eitaa logo
پیک صبا
17.1هزار دنبال‌کننده
29.2هزار عکس
7.4هزار ویدیو
2.2هزار فایل
@peickesaba پیکِ صبا پاتوقِ: #صالحینِ #بصیرِ #ایران ارسال خبر: از طریق مدیران استانی (روابط‌عمومی تعلیم و تربیت استان) مرکز مدیریت تولید محتوای صالحین ارتباطات: @peicksaba تبلیغات نداریم ⛔️
مشاهده در ایتا
دانلود
9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📕 پونه و کتابش وقتی کودکان کتاب «سرباز وطن» را باز می‌کردند، با شگفتی محض، به جای تصویر قهرمانانِ دور، تصویر خودشان را می‌دیدند. فریاد ذوق آن‌ها فقط شادی نبود؛ آن‌ها در آن لحظه با «خودِ آینده‌شان» روبه‌رو شده بودند. در میان تجمعات شبانه، پونه مهدی‌پور، متربی کوچک حلقهٔ صالحین پایگاه صاحب‌الزمان ، بذر این شوق و اشتیاق را در دل‌ها می‌کاشت. اما زیباترین بخش این داستان، درس بخشندگی بود؛ جایی که هدایای بچه‌ها به دستان کوچک پونه سپرده شد و او واسطهٔ لبخند و مهربانی میان هم‌سن‌وسال‌هایش شد. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
الهیات مقاومت۱۳.mp3
زمان: حجم: 3.1M
الهیات مقاومت سلسله‌مباحث مبانی مقاومت با تکیه بر آراء و اندیشه‌های امام خمینی(ره) و قائد شهید، امام خامنه‌ای(ره) جلسهٔ سیزدهم: عرصه‌های مقاومت مقدمه: صبر فردی و اجتماعی ۱. سه نوع صبر: بر طاعت، از معصیت، در مصیبت الف. صبر بر طاعت: یعنی از طولانی شدن کار واجب و لازم، ملول نشوید. ب. صبر از معصیت: یعنی انسان جذب و اغوا نشود، تحت تأثیر شهوت قرار نگیرد. ج. صبر در مصیبت: یعنی حوادث تلخ، انسان را درهم نشکند. ۲. این سه عرصه گاهی در مسائل فردی و گاهی عمومی، اجتماعی و غیرشخصی است؛ سرنوشت یک امت و ملت است. ۳. خرمشهرها پیش رو است. ۴. تقسیم عرصه‌های مقاومت به: سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی، بر اساس حفظ اصول 🎙حجة‌الاسلام امین ذوالفقاری معاون تعلیم و تربیت 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
📚 بینش مطهر بوی کتاب نو، فضای مسجد را پر کرده بود. سرگروه حلقهٔ شهید احمدی پایگاه حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها ، که معمولاً با دست خالی می‌آمد، این بار چند جلد از آثار شهید مطهری را با خود آورده بود. متربیان دور هم جمع شدند و با دقت گوش می‌دادند. خانم براهویی بدون هیچ مقدمه‌ای و مستقیم سر اصل مطلب رفت: «استاد مطهری فقط درس نمی‌داد؛ به ما یاد می‌داد چطور "بینش مطهری" داشته باشیم؛ با چشمی روشن و فکری آزاد.» حرف‌هایش ساده و صمیمی بود. او از دغدغه‌های خودش می‌گفت؛ دغدغه‌هایی که همه حس می‌کردند. گویی هر جمله‌اش، درِ تازه‌ای را به روی اندیشه‌شان باز می‌کرد. وقتی صحبتش تمام شد، کتاب‌ها را یکی‌یکی به دست بچه‌ها داد و گفت: «با حوصله بخوانید، بعد با هم حرف می‌زنیم.» لبخند آن‌ها نشان می‌داد که این کتاب‌ها فقط چند صفحه نوشته نیستند؛ بلکه آغازی تازه برای اندیشیدن‌اند. آن روز، مسجد به محفلی گرم برای آشنایی با اندیشه‌های روشن استاد مطهری تبدیل شد. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
💫 اجتماع دل‌ها در خیابان اصلی روستای مُهنو، صدای خندهٔ دختران و زنان در هم می‌آمیخت. روی دیواری، نقشه‌ای بزرگ از ایران نقش بسته بود. یکی‌یکی جلو می‌آمدند. انگشت‌ها به رنگ سرخ آغشته می‌شد و روی نقشه می‌نشست. رد انگشت‌های کوچک و بزرگ، کنار هم، مثل گل‌های سرخی بر پیکر وطن شد. در میان این شور و همدلی، خانم اختیاری، مربی صالحین پایگاه ام‌الائمه ، با لبخندی گرم، جلودار این جمع بود. اجتماع آن شب، صحنهٔ پیوند نسل‌ها بود که با یک انگشت سرخ بر دل ایران نقش بست. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🎨 صبح دل‌انگیزی بود. تلفن را برداشتم و یکی‌یکی شمارهٔ مادران حلقهٔ صالحین پایگاه بنت‌الحسین را گرفتم. از آن‌ها خواستم کودکانشان را همراه دوستانشان به حسینیهٔ روستا بیاورند تا با مدادهای رنگی خود، حال و هوای حماسه را روی کاغذ نقاشی کنند. وقتی وارد حسینیه شدم، دختر کوچکی با چادر گل‌گلی، کنار سفرهٔ نقاشی نشسته بود و با دقت رنگ صورتی را روی کاغذ می‌کشید. آن لحظه فهمیدم این کودکان، نسل نوین انقلاب هستند. آن‌ها با تصویرهای ساده‌شان، عشق به ایران و ایمان به آینده را در قاب کاغذ ثبت کردند. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
💯 حلقهٔ همه‌چی‌تمام این هفته هم حلقهٔ نوجوانان پایگاه مقداد ، در مسجد برگزار شد. حلقه صالحین این‌بار برنامه‌های متنوعی داشت. دور هم نشستیم، آموزش و قرائت قرآن داشتیم، و بعد هم با یک میان‌وعده، زمانی کوتاه استراحت کردیم. حاج‌آقا عبدالهی، مربی‌مان، کمی از حال و هوای این روزهای کشور و شناخت دشمن و شیوه‌های دشمنی‌اش گفت. بعد از صحبت‌های او، ما با شعارهایمان همراهی کردیم و نشان دادیم که ما نسل پای کار انقلاب هستیم. جلسه که تمام شد، حاج‌آقا پرسید: «حاضرین با هم یک مسابقهٔ فوتبال بدهید، من هم بشوم داور؟» همه با اشتیاق جواب مثبت دادیم و یک مسابقهٔ جذاب هم داشتیم. خلاصه که امروز حلقه‌مان همه‌چیز داشت؛ یک حلقهٔ همه‌چی‌تمام. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
⏳در جمع صمیمی حلقهٔ صالحین پایگاه شهید میرزایی ، روزی پر از یادگیری و انرژی داشتیم. با حضور مربی، یاد گرفتیم که چطور با مدیریت درست زمان، از لحظه‌های زندگی بهترین استفاده را ببریم و به سمت اهدافمان حرکت کنیم. در این دورهمی، انگار همه آمده بودیم تا با هم یک دور تازه برای رشد شروع کنیم. آقای رستمی، مربی پایگاه، با نگاهی دوستانه به ما یادآوری کرد که چطور می‌توان از فرصت‌ها و وقت‌های آزاد بهترین استفاده را کرد و نگذاشت زمان از دستمان برود. ما یاد گرفتیم که مدیریت زمان یعنی چطور زندگی‌مان را با معنا و هدف بسازیم. ‌ 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
💥بوی باروت و صدای سرود هوای عصر، بوی خاکِ آفتاب‌خورده می‌داد. در گوشه‌ای از پایگاه ریحانه‌النبی ، صدای خندهٔ دخترها با تک‌تک ضربه‌های تفنگ روی میز قاطی می‌شد. سارا خلیلی، با دستان ظریفش، دکمهٔ دستگاه پخش را زد. نت‌های سرود «ایران من» در فضای نیمه‌نور پیچید و سه دختر کوچک‌تر به صف ایستادند. سارا چند وقت پیش، در کنار دیگر نوجوانان، در «کافه مهارت» این پایگاه آموزش دیده بود و حالا سعی داشت طرز گرفتن صحیح سلاح را به دختران گروه سرود نشان دهد. خشاب تفنگ خالی بود، اما حسِ آن، چون مسئولیتی جدی، روی شانهٔ نوجوانان سنگینی می‌کرد. در آن لحظه، نتِ آخرِ سرود با صدای «تَق»ِ سلاح تمرینی هم‌زمان شد؛ انگار دنیا برای چند ثانیه در نفسِ یک نوجوان ایستاده بود: سرودی برای دفاع از وطن، با تفنگ و دلی از جنس ایمان. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا