eitaa logo
دانلود
سه سال قبل از انتشار فروغ در یکی از سفرها برای اجرای فستیوال، کنار آقای قربانی بودم مثل همیشه و کتابی دستش بود و تورق می‌کرد. شعری از فروغ فرخزاد نشانم داد و گفت شعر زیبایی‌ست و من آن را خیلی دوست دارم که اگر بتوانی روی آن کار کنی خیلی خوب است. دقیقا همان شعر «بعد ها» بود که اکنون در آلبوم فروغ خوانده. چند سال گذشت و من کمی روی آن کار کردم و شعر را با آهنگ خاصی زمزمه می‌کردم. آقای قربانی از ملودی آن خوشش آمد. ما همربه کمک حسام ناصری ارکستراسیون و ضبط را انجام دادیم. یک سری کار دیگر هم ساخته بودیم که یک قطعه‌ی دیگر از شعر فروغ در میان آنها بود. پس با آنها آلبومی ساختیم و به احترام فروغ فرخزاد نام آلبوم را فروغ گذاشتیم. ایده از آقای قربانی شکل گرفت و من ادامه دادم. من کار را ساختم و ایشان خواند. ساخت فروغ خیلی دشوار بود. چون نه بودجه‌ی کافی برای انتشار آن را داشتیم نه مجوز را به آسانی گرفتیم. از انتشارش ناامید شده بودیم اما به هر ترتیب ساختیم. فروغ خیلی برای من عزیز است و به نظر خودم بهترین اثر من است. -سامان صمیمی
Alireza Ghorbani ماهان موزیکAlireza Ghorbani Foroogh-128 (1).mp3
زمان: حجم: 6.5M
3:30 لیک دیگر پیکر سرد مرا می‌فشارد خاک دامن گیر خاک بی‌ تو، دور از ضربه های قلب تو، قلب من می‌پوسد آنجا زیر خاک پ.ن: به صدای کمانچه دقیقا بعد از این قسمت شعر دقت کنید.
14.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هر کسی عزیزی رو از دست داد، دل همه‌ی ما خون شد...
امشب، علیرضا قربانی در تبریز، میان روزهایی که صدای جنگ و نگرانی از هر سو شنیده می‌شود، از وطن گفت؛ از خاکی که با همه زخم‌هایش دوست‌داشتنی است و از مردمی که هنوز به امید و زندگی چنگ می‌زنند. شاید برای همین است که سال‌هاست صدای او فقط یک خواننده نیست؛ پناهی است برای دل‌هایی که خسته‌اند. هنرمندی که هر وقت ایران زخمی شده، سهم خودش را با آواز و عشق ادا کرده است. امشب تبریز فقط میزبان یک کنسرت نبود؛ میزبان صدایی بود که یادآوری کرد هنوز هم می‌شود وسط هیاهوی بمب و آژیر، از عشق به وطن خواند و به فردا ایمان داشت. ایران، تا وقتی چنین صداهایی دارد، تنها نیست... -بهمن بابازاده
Alireza Ghorbani موزیکدلAlireza Ghorbani-Tasian -musicdel.ir 128.mp3
زمان: حجم: 4.9M
2:43 خدا رو چه دیدی شاید پر گرفتیم شاید خنده‌هامونو از سر گرفتیم نگو چی گذشت و نگو چی کشیدیم شاید شب تموم شد، خدا رو چه دیدی!
اگر شما یه خواننده بودید، حاضر بودید فشاری رو تحمل بکنید، کمبود درآمد مادی رو تحمل بکنید ولی کار خوب ارائه بکنید؟ به نظر من برای کسی که بخواد کار رو آسون بکنه، و برای کسی که فقط و فقط نتیجه‌ی مادی قضیه براش مطرح باشه بهترین جواب اینه که مردم اینجوری می‌خوان. خب مردم هم وقتی که ۲۴ ساعت این موسیقی رو بشنون خوششون میاد البته که خودشون هم زمینه دارن، قبول دارم. عموما طبع اکثریت قریب به اتفاق مردم به ابتذال گرایش داره. ولی به نظر من اجرا کنندگان و به وجود آورندگان آثار هنری، سمعی و بصری از هر نوعش و کسانی که به هر حال روی مردم تاثیر دارن می‌تونن چیز خوب تحویل بدن. -فرهاد مهراد
Farhad Mehrad farhad_mehrad_marde_tanha 128.mp3
زمان: حجم: 3.3M
1:06 شب با تابوت سیاه، نشست توی چشماش خاموش شد ستاره، افتاد روی خاک سایه‌ش هم نمی‌موند، هرگز پشت سرش غمگین بود و خسته، تنهای تنها
شعر رضا براهنی می‌دونیم، به هنجار نیست. شعری نیست که مخاطب ساده بتونه درک کنه یا باهاش ارتباط بگیره. توش از کلماتی استفاده شده که در زندگی روزمره استفاده نمیشه. مثلا توی همین شعر یه جا میگه «نمی‌بینمم، نمی‌خوابانمم» این با اینکه از نظر دستوری درسته ولی چیزی نیست که ما همیشه بشنویم. و اینکه شما در اوج محبوبیت هنری و با اون همه طرفدار خطر کنی و شعر رضا براهنی رو بخونی، چیزیه که به نظر من ارزشمنده. -رشید کاکاوند