چمدان بی صاحب-66
لیبرا، تبریک میگم. وسط جلسه تراپی از تو حرف میزنه همش.
داره بهش میگه:همینارو لیبرا بهمگفته بود؟بمولا ایول دارم مشتی
چمدان بی صاحب-66
*این مال قبل از مرگشه* کابوی؛ویلیام کوپر سن:۶۲ قد:۱۷۵ +رنگ پوست:برنز رنگ مو:مشکی اضطراب اجتماعی شدید
میدونم که کجه و فکش قرینه نیست،ولی مهم اینه که بعد مدتها یچیزی کشیدم🤝
+از کلاس زیست
چمدان بی صاحب-66
میدونم که کجه و فکش قرینه نیست،ولی مهم اینه که بعد مدتها یچیزی کشیدم🤝 +از کلاس زیست
اقا این نقاشی عادی نیست،هر چی بیشتر نگاش کنی زشتتر میشه پس بیشتر از ۵ثانیه نگاش نکنین
چمدان بی صاحب-66
##
اون میگه:فرشتهی من پرکشید. ولی داریوش میگه؛"شقایق جای تو تو دشت خدا بود،نه تو گلدون نه توی قصه ها بود
حالا از تو فقط این مونده باقی،که سالار تموم عاشقایی..."
چمدان بی صاحب-66
اون میگه:فرشتهی من پرکشید. ولی داریوش میگه؛"شقایق جای تو تو دشت خدا بود،نه تو گلدون نه توی قصه ها ب
شقایق کی بود؟نامزد داریوش که اگه اشتباه نکنم توی ی تصادف فوت کرد
هدایت شده از شرقیِ غمگین
من برات از رنگ آبی روی پارچه میگم که دلم میخواد دریا باشه،تو از لکهاش روی میز میگی.من از لذت بیدلیل رقصیدن توی خونه میگم،تو از مصرف انرژی میگی.من از بوی خاک نم زده بعد از بارون میگم،تو از گلو لای کفشهات میگی.من از رقص قطرهها رویشیشه میگم،تو از احتمال سرماخوردگی میگی. من برات قصه میبافم از سکوت نیمهشب، تو میگی این فقط نبود صداست. تو زیادی منظقی هستی، من برای فهمیده شدن زیادی خیالیم.