eitaa logo
ظروف پذیرایی{با مدیریت علیزاده}
1.5هزار دنبال‌کننده
10.2هزار عکس
724 ویدیو
0 فایل
تولیدی ظروف پذیرایی وجهیزیه ی عروس🤍 با مدیریت علیزاده مجموعه ی ما تولید کننده ی ظروف پذیرایی متناسب با دکوراسیون منزل شما💒 ارسال به سرتاسر جهان✈️ @Pakhshehparla:ثبت سفارش شماره تماس: ‎09924393645 اعتماد مشتریان: @resin_parla پیج انیستاگرام: resin_parla@
مشاهده در ایتا
دانلود
💜💞💜 💞💜 💜 بلاخره ماه بانو برای همیشه رفت چند هفته گذشته بود که ارباب عصبی شد و خانوم بزرگ رو هم پرت کرد بیرون از عمارت اینطور که معلوم شده بود خانوم بزرگ داشت پشت سر ارباب نقشه هایی پیاده میکرد _ارباب با شنیدن صدام به سمتم برگشت بهم خیره شد و گفت: _جان با شنیدن این حرفش لبخندی بهش زدم و گفتم: _خوب هستید !؟ _آره _فرانک کجاست ارباب !؟ _مگه من نشستم ببینم بقیه کجا هستند به تو بگم !؟ با شنیدن این حرف ارباب با بهت بهش خیره شدم که عصبی تر از قبل گفت: _گمشو نمیدونم ارباب چرا انقدر عصبی شده بود نفس عمیقی کشیدم و بدون حرف گذاشتم رفتم داخل اتاق روی تخت نشسته بودم که بعد از گذشت چند دقیقه صدای در اتاق اومد _بفرمائید در اتاق باز شد و فرانک اومد با دیدن من که ناراحت نشسته بودم اومد کنارم نشست و خیره به چشمهام شد و گفت: _حالت خوبه به سختی جلوی خودم رو گرفته بودم تا گریه نکنم خیلی حساس شده بودم و با هر حرفی میزدم زیر گریه _نه _چیشده !؟ با شنیدن این حرفش بی اختیار تموم ماجرا رو براش تعریف کردم وقتی حرفام تموم شد فرانک با نگرانی بهم خیره شد و گفت: _ببین پری دخت نمیخوام ته دلت رو خالی کنم اما تو باید حامله بشی با شنیدن این حرفش چشمهام گرد شد _چی !؟ _ارباب داره ازت دلسرد میشه انگار با شنیدن این حرفش احساس کردم تموم وجودم یخ بست باورم نمیشد 💜 💞💜 💜💞💜