Alireza Ghorbani - Rosvaye Zamaneh01. Raze Del.mp3
زمان:
حجم:
7.2M
2:31
دل دیوانهی من به غیر از محبت، گناهی ندارد، خدا داند
شده چون مرغ طوفان که جز بیپناهی، پناهی ندارد، خدا داند
منم ابر وحشی که در هر بیابان به تلخی سرشکی بیفشاند
بجز این اشک سوزان دل ناامیدم گواهی ندارد، خدا داند...
داستان اینه که وقتی من داشتم به دنیا میاومدم، پدرم پشت در اون اتاقی که مادرم و پرستار داخلش بودن شروع کرد به نواختن قطعهی شهرزاد تا مادرم آروم بشه. برای همین اول اسم من رو گذاشتن شهرزاد، ولی بعد عوضش کردیم به شهرداد.
صدای آواز مادرم همیشه توی گوش من هست و جزوی از تار و پود وجود منه و به بهترین خاطرات کودکی من گره خورده. پس من یک موسیقی ساختم به نام رقص عذرا که نام مادرم بود.
یادمه اون موقع که اولین بار توی ونیز اجرا کردمش، به طرز عجیبی تمام خاطرات کودکیم جلوی چشمام اومد. توی ونیز، یک شهر اروپایی که هیچ ربطی به خاطرات من نداشت من اینقدر موقع اجرا با این آهنگ گریه کردم که کلید های پیانو از اشکم خیس شده بود. هر وقت این قطعه رو میزنم یادش میافتم و همیشه احساساتی میشم.
-شهرداد روحانی
زمان:
حجم:
3.4M
چند سال باید بگذرد تا عشق به مادر تمام شود؟ هفتاد سال کافی نیست؟
سحر محمدی بروجردی از خواننده های خانم محبوب منه. شاگرد خلف استاد شجریان و در حال حاضر خوانندهی پورناظری ها (چون کیخسرو خان دیگه نیست نمیگم گروه شمس) که خیلی سعی کرد توی ایران بتونه آهنگ منتشر کنه و همینجا کار کنه اما نشد و خارج از کشور اجرا داره فقط، تا هزار و یک شب.
توی قطعهی تیتراژ هزار و یک شب، سهراب پورناظری آهنگی که میسازه رو طراحی میکنه برای دو خواننده: علیرضا قربانی و سحر محمدی (یا بروجردی) و این قطعه یه ویژگی خاص داره. صدای خوانندهی خانم پس زمینه نیست، صدای اصلیه. فقط توی تیتراژ اصلی سریال به صورت چند صدایی طراحی شد تا مشکلی پیش نیاد (یعنی وقتی نوبت خانم محمدی میشه انگار چند تا خانم محمدی با هم میخونن) ولی همهی عوامل یه این نتیجه رسیدن که اگر برای انتشار قطعهی اصلی هم همین قضیهی چند صدایی باشه خیلی زشت و بد میشه. برای همین نسخهی تکآهنگ رو همون اجرای اصلی منتشر کردن. نتیجه؟ توقیف شد!
تهدید به ممنوعالکاری و حذف قطعه از تمام پلتفرم های دارای مجوز و در نهایت توبیخ و جریمه. چون یه خوانندهی زن داشت.
جدا از حواشی، یه قطعهی فوقالعاده زیباست. حتما بشنوید.
ققنوس
سحر محمدی بروجردی از خواننده های خانم محبوب منه. شاگرد خلف استاد شجریان و در حال حاضر خوانندهی پورن
Alireza Ghorbani (www.PMCMusic.tv)Alireza Ghorbani - Hezaro Yek Shab.mp3
زمان:
حجم:
8.7M
2:45
صدا بزن که سکوت جهان تمام شود
که با تو قصهی بی قهرمان تمام شود
که بغض ابری این آسمان تمام شود
هزار و یک شب این داستان تمام شود
صدای من را از قلب خاورمیانه می شنوید.
جایی که پس از شش ماه تعطیلی مطلق کاری و بلاتکلیفی اجتماعی در حالی هفدهم خرداد در اتوبوس به سمت تبریز نشستیم که زیر بمباران اخبار بودیم.
پروازها بسته شد، ایران حمله کرد، اسراییل حمله خواهد کرد، انفجار در تبریز، انفجار در تهران ...
و ما در جاده بودیم. نگران عزیزانمان در تهران و نگران شغلی که در ایران به مو بند است.
بالاخره هجدهم خرداد شد و کنسرت ما در تبریز روی صحنه رفت. به قول علیرضا قربانی در یک مقطع تاریخی ویژه این کنسرت را زیر حملات و اخبارش روی صحنه بردیم.
اکنون در روز چهارم اجراهای تبریز هستیم و سه زد و خورد منطقه ای در همین مدت پشت سر گذاشتهایم و چهارمین مورد هم دور نیست.
ما هم پس از پایان هر سانس به اجراهای فردا که هیچ، به برگزاری سانس بعد هم مطمئن نیستیم.
و خدا رو چه دیدی، شاید نسلهای بعدی قضاوت منصفانه ای از ما خاورمیانهای های مجنون داشتند!!! ما که در یک سال دو جنگ بزرگ دیدیم و هنوز به موسیقی فکر میکنیم!!!
-وحید لشکری
Alireza Ghorbani @RozMusic.comAlireza Ghorbani - Savushun (128).mp3
زمان:
حجم:
4.5M
1:08
من آن کبوتر صلحم، مرا ز سر وا کن
به دست تلخترین انتخاب ها بسپار
مرا که آتشِ سودابهها حریفم نیست،
به شرط صلح، به افراسیاب ها بسپار
5:30
صدایی نیست، الا پت پت رنجور شمعی در جوار مرگ
ملول و با سحر نزدیک و دستش گرم کار مرگ
که میگوید بمان اینجا که پرسی همچون آن پیر به درد آلودهی مهجور،
"خدایا، به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژندهی خود را؟"
Alireza GhorbaniAlireza Ghorbani - Akhare Shaahnaame[128].mp3
زمان:
حجم:
7.2M
5:04
ما فاتحان شهر های رفته بر بادیم.
با صدایی ناتوان تر زانکه بیرون آید از سینه،
راویان قصه های رفته از یادیم.
کس به چیزی یا پشیزی برنگیرد سکه هامان را،
گویی از شاهیست بیگانه!
ما فاتحان قلعه های فخر تاریخیم
ما یادگار عصمت غمگین اعصاریم...
Alireza GhorbaniAlireza Ghorbani - Avaz[128].mp3
زمان:
حجم:
4.7M
3:16
کرک جان، خوب میخوانی!
بیکران وحشت انگیزی است،
خامش خاکستری هم بارد و بارد،
این سکوت پیر ساکت نیز
هیچ پیغامی نمیآرد.
پشت ناپیدایی آن دور ها شاید،
گرمی و نور و نوا باشد، بال گرم آشنا باشد...
من این آواز پاکت را
در این غمگین خرابآباد
چو بوی بال های سوختهات
پرواز خواهم داد!