6.11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 باز شدن درب خانه حضرت زهرا (س) برای اولین بار به درخواست رییس جمهور چچن
🏴 عرض تسلیت به محضر حضرت ولی عصر(عج)
🖋️ آتش به اختیاران 🖋️
http://eitaa.com/joinchat/2984968192Cb7a3b61c06
خارج فقه نجاسات جلسه64.mp3
6.62M
خارج فقه. نجاست کافر. جلسه64
خارج اصول خبر واحد جلسه66.mp3
6.17M
خارج اصول ادله حجیت خبر واحد. جلسه66
وحدت وجود در فلسفه و عرفان.mp3
2.48M
توضیح وحدت وجود در فلسفه و عرفان توسط استاد احدی. دوستان در صورت امکان این فایل را در کانالهای مختلف به اشتراک بگذارند
بسم الله الرحمن الرحیم . اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم دوستانی که در کانال عضو هستند. و علاقه به مسائل فلسفی دارند. در صورت تمایل به عضویت در کانال شرح منظومه استاد شماره اینترنتی خود را به همراه نام خود به شماره 09138556597 در ایتا بفرستید.
در صورت علاقه مندی به حضور در کلاس به آقای زمانی مراجعه فرمائید.
خارج فقه نجاسات جلسه65.mp3
6.32M
خارج فقه. نجاست کافر. جلسه65
خارج اصول خبر واحد جلسه67.mp3
6.1M
خارج اصول خبر واحد. جلسه67
سعید دینی
📗📙📕📗📙📕📗📙📕📗📙
⚫️🔴🔵⚫️🔴🔵⚫️🔴🔵⚫️🔴🔵
🔴➖➖➖➖➖➖➖➖🔴
@ostadahadi
🌹🍃🌾🌷🍃🍀🍃
🍃🌾🌷🍃
🌾🌷🍃
🌷🍃
#خارج_فقه_شنبه_97/11/6
#جلسه_65
#فصل_فی_النجاسة_نجاست_کافر
@ostadahadi
#استاد_احدی : به نظرما ایه 65 توبه دلیل بر نجاست دارد اینکه می فرماید فلا یقربوا المسجد الحرام بعد عام دلالت بر نجاست ذاتی کفار دارد و قرائنی که بر طهارت کفار از این ایه به دست امده کلیۀ قرائن مردود است ما قرائن را نقل کردیم و حالا بررسی می کنیم
قرینه اول این بود که نجس مصدر است و حمل مصدر بر ذات جایز نیست مگر اینکه ذو در تقدیر گرفته شود وفیه اولا حمل مصدر برذات از باب مبالغه جایز است اگر کسی با گفتن زید عدل بخواهد مبالغه در عدالت زید کند عبارت درستی بکاربرده است
ثانیا: از نظر بسیاری از اهل لغت نَجَس در اینجا صفت مشبهه است چون نجس بر وزن حسن می باشد واین وزن غالبا صفت مشبهه است
قرینه2 این بودکه منظور از نجس در لغت شیئ قذر یا خباثت و پلیدی است چراکه حقیقت شرعیه ثابت نشده است معلوم نیست که در اصطلاح قران نجس به معنای نجاست ظاهریه شرعیه باشد به همان بیانی که قبلا گذشت. حتی مصل مرحوم شهید صدر در شرح عروه بحوث فی شرح عروة الوثقی گوید من اصلا پیدا نکردم که تعبیری در احکام نجاست به عنوان نجاست به عنوان نجس در لسان شارع باشد 600 روایت را در کتب عامه موجود است و همه انها در احکام نجاسات است دو مورد پیدا نکردم که پیامبر ص نجس را در نجاست اصطلاحی استفاده کرده باشد . بحوث فی شرح عروه ج 3 ص 259.
وفیه اولا: جواب نقضی دهیم که در بارۀ سگ امده است بانه رجس نجس وسائل ج 12 باب 11 من ابواب النجاسات یا روایتی که قبلا خوانده شد که 3بار فرمود لا والله انه نجس لا والله انه نجس و تکرار کرد وسائل باب 12 نجاسات حدیث6.
ثانیا نجاست دو قسم است نجاست ذاتی و عرضی. نجاست عرضی این است که کافر غسل نمی کند طهارت نمی گیرد نجاست ذاتی این است که کافر مثل سگ است و نجاست ذاتی دارد منظور ما از نجاست کافر قسم اول است که نجاستش ذاتی است شاهدش این است که فلایقربوا المسجدالحرام نباید کافر وارد مسجدالحرام شود دلیل براین است که نجاست کافر ذاتی است مثل اینکه در روایات دیگر هم امده که سگ را نگذارید وارد مسجد شود چون نجاستش ذاتی است و کافر هم مثل سگ است و فرقی ندارد ثالثا صاحب ریاض در ریاض ج 2 ص 79 می فرماید که وظیفۀ شارع بیان معنای لغوی و عرفی نیست بلکه وظیفه اش حکم شرعی است قطعا مراد از نجاست خباثت باطنی نیست چون شارع در مقام بیان حکم شرعی مشرکین است جملۀ فلا یقربوا المسجدالحرام قرینه است براینکه مراد از نجس نجاست شرعیه است و مثل سگ نجس است.
رابعا برخی از موضوعات شرعیه را خداوند در قران فرمود تا اینکه احکام شرعیه براین موضوعات مترتب کند مثل اینکه شراب رجس است یعنی اجتناب از ان واجب است یا مثل اینکه گوئیم بول و غائت قذر است یعنی باید از انها اجتناب کرد همچنین یکی از موضوعات شرعیه نجس است انما المشرکون نجس وظیفۀ مسلمین را نسبت به انان معین کرد که باید از انها دوری کرد و اجتناب کرد مثلا درباب وجوب افطار یا وجوب صیام موضوعش روئیت اس پس برخی موضوعات را شارع بیان می کند . خلاصه اگر هم تنزل کنیم که نجس اصطلاح شرعی نیست بالاخره از موضوعات شرعیه که هست .
اما قرینۀ سوم: گفته شد که خداوند نهی از دخول کفار در مسجدالحرام کرد و فرمود فلا یقربوا المسجدالحرام بخاطراینکه کفار مشرک اند و شرک خباثت باطنی است اگرمنظور از نهی نجاست کافر بود باید قران می فرمود که کافر وارد مسجدالحرام نشود بخاطراینکه متلوث است و مسجد را نجس می کند و الودگی اش به مسجد سرایت می کند در حالی که نفرمود پس معلوم می شود که نجاست ذاتی ندارد بلکه خباثت باطنی دارد لذا اجازه ندارد وارد جایگاه توحید شود.
وفیه اینکه لا تقربوالامسجدالحرام اطلاق دارد اطلاق ادله می رساند که نهی از دخول کافر در مسجدالحرام دلائل مختلفی دارد یکی ازدلائلش خباثت باطنی کفار است دلیل دیگرش نجاست ذاتی کفار است اینکه ما اطلاق ایه را منحصر به صورت خباثت باطنی کنیم دلیل می خواهد دلیل انصراف چیست به چه دلیل این حرف را می زنید در حالی که ایه هردو را شامل می شود شاهدش این است که درج 1 ص 339 کشف اللثام می گوید اینکه شیخ طوسی در تهذیب گفتند که اجماع مسلمین بر نجاست کافر است گویا منظورشان نص ایه 28 سوره مبارکه توبه بود که فرمود انما المشرکون نجس پس اسن اجماع مدرکی است و حجت نیست مدرکش ایه است . در واقع می خواهد بگوید اینها از اطلاق ایه به دست اوردند گرچه اهل سنت ایه را توجیه می کنند که مراد از ایه نجاست حکمی نیست بلکه عارضی است چون گاهی دستشان به خون الوده می شود و دستشان را نمی شویند لذا شاید نجاست حکمی باشد . لذا این بحث از اول بین فقها مطرح بوده چرا شما ایه را انصراف می دهید وجه انصراف شما چیست؟
🌷🍃
🌾🌷🍂
🍃🌾🌷🍃
🌹🍃🌾🌷🍃🍀🍃
📚📖📚📖📚📖📚📖📚📖📚📖
@ostadahadi
🔴➖➖➖➖➖➖➖➖🔴
سعید دینی
📗📙📕📗📙📕📗📙📕📗📙
⚫️🔴🔵⚫️🔴🔵⚫️🔴🔵⚫️🔴🔵
🔴➖➖➖➖➖➖➖➖🔴
@ostadahadi
🌹🍃🌾🌷🍃🍀🍃
🍃🌾🌷🍃
🌾🌷🍃
🌷🍃
#خارج_اصول_چهار_شنبه_97/11/3
#جلسه_66
#حجیت_خبر_واحد_استدلال_به_ادله_عقلیه
@ostadahadi
بحث ما دراثبات حجیت خبر واحد از راه علم اجمالی بود مرحوم شیخ فرمودند:
#صورت_اول: اصل و خبر هردو ترخیصی اند واز سوی دیگر اصول ما غیر محرزه است مثل برائت دراینجا وظیفۀ ما چیست؟
وظیفۀ ما این است که اگرمبنای ما در حجیت خبراز راه ادلۀ ثلاثه نشد یعنی ایۀ نبأ، روایت و سیره از نظرما مخدوش شد نتوانست حجیت خبررا ثابت کند بلکه مبنای ما حجیت خبربه وجه عقلی شد یعنی همین علم اجمالی که بحث شد در اینجا اگر برائت عقلیه در میان بود، نتیجه اش با خبر یکسان است چون هردو برای ترخیص و نفی تکلیف است فقط حکم را نمی توانیم به شارع نسبت دهیم ولی اگر اصل جاری برائت شرعیه بود دراینجا حکم را به خدا نسبت می دهیم حال اگر از راه ادلۀ ثلاثه حجیت خبر ثقه را ثابت کردیم دراینجا برائت اصلیه چه شرعیه و چه عقلیه جاری نمی شود چون با وجود خبرنوبت به اصل نمی رسد.
#صورت_دوم: جایی که خبر نافی تکلیف و اصل غیر محرز مثبت تکلیف الزامی است مثلا برای مسافری علم اجمالی حاصل شد که دراین مکان یا نماز را باید قصر بخواند یا اتمام دراینجا اصل غیر محرز، اصالة الاشتغال است مثبت وجوب اتمام حالا اگر خبری به ما برسد که دلالت بر وجوب نماز قصربکند دراینجا اگر این روایت از راه آیه و سنت و سیره حجت شده باشد علم اجمالی منحل می شود ودر نتیجه به روایت عمل می شود کاری به اصالة الاشتغال نداریم ولی اگر حجیت خبر از این سه طریق نبود فقط دلیل اعتبار خبر وجه عقلی بود، در اینجا علم اجمالی عمل می شود قاعدۀ اشتغال جاری است و به خبر عمل نمی شود.
#صورت_سوم: در مقابل خبر نافی تکلیف، اصل محرز بود مثلا خبر، دلالت بر عدم وجوب ولی استصحاب بقاء وجوب در ان مورد بوده است مثل اینکه دم حائض منقطع شد روایت بر جواز مباشرت قبل از غسل حیض است اما استصحاب بقای حرمت وطی قبل از انقطاع جاری است اگراین روایت از طریق کتاب و سنت و سیرۀ عقلائیه حجت شود، نوبت به جریان استصحاب نمی رسد باید به مفاد روایت عمل شود خواه مبنای فقیه از حجیت خبر واحد جعل حکم ظاهری باشد یا طریقیت باشد یا جعل مؤدای خبر به منزلۀ واقع باشد در تمامی این مبانی روایت بر استصحاب مقدم است ولی اگر حجیت خبر به وجه عقلی بود مثل راه علم اجمالی که طی شد در این صورت فقیه فتوای به حرمت وطی می دهد نه جواز مباشرت چون استصحاب بقای حرمت وطی جاری است و حجیت استصحاب شأنی است به لحاظ اینکه حدیث لا تنقض الیقین بالشک مدرک استصحاب است وقتی استصحاب حکم شرعی بود و حجیت خبر وجه عقلی بود لازمه اش تقدم استصحاب بر وجه عقلی است
#خلاصه_بحث اینکه در تمامی این 6صورت نظرما مشخص است چون ما حجیت خبر را از راه کتاب و سنت قبول کردیم لذا اگر خبری در مقابل اصول محرزه و غیر محرزه بود خبر مقدم است چه اینکه خبر مثبت حکم الزامی باشد و چه اینکه منافی حکم الزامی باشد ولی کسانی که حجیت خبر را از راه انسداد ثابت کردند قهرا فتوا می دهند به اینکه خبر ثقه در مقابل اصول لفظیه و عملیه چه عقلیه و چه شرعیه کارائی ندارند نمی توان این حکم را به خدا نسبت داد چون وجه عقلی است و شرعیت ندارد قاعده کل ما حکم به الاعقل حکم به الشرع، در جایی است که ملازمه اش، یا قطعی باشد یا اگر ظنی بود دلیل اعتبار داشته باشد جایی که قطعی است مثل ان حکمی که معلل است الخمر حرام لانّه مسکر عقل می گوید مواد مخدر توهم زا حرام است چون مسکر است این قیاس قطعی است قطعیت اش به وجود تعلیل است اسکار هرجا باشد عقل حکم حرمت را بار می کند واین حکم قطعی است یا مثل اولویت ها لا تقل لهما اف به والدین اف نگوئید پس زدن انها به طریق اولی حرام است واما ظنی مثل تنقیح مناط مثلا بیع ربوی حرام است به مناط اینکه ربا در قرض است در مکیل و موزون است به این مناط سپرده های ثابت را هم به شرط سود دهی حرام می دانیم به همان ملاکی که دلیل اعتبار دارد روایات در سپرده ها نیامده ولی ملاک وضع دامن سپرده ها را هم می گیرد.
🌷🍃
🌾🌷🍂
🍃🌾🌷🍃
🌹🍃🌾🌷🍃🍀🍃
📚📖📚📖📚📖📚📖📚📖📚📖
@ostadahadi
🔴➖➖➖➖➖➖➖➖🔴
سعید دینی
📗📙📕📗📙📕📗📙📕📗📙
⚫️🔴🔵⚫️🔴🔵⚫️🔴🔵⚫️🔴🔵
🔴➖➖➖➖➖➖➖➖🔴
@ostadahadi
🌹🍃🌾🌷🍃🍀🍃
🍃🌾🌷🍃
🌾🌷🍃
🌷🍃
#خارج_فقه_شنبه_97/11/6
#جلسه_65
#فصل_فی_النجاسة_نجاست_کافر
@ostadahadi
#استاد_احدی : به نظرما ایه 65 توبه دلیل بر نجاست دارد اینکه می فرماید فلا یقربوا المسجد الحرام بعد عام دلالت بر نجاست ذاتی کفار دارد و قرائنی که بر طهارت کفار از این ایه به دست امده کلیۀ قرائن مردود است ما قرائن را نقل کردیم و حالا بررسی می کنیم
قرینه اول این بود که نجس مصدر است و حمل مصدر بر ذات جایز نیست مگر اینکه ذو در تقدیر گرفته شود وفیه اولا حمل مصدر برذات از باب مبالغه جایز است اگر کسی با گفتن زید عدل بخواهد مبالغه در عدالت زید کند عبارت درستی بکاربرده است
ثانیا: از نظر بسیاری از اهل لغت نَجَس در اینجا صفت مشبهه است چون نجس بر وزن حسن می باشد واین وزن غالبا صفت مشبهه است
قرینه2 این بودکه منظور از نجس در لغت شیئ قذر یا خباثت و پلیدی است چراکه حقیقت شرعیه ثابت نشده است معلوم نیست که در اصطلاح قران نجس به معنای نجاست ظاهریه شرعیه باشد به همان بیانی که قبلا گذشت. حتی مصل مرحوم شهید صدر در شرح عروه بحوث فی شرح عروة الوثقی گوید من اصلا پیدا نکردم که تعبیری در احکام نجاست به عنوان نجاست به عنوان نجس در لسان شارع باشد 600 روایت را در کتب عامه موجود است و همه انها در احکام نجاسات است دو مورد پیدا نکردم که پیامبر ص نجس را در نجاست اصطلاحی استفاده کرده باشد . بحوث فی شرح عروه ج 3 ص 259.
وفیه اولا: جواب نقضی دهیم که در بارۀ سگ امده است بانه رجس نجس وسائل ج 12 باب 11 من ابواب النجاسات یا روایتی که قبلا خوانده شد که 3بار فرمود لا والله انه نجس لا والله انه نجس و تکرار کرد وسائل باب 12 نجاسات حدیث6.
ثانیا نجاست دو قسم است نجاست ذاتی و عرضی. نجاست عرضی این است که کافر غسل نمی کند طهارت نمی گیرد نجاست ذاتی این است که کافر مثل سگ است و نجاست ذاتی دارد منظور ما از نجاست کافر قسم اول است که نجاستش ذاتی است شاهدش این است که فلایقربوا المسجدالحرام نباید کافر وارد مسجدالحرام شود دلیل براین است که نجاست کافر ذاتی است مثل اینکه در روایات دیگر هم امده که سگ را نگذارید وارد مسجد شود چون نجاستش ذاتی است و کافر هم مثل سگ است و فرقی ندارد ثالثا صاحب ریاض در ریاض ج 2 ص 79 می فرماید که وظیفۀ شارع بیان معنای لغوی و عرفی نیست بلکه وظیفه اش حکم شرعی است قطعا مراد از نجاست خباثت باطنی نیست چون شارع در مقام بیان حکم شرعی مشرکین است جملۀ فلا یقربوا المسجدالحرام قرینه است براینکه مراد از نجس نجاست شرعیه است و مثل سگ نجس است.
رابعا برخی از موضوعات شرعیه را خداوند در قران فرمود تا اینکه احکام شرعیه براین موضوعات مترتب کند مثل اینکه شراب رجس است یعنی اجتناب از ان واجب است یا مثل اینکه گوئیم بول و غائت قذر است یعنی باید از انها اجتناب کرد همچنین یکی از موضوعات شرعیه نجس است انما المشرکون نجس وظیفۀ مسلمین را نسبت به انان معین کرد که باید از انها دوری کرد و اجتناب کرد مثلا درباب وجوب افطار یا وجوب صیام موضوعش روئیت اس پس برخی موضوعات را شارع بیان می کند . خلاصه اگر هم تنزل کنیم که نجس اصطلاح شرعی نیست بالاخره از موضوعات شرعیه که هست .
اما قرینۀ سوم: گفته شد که خداوند نهی از دخول کفار در مسجدالحرام کرد و فرمود فلا یقربوا المسجدالحرام بخاطراینکه کفار مشرک اند و شرک خباثت باطنی است اگرمنظور از نهی نجاست کافر بود باید قران می فرمود که کافر وارد مسجدالحرام نشود بخاطراینکه متلوث است و مسجد را نجس می کند و الودگی اش به مسجد سرایت می کند در حالی که نفرمود پس معلوم می شود که نجاست ذاتی ندارد بلکه خباثت باطنی دارد لذا اجازه ندارد وارد جایگاه توحید شود.
وفیه اینکه لا تقربوالامسجدالحرام اطلاق دارد اطلاق ادله می رساند که نهی از دخول کافر در مسجدالحرام دلائل مختلفی دارد یکی ازدلائلش خباثت باطنی کفار است دلیل دیگرش نجاست ذاتی کفار است اینکه ما اطلاق ایه را منحصر به صورت خباثت باطنی کنیم دلیل می خواهد دلیل انصراف چیست به چه دلیل این حرف را می زنید در حالی که ایه هردو را شامل می شود شاهدش این است که درج 1 ص 339 کشف اللثام می گوید اینکه شیخ طوسی در تهذیب گفتند که اجماع مسلمین بر نجاست کافر است گویا منظورشان نص ایه 28 سوره مبارکه توبه بود که فرمود انما المشرکون نجس پس اسن اجماع مدرکی است و حجت نیست مدرکش ایه است . در واقع می خواهد بگوید اینها از اطلاق ایه به دست اوردند گرچه اهل سنت ایه را توجیه می کنند که مراد از ایه نجاست حکمی نیست بلکه عارضی است چون گاهی دستشان به خون الوده می شود و دستشان را نمی شویند لذا شاید نجاست حکمی باشد . لذا این بحث از اول بین فقها مطرح بوده چرا شما ایه را انصراف می دهید وجه انصراف شما چیست؟
🌷🍃
🌾🌷🍂
🍃🌾🌷🍃
🌹🍃🌾🌷🍃🍀🍃
📚📖📚📖📚📖📚📖📚📖📚📖
@ostadahadi
🔴➖➖➖➖➖➖➖➖🔴