eitaa logo
『 پَــروانگے‌ ! 🇵🇸 』
2.4هزار دنبال‌کننده
808 عکس
98 ویدیو
22 فایل
﹝فُرصٺ‌پَـروانـگےمابینِ‌دَسٺانِ‌من‌اسٺ درفضایِ‌ٺنگِ‌آغـوشم‌بیاپروازڪن...!﹞ حــَرفــٰاتون↓ ↳﹝ @dell_tangii﹞ مدیــرمۅن↓ ↳﹝ @parvanegii﹞ شرایط↓ ↳﹝ @sharaet_parvanegi_2021﹞ تبلیغات↓ https://eitaa.com/joinchat/1487930112Cd5c310e460
مشاهده در ایتا
دانلود
می‌آمدم که حال دلِ زار گویمت اما مگر سرشک امان می‌دهد به من چشمت به شرم و ناز ببندد لب نیاز شوقت اگر هزار زبان می‌دهد به من 🌸🌸 ✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
ای آن که مرا بَستهٔ صد دام کنی گویی که برو دُرُشت پیغام کنی گر من بروم تو با کِه آرام کُنی؟ هم‌نام من ای دوست کِه را نام کُنی؟ ✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
هدایت شده از اخبار خودرو
مثلِ آن مردابِ غمگینے ڪھ نیلوفر نداشت؛ حالِ من بد بود اما هیچ ڪس باور نداشت...(: خوب میدانم؛ ڪھ تنهایے مرا دِق میدهد! عشق هم در چنتھ اش چیزے از این بهتر نداشت...! انقدر میترسم از بے رحمے پاییز ڪھ ترس من را روز پایانے شهریور نداشت! زندگے ظرف بلورے بود ڪنج خانھ ام ناگهان افتاد از چشمم؛ ولے مو برنداشت! |.✍🏻.| ℯ𝒾𝓉𝒶𝒶.𝒸ℴ𝓂/ℬ𝒶𝒶𝓋𝒶𝓃...
تو رفتى با خدا باشى، خدا در چشم من گم شد... ✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
『 پَــروانگے‌ ! 🇵🇸 』
تو رفتى با خدا باشى، خدا در چشم من گم شد... #عکس_نوشته #سیدتقی_سیدی ✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
لباس بى وفایى را به دست خود تنت کردم تو را اى دوست با مهر زیادم دشمنت کردم خیالم بود تندیسى طلا از عشق مى سازم محبت بد ترین اکسیر بود و آهنت کردم تو رفتى با خدا باشى، خدا در چشم من گم شد از آن وقتى که تسبیح خودم را گردنت کردم تمام خاطراتت را همان روزى که مى رفتى به قلبم دوختم سنجاق بر پیراهنت کردم تو تک کبریت امّیدم در اوج بى کسى بودى تو را اى عشق با امیدوارى روشنت کردم چه مى ماند به جز بى حاصلى در دست هاى من به رغم کوششى که در بدست آوردنت کردم؟ 🌸🌸 ✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
هدایت شده از 📻رادیو||پاییـٰز
گفتی بیا گفتم کجا؟ گفتی میان جان ما.. 🍁@Radyoo🍁
تو با خود خیالی کردی و از خیال خود می رنجی و از خیال خیالی دیگر زایید و با آن یار شد و باز دیگری و دگر. سه بار بگو ای خیال برو اگر نرود تو برو. ✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
هدایت شده از روزمرگی نویس!🌧️🍁
اِی در دلم نشسته.. از تو کجا گریزم
『 پَــروانگے‌ ! 🇵🇸 』
از خاطره ها شکر گذارم، بروید مالِ خودتان دار و ندارم، بروید لیلی تو ندیدی که چه با من کردند مردم چه
ای روح مرا تا به کجا می بری ام دیوانه ی این سرابِ خاکستری ام می سوزم و می میرم و جان می گیرم با این همه هر بار زبان می گیرم در خانه ی من پنجره ها می میرند بر زیر و بم باغ، قلم می گیرند این پنجره تصویر خیالی دارد در خانه ی من مرگ توالی دارد در خانه ی من سقف فرو ریختنی ست آغاز نکن،این اَلَک آویختنی ست بعد از تو جهانِ دگری ساخته ام آتش به دهانِ خانه انداخته ام بعد از تو خدا خانه نشینم نکند دستانِ دعا بدتر از اینم نکند من پای بدی های خودم می مانم من پای بدی های تو هم می مانم ادامه دارد... 🌸🌸 ✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
از انتظار دیده یعقوب شد سفید هیچ آفریده چشم به راه کسی مباد! 🌸🌸 ✨🦋@parvanegi_2021🦋✨
تــو همان قهوه ی تلخِ سرِ صبحی و من دلبسته به شیرین ترین تلخیِ دنیا..! ˘˘ ✨🦋@parvanegi_2021🦋✨