مَغزهایِپوسیده / اُنسه
عزیزان دلم، بریم ص ۱۲ قرآن:))) صفحه دوازدهم در مصحف رایج، آیات ۷۷ تا ۸۳ سوره مبارکه بقره رو داره. ب
عزیزان دلم، بریم ص ۱۳ قرآن:)))
صفحه ۱۳ مصحف رایج شامل ادامه آیات سوره بقره، از آیه ۸۴ تا ۸۸ هست. بین این آیات، این قسمت به نظرم یه تلنگر خیلی جدی برای خودمون داره:
آیه منتخب امروز:
«أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ»
«آیا به بخشی از کتاب ایمان میآورید و به بخشی دیگر کفر میورزید؟»
خب... این آیه داره درباره یه رفتار خیلی مهم حرف میزنه:
اینکه آدم فقط اون قسمتهایی از دین رو بپذیره که مطابق میل خودش هست.
یعنی مثلاً وقتی یه حکم یا حرف دینی با خواستهمون جور درمیاد، بگیم: «آره، دقیقاً همین!»
ولی وقتی یه جاش سخت شد و نیاز داشت برخلاف میل خودمون رفتار کنیم، بگیم: «نه دیگه، این یکی رو قبول ندارم!»
قرآن اینجا داره این نگاه گزینشی رو به چالش میکشه. در ادامه همین آیات هم بنیاسرائیل به خاطر رفتار متناقضشان مورد نکوهش قرار میگیرند.
حالا بیایم یکم خودمونیش کنیم...
گاهی ممکنه ما هم ناخودآگاه همینطوری بشیم.
مثلاً میگیم: «نماز رو دوست دارم، ولی وقتی خوابم میاد دیگه...»
«راستگویی خوبه، ولی این یه دروغ کوچولو اشکالی نداره.»
«احترام به پدر و مادر واجبه، ولی وقتی عصبانیام هرچی دلم خواست میگم.»
یا حتی برعکس؛ یه دستور دینی رو خیلی جدی میگیریم، ولی یه بخش دیگه رو که برای خودمون سختتره، هی عقب میاندازیم.
قرار نیست با خوندن این آیه بشینیم خودمون رو سرزنش کنیم.
اتفاقاً میتونیم یه کار قشنگتر بکنیم:
ببینیم کجای زندگیمون داریم «دین رو طبق سلیقه خودمون» انتخاب میکنیم.
چون ایمان فقط اون قسمتهایی نیست که انجام دادنشون برامون راحته.
گاهی اتفاقاً رشد ما دقیقاً از جایی شروع میشه که یه کار درست، برخلاف میل لحظهای ماست.
مثلاً وقتی دلم میخواد جواب تند بدم ولی خودم رو کنترل میکنم.
وقتی میتونم تقلب کنم ولی نمیکنم.
وقتی میتونم پشت سر کسی حرف بزنم ولی جلوی خودم رو میگیرم.
وقتی یه کار حلال و درست سختتره، ولی باز انتخابش میکنم.
پس سؤال امروز:
کدوم بخش از چیزهایی که میدونم درست و الهی هستن، وقتی به نفعم باشن قبولشون میکنم و وقتی سخت میشن، سعی میکنم براشون توجیه پیدا کنم؟
شاید لازم نباشه امروز همهچیز رو درست کنیم؛
فقط یه مورد رو پیدا کنیم...
و از همون یکی شروع کنیم.
#یکجرعهنور
درس امروز:
گاهی باید بیرحم بود، بها نداد، نزدیک نشد و صمیمیت ایجاد نکرد!
هدایت شده از 📝مدرسه نویسندگی مبنا
سلام بر شما آقای ما؛
پدرِ مولا و صاحب ما... 🌱
زیاده عرضی نیست، فقط خواستم بگویم خیلی از ما وقتی قدم توی مسیر نوشتن گذاشتیم، وقتی دلمان برای قلم و کلمه تپید، یک دلیلش این بود که دلمان میخواست از پسر شما بنویسیم!
از مهدی(عج) و از امیدی که پشت همهٔ این روزهای تلخ نشسته...
آقای ما،
از پسرتان بخواهید به ما توفیق بدهد که قلمهایمان، هرچند کوچک، در مسیر او قرار بگیرند؛
که بلد باشیم برایش بنویسیم، از او بگوییم و اگر روزی قرار شد از خودمان چیزی به جا بگذاریم، کلمههایمان سهمی در مسیرش داشته باشند....
میلادتان مبارک،
مولا و پدرِ مولای ما. 🤍
| @mabnaschoole |
هدایت شده از محبین
مدرسه رفتن امسالت رو متفاوت کن؛
الان نیت کن که تمام سال تحصیلی
رو فقط برا رضای خدا میخونی!
حتما دعای عهد رو پلی کن بزار صداش به گوشت برسه همراه با آماده شدنت یه فرصت ویژه است برا تغییر روال زندگیت
مسیر خونه تا مدرسه رو با گفتن ۲۱ بار ذکر بسم الله الرحمن الرحیم بگذرون...
تو مدرسه انرژی مثبت بقیه باش
بزار بدونند که شیعه مرتضی علی چه روحیه ای داره تو فقط برای خدا باش
خدا به بنده ای که واسه مسیر حق
تلاش کنه رزق و روزی زیادی میده!
#فور
@ir_mohebin
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
باید سر صبح، اکلیلی بشین:)))))
مَغزهایِپوسیده / اُنسه
عزیزان دلم، بریم ص ۱۳ قرآن:))) صفحه ۱۳ مصحف رایج شامل ادامه آیات سوره بقره، از آیه ۸۴ تا ۸۸ هست. بی
عزیزان دلم، بریم ص ۱۴ قرآن:)))
صفحه چهاردهم آیات ۸۹ تا ۹۳ سوره مبارکه بقره رو داره.
آیه منتخب امروز:
«بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ أَنْ يَكْفُرُوا بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ بَغْيًا أَنْ يُنَزِّلَ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ عَلَىٰ مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ»
«چه بد چیزی است آنچه خود را به آن فروختند؛ اینکه از روی حسد، به آنچه خدا نازل کرده کافر شوند، به این دلیل که خدا فضل خود را بر هر کس از بندگانش که بخواهد نازل میکند.»
خب... اینجا قرآن یه چیزی رو خیلی جدی بهمون گوشزد میکنه:
حسادت میتونه آدم رو از حقیقت دور کنه.
در توضیح المیزان، یکی از نکات این آیه اینه که آنها با وجود شناختن حقیقت، به خاطر حسادت و اینکه نمیخواستند فضل الهی نصیب دیگری شود، در برابر آن موضع گرفتند.
حالا بیایم یکم خودمونیش کنیم...
گاهی حسادت خیلی واضح نیست.
ممکنه دوستت یه نمره خوب بگیره و به جای اینکه واقعاً خوشحال بشی، ته دلت بگی: «خب شانسی آورده...»
یا یکی توی یه کاری استعداد بیشتری داشته باشه، یکی توی درس موفقتر باشه، یکی یه دوست خوب پیدا کنه، یکی یه فرصت قشنگ به دست بیاره...
و یه گوشه قلبمون بگه: «چرا اون؟ چرا من نه؟»
اما یه نکته خیلی مهم اینجاست:
نعمت دیگری، از نعمتهای من کم نمیکنه.
اینکه خدا به یکی استعداد بیشتری داده، موفقیت اون قرار نیست شکست من باشه.
اینکه یکی جلوتر از منه، به این معنی نیست که من عقب موندم.
حتی میتونیم به جای حسادت، از موفقیت آدمها یاد بگیریم و برای خودمون هم تلاش کنیم.
مثلاً به جای اینکه از نمره خوب دوستت ناراحت بشی، بگی: «آفرین، حالا منم ببینم کجای کارم ایراد داشته که بهتر بشم.»
به جای اینکه از پیشرفت یه نفر حرص بخوری، ازش انگیزه بگیری.
و مهمتر از همه، یادمون باشه که خدا برای هرکدوممون مسیر و سهمی متفاوت قرار داده.
شاید سؤال امروز این باشه:
موفقیت چه کسی این روزها منو ناراحت میکنه؟ و میتونم به جای مقایسه، برای اون خوشحال باشم و برای رشد خودم تلاش کنم؟
بیایم یه تمرین کوچولو انجام بدیم:
امروز برای موفقیت یه نفر که ته دلمون باهاش مقایسه میکنیم، واقعاً بگیم:
«خدایا، بیشترش کن و به منم از فضل خودت بده.»
شاید اولش سخت باشه...
ولی چه قشنگه که به جایی برسیم که نعمت دیگران، ما رو از خدا دور نکنه؛ بلکه یاد فضل خدا بندازه.
#یکجرعهنور
هدایت شده از دِلــَ🫀ـکـَم
بیاین امسال گزیده سخنان رهبر شهیدمون رو به دفترا و کتابامون بچسبونیم•‿•