کللللییی بارون اومد و مام همینجوری عادی نشستیم زیر بارون و موقع خونه رفتنی آب میچکید ازمون
اخرشم رفتیم رو چمنای خیس راه رفتیم (بهداشت و وسواس ✅)
روزمرگی با طعم املت ربی
زیر بارون ترامیسوی خیس خوردیم
اخرش که بارون تموم شد یه خانومه اومد گفت آدم از دور میبینتتون فکر میکنه مجازی این . کی اینکارو میکنه و مریض میشین و فلان 😉
روزمرگی با طعم املت ربی
از بقیه کادوعا عکس ندارم ولی بعدا میذارم
حنابندونه مگه چرا باید از بقیه کادوعا عکس بدم اخه😦🤣 (اینم یگانه مجبورم کرد)