اویمن;
گفت آشفتگی موقعیه که ما حتی اسم دهها حسی که توی وجببهوجب و سلولبهسلول وجودمون بندری میرن و به
اورثینک و درونگرایی مرضوار، عذابی که نمیذاره حتی از یه جمع خوب -بعد مدتها- هم خوشحال بیرون بیای.
چهره کریهِ غم و حالاتِ عجیب آدمیزادی رو اگه هنر هم گردن نگیره، نه حرفزدنی داره و نه درمونی. فقط عدم عدم عدم.
هدایت شده از هزارمن
از مزایای روزمرهنویسی اینکه میتونی ببینی فلان سال، بهمان روز چه دغدغهای داشتی. گمون نمیکنم هیچچیزی انقدر واضح "گذشتن و رفتن پیوسته" زندگی رو به آدمی نشون بده.