصویرهایی منتشر شده از دل شب. «السابقون» جمع شده‌اند پشت درب مصلی تا وقتی باز شد اولینِ سلام‌دهندگان به آقا باشند. اسکرول می‌کنم توی یک ویدیوی دیگر درب باز شده دم‌دمای طلوع آفتاب است هنوز خورشید خیلی بالا نیامده آدم‌ها دارند می‌دوند. این‌بار هیچکس از دیگری بخاطر اینکه اول به آقا برسد و انگشتر سهم او باشد سبقت نمی‌گیرد. این‌بار هیچکس چفیه نمی‌گیرد و هیچ‌ دیگرانی غبطه به حالِ او که چفیه سهمش شده نمی‌خورند. تماشای شما از دور سهمِ مساوی همه از دیدار این روزهاست. اسکرول می‌کنم مراسم شروع شده صدای شما پخش می‌شود. دارید سلام می‌دهید به امام زمان. فریادِ آدم‌ها بلند می‌شود. توی دلم می‌گویم خوب شد آنجا نیستم… و اضافه می‌کنم که کاش توی مراسم مشهد هم این کار را نکنند… قلبم تحمل ندارد. اسکرول می‌کنم حسین طاهری یک مداحی جدید برای شما منتشر کرده. اولش یک صدای شبیه‌سازی‌شده از شما گذاشته‌اند. با هوش مصنوعی ساخته شده. گمان می‌کنم زخمی درحالِ بسته‌شدن روی قلبم داشته‌ام که با این صدا یک نفر ناخن کشیده روش. صدای هق‌هقم اتاقی را که در آن تنهام پر می‌کند. اینستا را باید بر خودم ممنوع کنم… ۱۳ تیر است امروز.