سعید دینی
📗📙📗📙📗📙📗📙️🔴🔵⚫️🔴🔵⚫️🔴🔵⚫️🔴🔵
🔴➖➖➖➖➖➖➖➖🔴
@ostadahadi
🌹🍃🌾🌷🍃🍀🍃
🍃🌾🌷🍃
🌾🌷🍃
🌷🍃
#خلاصه_درس_خارج_اصول_۹۷/۲/۱۵
#جلسه_۱۰۴
#مقصد_ششم
#فصل_حجیت_ظواهر_الفاظ
#حجیت_قول_لغوی
#اقوال_علمای_اصول
#اقوال_علمای اصول درباره قول لغوی:
1. آخوند: ایشان می گوید کار لغوی فقط بیان موارد استعمال است لذا قول لغوی اعتباری ندارد ضمن اینکه ایشان مراجعه فقیه به لغات را از ضروریات استنباط می داند چون هرکجا احتمال می دهد که حکم شرعی در آن جاست باید فحص کند تا به استنباط برسد ادله وجوب فحص در شبهات حکمیه فقیه را وادار می کند براینکه اگر گوشه ای از لغات احتمال داد که متعلق حکم شرعی است باید فحص کند چون در استنباط فحص تام لازم است.
#اشکال_مبنای_آخوند به نظر استاد روشن است اینکه فرمودند کار لغوی فقط بیان موارد استعمال است درست نیست چون مبانی اهل لغات فرق می کند مثلا قاموس اللغه اول معنای حقیقی را بیان می کند بعد به موارد استعمال می پردازد و نیز تاج العروس چنین است. اما قسمت بعدی که کار فقیه در استنباط مراجعه به لغات است حرف درستی است و ماهم قبول داریم.
2. شیخ : لغات دارای مواد و هیئات اند:
اما مواد جهل ما نسبت به معانی مواد هر لغتی بسیار قلیل است مثلا ماده صعید یا ماده غنا چه معنایی دارد لذا مراجعه به لغات نسبت به مواد به حدی گسترده نیست که ما نسبت به حکم شرعی مشکلی پیدا کنیم . نتیجه این است که علم اجمالی ما منحل شد یعنی علم اجمالی به وجود احکام شرعیه در میان موضوعات لغوی است این علم اجمالی منحل شد وقتی منحل شد هرجا شک کردیم که آیا این حکم شرعی را می توان از لغات به دست آوریم یانه برائت جاری می کنیم .
واما هیئات: می فرماید که هیئات دو قسم اند:
أ. ظاهر در حکم اولی اند مثل افعل که ظاهر در وجوب است و لا تفعل ظاهر در حرمت است .
ب. ظاهر در حکم ثانوی است مثل امربعداز توهم حذر دلالت بر اباحه می کند .
اما قسم اول از راه تبادر به ضمیمه اصاله عدم قرینه معین می شود مثلا از هیات افعل نسبت طلبه و بعثیه و لابدیه تبادر می کنیم و اگر احتمال بدهیم که قرینه ای وجود دارد براینکه این افعل دلالت بر تهدید، تعجیز یا سایر موارد امر می کند اصل عدم قرینه جاری می شود این احتمال می رود.
واما قسم دوم نیازی به تبادر نیست بلکه خودش قرینه عامه است عموما امر بعد از نهی دلالت بر اباحه می کند و نیازی به تبادر نیست .( از باب ضرب القاعده و تاسیس قاعده باشد)
والانصاف: ما در استنباط احکام شرعیه نیازمند به لغات بسیاری هستیم به موارد زیادی از لغات برخورد می کنیم که باید برای فهم هریک از آنها به قول لغوی مراجعه شود درآن جا ما اتفاق قول لغوی را معتبر می دانیم مثلا همه آنها اجماع دارند براینکه ظهور اولی صعید تراب است نه سنگ و فقیه هم بر اساس همین مورد اتفاق اهل لغت فتوا می دهد که مثلا به خاک تیمم کن نه سنگ
#اشکال_استاد بردو مطلب:
1. تبادر به انضمام اصل عدم قرینه : وفیه اگر تبادر کافی است پس اصل عدم قرینه لازم نیست چون خود تبادر علامت حقیقت است از حاقّ لفظ به دست میآید تبادر حاقی انس ذهن به معناست مثلا تا لفظ را بکار می برید ذهن بلا فاصله به سمت همان معنا می رود مثل آب. علاوه برآنکه اصل عدم قرینه ظهور سازی نمی کند آن چه ظاهر را می سازد اصالة الحقیقة است نه اصالة عدم القرینه. و اصالة الحقیقة هم دلیل اعتبار ندارد چون برخی علما اصل در استعمال را حقیت نمی دانند بلکه اعم از حقیقت و مجاز می دانند مثل سید مرتضی.
2. اما مطلب دوم: کثرت لغات با مراجعه به اتفاقات مستفیضه باعث می شود که رجوع به قول لغوی حجت شود این خلاف مبنای شماست چون شما اجماع منقول را در احکام حجت نمی دانید چه رسد به موضوعات. علم لغات از علوم موضوع شناسی است آیا اجماع در شناخت موضوع معتبر است؟ یعنی کاشف از رای معصوم است یا خیر؟ شما در احکام اجماع را کاشف از رای معصوم نمی دانید آن وقت در موضوعات قبول می کنید لذا اتفاق ایشان مشخص نشد چیست؟!!
علاوه بر آن
#اشکال_استاد_احدی: قول لغوی را از باب خبرویت حجت می دانید و در باب خبره نیازی به اتفاق و اجماع نیست بلکه در مساله خبره لازم است که دو چیز احراز شود یکی اینکه ایشان در این فن کار شناس اند یا نه؟ ودیگر عادل اند یا نه؟ وما ثابت کردیم در میان علمای لغات که شهادت عدلین کمتر پیدا می شود چون اکثرا شارب الخمر بودند. والسلام.
🌷🍃
🌾🌷🍂
🍃🌾🌷🍃
🌹🍃🌾🌷🍃🍀🍃
📚📖📚📖📚📖📚📖📚📖📚📖
@ostadahadi
🔴➖➖➖➖➖➖➖➖🔴📕📕📕⚫