eitaa logo
افسران جنگ نرم خادمین پیروان شهدای بجنورد
4.3هزار دنبال‌کننده
35.1هزار عکس
16.4هزار ویدیو
133 فایل
#افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد_دلتنگ_شهادت https://eitaa.com/piyroo جهت ارتباط با خادمین شهدا 🌷 خواهران 👇 @sadate_emam_hasaniam @labike_yasahide @shahid_40 کپی بنر و ریپ کانال ممنوع
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🌹 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🔴 شهید روز تاسوعا که‌ با سربند "یازهرا" و پهلوی تیر خورده به‌ شهادت رسید ▫️روزی بر این فکر بودم که چرا‌ ما در سال‌ها و قرن‌های پیش پا به‌ دنیا نگذاشته‌ایم .. دائما این فکر بر من می‌گذرد که‌ چرا ما آن‌ روزی که‌ به مادرمان زهرا(س) بی‌احترامی کردند داخل آن‌ کوچه نبودیم، چرا ما آن‌ روز که درب ‌نیمه‌ سوخته را به پهلوی مادرمان زدند نبودیم... ▫️ای‌آقا، ای‌امام، من و همرزمانم در آن کوچه نبودیم، ما پشت درب نیمه‌ سوخته نبودیم، ما روز عاشورا نبودیم و حالا که هستیم با تمام وجودمان هستیم. ▫️از خداوند می‌خواهم در زمان حال به‌ من‌ شهادت عنایت کند، از خدا می‌خواهم زمانی‌ که امام‌ زمان ظهور کرد دوباره ما را زنده کند و از خاک بلند کند تا در رکاب امام‌ زمان بجنگیم و به شهادت برسیم تا دیگر واقعه عاشورا اتفاق نیفتد. 🏴 https://eitaa.com/piyroo
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
یک بار سر یک مسئله ای با هم به توافق نرسیدیم ؛ هر کدام روی حرف خودمان ایستادیم ؛ او عصبانی شد ؛ اخم کرد و لحن مختصر تندی به خودش گرفت و از خانه بیرون رفت. شب که برگشت ، همان طور با روحیه باز و لبخند آمد و به من گفت ، بابت امروز صبح معذرت می خواهم . می گفت ، نباید گذاشت اختلاف خانوادگی بیشتر از یک روز ادامه پیدا کند... 📕 نیمه پنهان ماه ، ج4 🏴 https://eitaa.com/piyroo
▪شهــادت جانسوز 🖤 🕯امام کاروان اسرای کربلا🖤 ▪️نگین آرامش قلب اهل حرم🖤 🕯یعقوب دشت کربلا🖤 ▪️پسرحضرت ارباب🖤 🕯بزرگ مرد مناجات و دعا🖤 ▪️حضرت امام سجاد ( علیه السلام ) 🕯بر امام زمان (عج) 🖤 و همه ی عاشقانش تسلیت باد🏴 🏴 https://eitaa.com/piyroo
📩 🌹شهــید مهــدی باڪری: وقتی بهم گفت «ازت راضی نیستم» انگار دنیا روی سـرم خراب شده بود پـــرسیدم: «واسه چی؟» گــفت:چــرا مــواظب نیستی میدونی اینا رو کی فرستاده میدونی اینا بیت المال مسلموناس؟! همه‌ش امانته! گفتم: حاجی میگی چی شده یا نه؟ دستش را باز کرد تا حبّه قند خاکی تـوی دستش بود دم در چادر تدارڪات پیدا ڪرده بود! https://eitaa.com/piyroo
📩 🌷شهــید مــرتضی آویــنی: آرمان‌ خــواهی انــــسان مـستلزم بر رنـج ‌هاست پس ‌بـرادر‌ خوبم برای جانبازی در راه ‌آرمانها یـاد بگیــــر ڪه در این ســیاره‌ ی رنـج صبـــورترین انسـان‌ها باشی! https://eitaa.com/piyroo
یک آقایی می شناسم که بود. کشید، شد. در ، بود. رزمنده با لباس نه . به پای و تکلیف رفت. برای از هیچکس و هیچ چیز نهراسید. که کرد قاطعانه ایستاد. شد. دوباره آمد و پای آرمان های انقلاب و وصیت همه انقلابیون ماند. هنوز هم دردش و و واقعی و اسلامی است. یک به تمام عیار است. آری کسی که ما به او می گوییم ؛ است. دلش لک می‌زند برای 🏴 https://eitaa.com/piyroo
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ◽️همیشه سفارش به حجاب می‌کرد و می‌گفت : “اگر می‌خواهید روز قیامت، جلوی حضرت زهرا(س) رو سفید باشید، نباید گوش به حرف دیگران بدید و روی مد رفتار کنید؛ نباید بگید عرف جامعه فلان حرف رو میگه، همون کار رو بکنید” 🏴 https://eitaa.com/piyroo
جاده‌ےزندڱےام... بدجور به‌ پیـچ وخم‌ افتاده!😔 💔دلم‌ محتاج‌ نیم‌نگاهــےازشماست؛ اے" "...🕊❣ اجابت‌ ڪن‌ دل‌ خسته‌ام‌را... https://eitaa.com/piyroo
! 🌷من خیلی به امام رضا (ع) ارادت دارم. زیارت هر امامی که بروم زیارت نامه امام رضا را هم مى خوانم. در صحن حضرت ابالفضل (ع) نشسته بودم، دلم یاد امام رضا کرد، شروع به خواندن این زیارت کردم. چند دقیقه بعد دیدم یکی از خدام حرم آمد کنارم، شنید زیارت امام رضا مى خوانم. نشست پشت سرم و شروع کرد با من زیارت را تکرار کردن و اشك مى ريخت. 🌷بعد از اتمام زیارت رو کرد به من و گفت: زیارت امام رضا را در کنار ضریح حضرت عباس مى خوانى؟ گفتم: اشکالی داره؟ گفت: نه، من خودم آزاد شده امام رضا هستم. پرسیدم: چطور؟ گفت: زمان جنگ من اعتقاد داشتم امام رضا در دست ایرانی ها اسیر شده و باید حرمش را آزاد کنیم. لذا به مادرم که عاشق امام رضا بود قول دادم که بروم به جنگ ایرانی ها برای آزاد سازی حرم امام رضا. 🌷....به همین خاطر داوطلبانه به جیش الشعبی پیوستم و مرتب برای مادرم نامه مى نوشتم که مثلاً من الان در شلمچه هستم، جایی که امام (ع) از آنجا وارد ایران شد.... تا اینکه یک روز بلندگوی گردان مرا صدا زد و گفتند تلفن با تو کار داره. رفتم. مادرم بود پای تلفن گریه مى كرد، گفت: تو مطمئنی راه درستی انتخاب کرده اى؟ گفتم: چطور‌؟ گفت: دیشب خواب دیدم.... 🌷....گفت: ديشب خواب ديدم در یک صحرای بزرگ، امام رضا (ع) دستهایش را باز كرده و زائرانش را به آغوش مى گيرد، هم اینکه تو نزدیکش شدی دستهایش را بست و به تو گفت: تو با ما نیستی. تو گفتی: من برای آزاد کردن شما و حرمتان آمدم. امام فرمود: تو سپاه را اشتباه آمده ای جبهه من این طرف [است.] تو طرف دشمنان منی. 🌷مادر که این رو گفت چند روز فکر مى كردم. دیدم رفتار نیروهای ما شبیه یاران امام رضا نیست. تصمیم گرفتم به طرف ایرانی ها بیام. حرکت کردم به سمت خاکریز ایرانی ها و فریاد مى زدم: آمدم تسلیم بشم. آمدم بیام پیش امام رضا. از خاکریز ایرانی ها تیراندازی کردند دو تا تیر به پاهام خورد ولی یکی از سربازهای ایرانی که عرب خوزستان بود فهمید چی مى گم به کمکم آمد و من را نجات داد. تو آمبولانس گذاشتنم چیزی نفهمیدم.... 🌷چشمام رو که باز کردم تو یک بیمارستان بودم. گفتم: من کجام؟ گفتند: اینجا بیمارستانی در مشهد امام رضا است. از پنجره به بیرون نگاه کردم، گنبد امام رضا را دیدم، گفتم: آقا، آزاد شده توام. این زخم گلوله ها نشان محبت و عشق منه. بعد از اون به لشگر بدر ملحق شدم و در جبهه بر علیه حزب بعث و صدام جنگیدم. استخبارات صدام، پدر و مادر و دو برادرم را اعدام و شهید کرد، به همین خاطر وقتی زیارت امام رضا (ع) را خواندى کنارت نشستم و با تو همراه شدم، من آزاد شده امام رضایم. راوى: سيد جواد هاشمى 🏴 https://eitaa.com/piyroo