من: حالا چیشد تصمیم گرفتین آبغوره بخرین؟
مامانم: مال ما نیست که
من: پس مال کیه🧌
مامانم: عمت
من: پس چرا ما باز کردیم🧌
مامانم: باید پیشمرگ بشیم
من و بابام:🧌🧌🧌🧌
کلبهٔ پیتار;
پیش به سوی نصب (ببینم این بیدارم میکنه یا نه)
(بیدار شدم و دوباره خوابیدم)
کلبهٔ پیتار;
خاک به سرم مالاریا نیشت زده؟
مالاریا الان تو خونهی ما چیکار میکنه