eitaa logo
ʬʬ 𝖯𝖧𝖮𝖤-𝖭𝗅𝖷
223 دنبال‌کننده
129 عکس
40 ویدیو
1 فایل
﹒ 𝖶𝖠𝖭𝖭𝖠 𝖧𝖴𝖱𝖳 𝖬𝖤 ? 𝖨𝖫𝖫 𝖢𝖠𝖫𝖫 𝖯𝖧𝖮𝖤𝖭𝖨𝖷 𝖳HEN .
مشاهده در ایتا
دانلود
بعضی وقتا انقدر خسته می‌شم که حس می‌کنم اگه یه هفته هم بخوابم کافی نیست.
هدایت شده از 𝟭:𝟭𝟭𝖺𝗆
اگه میتونستی تصور کنی که چقدر برای من باارزشی هیچوقت اشک‌های نازتو روی گونهای رنگ پریدت نمیریختی. ولی اشکال نداره ، من ردِ اشکاتو دونه به دونه میبوسم. https://eitaa.com/shirmozak
من اول معده درد بودم بعد دارِن شدم.
یه‌جایی برام متنظر بمون. یه جایی توی کافه‌ای که اولین بار طعمِ شیرینِ ترکیب قهوه و کارامل رو از روی لب‌هات چیدم. یه‌جایی توی اولین قرارمون؛ کنارِ قهوه و کیک‌های شکلاتی مورد علاقه ـت، وقتی کلمه به کلمه با دیدنِ عسلِ چشم‌هات؛ برات دزیره می‌خوندم. یه جایی، نزدیکِ طلوعِ خورشید، زیر بزرگ‌ترین درختِ هلو، یه جایی تو پاریس و لندنِ دهه‌ ـی ۸۰ یا ۹۰، تو صدای 'گان اِن رُز' و 'متالیکا'، توی رقص‌‌های مستی ـمون یا حتی صدای پیانو. یه جایی، یه جایی توی زندگیت، منتظرم بمون.
ʬʬ 𝖯𝖧𝖮𝖤-𝖭𝗅𝖷
میدونی ماھ داشتم فکر میکردم تا حالا شده برای چند دقیقه توی سکوت باشی و باز هم صداهای زیادی رو بشنوی؟
هی ماھ دوست داشتم تو منو نبیني اما کنار تو بشینم. زانوهامو بغل بگیرم و نگاهت کنم. ساعت‌ها تماشات کنم. کار دیگه‌ا‌ي ازم بر نمي‌آد آخه. بلدِ عوض کردن پایانِ داستان نیستم. راضي هم نیستم. کاش میشد حرف نزنم اما تو از چشم‌هام بخوني که «ما هزار بغل به هم بدهکاریم.» حرف نزنم و تو از من برنگردي. میشه من کسي باشم که تو رو خیال میکنه و از دورترین نقطه وصل میشه به تو؟ بذار بشه. بذار حالا که نمیتونم پایان ماجرا رو عوض کنم این‌شکلي زنده بمونم.
ʬʬ 𝖯𝖧𝖮𝖤-𝖭𝗅𝖷
‌‌‌︐   منو میبینـي یا نه؟ تو غروبِ خورشیـد یا روی یک صندلـي تو گوشـه کناره‌هاي هر کافه اي، صـدايِ پیـانو رو وقتي همه جا ساکته. تو ظلمات شب هنگام خواب میشنوي چشمامو به خاطر داري؟ کدومشون هنوز با تو راه میرن! روي شیشه‌هايِ تکه تکه شده از دیواره یخي قلبت‌؛ نه راستش جوني نمونده از هیچ کدوم‌ نه من نه اونا هیچ صبحي رو پلك‌ـت باز شد با یادم! من هم نمیدونم و میگم: یادت نیستم هر چند گاهي هر روز تو غروبِ خورشید تو گوشه ترین صندليِ همون کافه منتظر تو نشسته‌ام گاهي تو خواب گاهي تو بيداري با خندیدنت با چشمانت با راز هات با صداي خوندنت موقع زدن پیانو، گاهي خواب گاهي بیدار شاید مشکل همینجاست بیخوابي موقع نبودنت و بودنم گاهي نبودنت و نبودنم.
ʬʬ 𝖯𝖧𝖮𝖤-𝖭𝗅𝖷
ماھ امشب خیلی خوشگلیُ نورانی.
ماھ. ناشناسی حالم رو پرسید، وقتی داشتم با احتیا‌ط یک چیزای محدودی از وضعم میگفتم، متوجه شدم که همه‌چیز چقدر در هر لحظه سیاهه. مثل دو هفته‌ی گذشته که بی‌وقفه هر روز گریه کردم. مثل هفته‌ی گذشته که تمام مدت مریض‌گونه گیج بودم.مثل این هفته که بدنم، سرم، معدم، دست و پام دارن انتقام مسکن های تزریق شده به مغزم رو میگیرن.مثل تصویر پریدن. مثل هفته‌ی بعدُ هفته‌ی بعدو هفته‌ی بعدش. مثل تکرار حقیقت نجات وجود نداره