💠بیماری آیت الله میلانی( و مسلمان شدن پروفسور برلون
مرحوم آیت الله سید محمدهادی میلانی (ره) دچار بیماری معده شدند و پروفسور برلون را از اروپا برای جراحی ایشان آوردند و پس از یک عمل سه ساعته و زمانی که ایشان در حال به هوش آمدن بودند، به مترجم دستور داد تمام کلماتی که ایشان در حین به هوش آمدن میگویند را برایش ترجمه کند، مرحوم میلانی در آن لحظات فرازهایی از دعای ابوحمزه ثمالی را قرائت میکردند و پس از این مساله پروفسور برلون، گفت؛ کلمه شهادتین را به من بیاموزید؛ زیرا از این لحظه میخواهم روی به اسلام بیاورم و پیرو مکتب این روحانی باشم؛
وقتی دلیل این کار را جویا شدند، پروفسور برلون گفت؛ تنها زمانی که انسان شاکله وجودی خود را بدون این که بتواند برای دیگران نقش بازی کند، نشان میدهد، در حالت به هوش آمدن است و بنده دیدم که این آقا، تمام وجودش محو خدا بود، در آن لحظه به یاد اسقف کلیسای کانتربری افتادم که چندی پیش در همین حالت و پس از عمل در کنارش ایستاده بودم و دیدم که او ترانههای کوچه بازاری جوانان آن روزگار را زمزمه میکند، در آن لحظه بود که فهمیدم حقیقت، نزد کدام مکتب است و بعد از آن هم وصیت کرد که وی را در شهری که مرحوم میلانی را در آن دفن کرده اند به خاک بسپارند که هم این که قبر این پروفسور مسلمان شده در خواجه ربیع، محل مراجعه مردم و افرادی است که حقیقت اسلام را باور کردهاند.
#قطره_از_دریا_علما
مدل جدید ولی میخرند!!!!! مفاهیم تکمیلی درس پیام هشتم
☝☝☝☝☝☝
مدیریت کلاس17🍀🌸📚
۸ نکته کلیدی برای مدیریت کلاس درس و ارتباط با دانش آموزان (3)
3️⃣توجه به تمام کارهایی که دانش آموزان انجام می دهند
💎با شرح وظایف در کلاس، دانش آموزانی که ممکن است رفتار اشتباه داشته باشند، برای نخستین بار آنچه را که شما از آن ها انتظار دارید می شنوند.
💎اگر این انتظارات چندین بار برای دانش آموزان بطور واضح مطرح شود، درک آن ها برایشان آسان تر خواهد شد.
💎این نشان می دهد که شما با دانش آموزان همراه هستید و از آنچه که در کلاس درس اتفاق می افتد آگاهید.
💎آن ها می دانند که شما همه چیز را می بینید و می شنوید و در کار خود حرفه ای هستید.
💎بنابرین می دانند حتی کوچکترین کارهای آن ها نیز اهمیت دارد.
#ادامه_دارد
معلمانه📚📖
💠 داستان جالب وقابل تامل!!!!🍀🌹🌸🌺
🔸برترين دو دينار!
🔅 #امام رضا علیه السلام:
مردی، دو دينار، نزد #پیامبر_اکرم_(ص) آورد و گفت: ای پيامبر خدا! می خواهم اين دو دينار را در راه خدا (جهاد) بپردازم.
▫️فرمود: «آيا والدين تو، يا يکی از آن دو، زنده اند؟».
گفت: آری.
▫️فرمود: «برو و اين دو دينار را خرج والدينت کن؛ زيرا اين کار برای تو، بهتر از آن است که در راه خداوند، انفاقشان کنی».
مرد، باز گشت و چنين کرد.
سپس دو دينار ديگر آورد و گفت: آن کار را کردم و اينک اين دو دينار را می خواهم در راه خدا بدهم.
▫️فرمود: «آيا فرزندی داری؟».
گفت: آری.
▫️فرمود: «برو و آنها را خرج فرزندت کن؛ زيرا اين کار برای تو، بهتر از آن است که در راه خداوند، انفاقشان کنی».
مرد، باز گشت و چنين کرد.
پس دگر بار، دو دينار ديگر آورد و گفت: ای پيامبر خدا! آن کار را کردم، و اينها دو دينار ديگرند و می خواهم آنها را در راه خداوند، انفاق کنم.
▫️فرمود: «آيا همسر داری؟».
گفت: آری.
▫️فرمود: «آنها را خرج همسرت کن؛ زيرا اين کار، برايت بهتر از آن است که در راه خداوند، انفاقشان نمايی».
مرد، بر گشت و چنين کرد.
پس باز، دو دينار ديگر آورد و گفت: ای پيامبر خدا! آن کار را کردم، و اينها دو دينار ديگرند که می خواهم در راه خدا انفاق کنم.
▫️فرمود: «آيا خدمتکاری داری؟».
گفت: آری.
▫️فرمود: «آنها را خرج خدمتکارت بکن؛ زيرا اين کار، برايت بهتر از آن است که در راه خداوند، انفاقشان کنی».
مرد چنان کرد. آن گاه دو دينار ديگر آورد و گفت: ای پيامبر خدا! اينها دو دينار ديگرند که می خواهم در راه خدا بدهم.
▫️فرمود: «بده، و بدان که اين دو دينار، برترين دو دينار تو نيست [؛ بلکه ثواب آن دينارهای قبلی، از ثواب اينها بيشتر است] ».
📚 دانشنامه قرآن و حديث ج 3 ص 534.
کانال صبغه الله