#دلدلزدنهایمحرمانه
_پنج
اتّبع ما اوحیَ اِلَیْک...
نمیدانم چه شد که روضهخوانها قصد کردند شب پنجم ما را یکراست ببرند وسط گودال!
حتما آن لحظه روضهخوان داشته توی خلوت برای خودش روضهی مفصلی از تشت و جگر میخوانده که به دلش افتاده!
به دلش افتاده شب پنجم ما را ببرد درست کنار سینهی اباعبدالله. بعد هم همانجا برای روضهخوان آیه آمده که «اتّبع ما اوحیَ اِلَیْک...» که ما بیچارهی امشب و صاحب امشب شویم!
میگویند حضرت عبداللهبن حسن(ع)، یک ساله بود وقتی پدرش به شهادت رسید. چهرهاش را نمیدانم اما، تاریخ میگوید غربت و مظلومیت پدر را یکتنه به دوش کشید روز عاشورا!
قلم من، به قد و قوارهی نوشتن از صاحب امروز نمیرسد. اسمش که میآید نمیدانم کلمهها را باید چطور پشت سر هم چید تا بشود از رشادت یک کودک ده ساله نوشت.
ولی قلبم تیر میکشد وقتی به خاطرهی مشترک پدر پسری فکر میکنم!
یک حسن(ع) و یک خانه و یک در و یک مادر پهلو شکسته...
یک عبدالله(ع) و یک صحرا و هزار شمشیر و یک عموی پهلو شکسته...
بگذریم!
#السلامعلیکیاعبداللهبنحسنعلیهالسلام
هرچه جان است به قربان اباعبدالله🖤
@pichakeghalam