3.34M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کشتار هفتاد و 5 هزار ایرانی و جشن پوریم(سیزده بدر ما) و اظهارات افتخار آمیز نتانیاهو از نقش آفرینی بانو استر در گرفتن دستور قتل هامان وزیر باشرف ایرانی دربار خشایار با همکاری مردخای
قبر استر و مردخای همینک در همدان است .
از نظر صهیونیست ها ، اولین هولوکاست در ایران اتفاق افتاده است و بخشی از انتقام آن گرفته شده است( همان کشتار مورد اشاره در بالا) اما انتقام اصلی هنوز باقی مانده است.
براستی چقدر شناخت داریم از دشمنی یهود افراطی و صهیونیزم بین الملل و ...
پیام نوروزی و سخنرانی آقا در 1402تصویری.pptx
حجم:
8.74M
سخنان نوروزی مقام معظم رهبری
سیر مطالعاتی.pptx
حجم:
5.57M
به درخواست تعدادی از مخاطبین / در فهرست سایت ها در آخرین صفحه ، منظور از نزدیک به دولت ، سایت های نزدیک به دولت روحانی می باشد
«پیشرفت» غیر از «توسعه» است
تعریفی که رهبر انقلاب برای پیشرفت ارائه میکنند، با مفهومی غیر از واژه «توسعه» است. رهبر انقلاب نسخههای پیشرفت غربی را برای ساخت تمدن نوین اسلامی کارآمد نمیدانند و حتی فراتر از این معتقدند: «نسخههای پیشرفت و نسخههای غربی و بیگانه، بعضا حتی خائنانه است.»
از این رو رهبر انقلاب واژه «پیشرفت» را در نظام بیانات و راهبری خود جایگزین «توسعه» کردهاند: «کلمه «پیشرفت» را ما با دقت انتخاب کردیم؛ تعمدا نخواستیم کلمه «توسعه» را به کار ببریم. علت این است که کلمه توسعه، یک بار ارزشی و معنایی دارد؛ التزاماتی با خودش همراه دارد که احیانا ما با آن التزامات همراه نیستیم، موافق نیستیم. ما نمیخواهیم یک اصطلاح جاافتاده متعارف جهانی را که معنای خاصی را از آن میفهمند، بیاوریم داخل مجموعه کار خودمان بکنیم.»
توسعه و پیشرفت در نگاه رهبر انقلاب هر یک چه مختصاتی دارند و چه وجوه اشتراک و تمایزی میتوان برای آنها یافت؟
الف) نگرش
تفاوت در جهانبینی
تفاوت اساسی «پیشرفت» مدنظر رهبر انقلاب با الگوی رایج توسعه غربی، در نگرش کلی به جهان و حیات است. جهانبینی در هر تفکر مولفههای مهمی چون «هستیشناسی»، «خداشناسی» و «انسانشناسی» دارد که شیوه نگاه به هریک از مولفهها، آن را از جهانبینی دیگر متمایز میکند. وجه برجسته جهانبینی غربی که الگوی توسعه ذیل آن تعریف میشود، «اومانیستی» بودن آن است. به این معنی که میان مولفههای فوق ، "انسان" محور خلقت قرار گرفته است و هیچچیز فراتر از انسان و خواست او وجود ندارد. طبیعی است که چنین نگرشی به شیوه زندگی و هدفگزینی در راستای پیشبرد اهداف کلان جهتدهی مینماید. در مقابل، جهانبینی در الگوی پیشرفت «توحیدی» بوده و خداوند محور، خالق و هدایتکننده جهان انگاشته میشود که همه موجودات بایستی خود را در مسیر خدمت به این وجود مقدس قرار دهند. لذا مشخص است نوع نگاه به جهان در الگوی «توسعه» و «پیشرفت» کاملا متمایز است. رهبر انقلاب در تبیین ضعف الگوهای توسعه از نظر پایه و مبنا این چنین میفرمایند: «الگوهای رایج توسعه، از لحاظ مبانی، غلط و بر پایه اومانیسم و اصول غیرالهی هستند و از لحاظ آثار و نتایج نیز نتوانستهاند وعدههایی را که داده بودند، محقق کنند».
تفاوت در ایدئولوژی
ایدئولوژی در واقع گرایش و مرامی است که اعتقاد داریم به وسیله آن میتوان خود را به جهان بینی مدنظر نزدیک کرد. در واقع ایدئولوژی نسبت به جهانبینی جنبهای عینیتر داشته و روشمند است. ایمان به یک مرام و روش، که بر مبنای آن بتوان شاخصهای پیشبرد جامعه را بنا نهاد، مسالهای طبیعی است و هر تمدنی خواهان ارتقا باشد، گریزی از آن ندارد. رهبر انقلاب میفرمایند: «بدون ایمان، پیشرفت در این بخشها امکانپذیر نیست؛ کار درست انجام نمیگیرد. حالا آن چیزی که به آن ایمان داریم، میتواند لیبرالیسم باشد، میتواند کاپیتالیسم باشد، میتواند کمونیسم باشد، میتواند فاشیسم باشد، میتواند هم توحید ناب باشد؛ بالاخره به یک چیزی باید ایمان داشت، اعتقاد داشت، به دنبال این ایمان و اعتقاد پیش رفت. مساله ایمان، مهم است. ایمان به یک اصل، ایمان به یک لنگرگاه اصلی اعتقاد؛ یک چنین ایمانی باید وجود داشته باشد».
و در جای دیگر اشاره میکنند: «هیچملتی که داعیه تمدنسازی دارد، بدون ایدئولوژی نمیتواند حرکت کند و تا امروز حرکت نکرده است. هیچ ملتی بدون دارا بودن یک فکر و یک ایدئولوژی و یک مکتب نمیتواند تمدنسازی کند. همینهایی که امروز شما ملاحظه میکنید در دنیا تمدن مادی را به وجود آوردهاند، اینها با ایدئولوژی وارد شدند؛ صریح هم گفتند؛ گفتند ما به کمونیستیم، گفتند ما به کاپیتالیستیم، گفتند ما به اقتصاد سرمایهداری اعتقاد داریم؛ مطرح کردند، به آن اعتقاد ورزیدند، دنبالش کار کردند؛ البته زحماتی هم متحمل شدند، هزینهای هم بر دوش آنها گذاشته شد. بدون داشتن یک مکتب، بدون داشتن یک فکر و یک ایمان، و بدون تلاش برای آن و پرداختن هزینههای آن، تمدنسازی امکان ندارد».
الگوهای توسعه اومانیستی غربی تا چند ده سال پیش، حول ایدئولوژیهای متفاوت و بعضا متعارضی میگشتند که «کمونیسم»، «لیبرالیسم»، «فاشیسم» و... برخی از آنهاست. لکن در سالهای اخیر و با فروپاشی نظامهای فاشیستی و کمونیستی، تقریبا میتوان «لیبرالیسم» را بهعنوان ایدئولوژی متحد در الگوی توسعه غرب به حساب آورد. این ایدئولوژی که مفهوم کلیدی آن «اباحیگری» بوده و برخی به اشتباه آن را «آزادی» ترجمه کردهاند؛ وجود هرگونه ضوابط و قید و بند در یک جامعه توسعه یافته را برنمیتابد و اعتقاد دارد، جامعهای به مرز توسعه میرسد که یک فرد در آن آزاد باشد تا هر سخنی را دلش خواست بگوید و هر فعلی را که دلش خواست انجام دهد و تنها مرز این رفتار اباحهگرانه، تعارض نداشتن خواست فرد با حقوق دیگر انسان هاست. اما اساسا در الگوی پیشرفت، چنین شاخصی وجود ندارد و از قضا «بندگی» از مهمترین مفاهیم اسلامی است که نشان میدهد در مرام اسلام، چارچوب و محدودیت امیال انسان و رجحان خواست خداوند بر خواست انسان مسالهای قابل توجه است. رهبر انقلاب این هندسه فکری را برای ساخت تمدن مردود شمرده و میفرمایند: «هم در زمینههای اقتصادی، هم در زمینههای اخلاقی، هم در زمینههای سیاسی. همان چیزی که به آن افتخار میکردند بهعنوان لیبرال دموکراسی، امروز مورد انتقاد است؛ پس این هم نقشه پیشرفت نیست».
در عوض الگوی پیشرفت مطلوب، بر محور تفکر پویای «شیعی» استوار است که در آن تمسک به «ولایت» به منزله سوار شدن بر کشتیای است که دارای کشتیبانی راهآشناست و با فهم صحیح از جهانبینی توحیدی و ایدئولوژی شیعی، میتواند جامعه را به سرمنزل پیشرفت برساند. رهبر معظم انقلاب در ضرورت ولایتمحوری در الگوی پیشرفت میفرمایند: «حکومتی که رشحهای از ولایت معنوی در آن نباشد، اگر جذابیتی هم داشته باشد، جز لعابی از دروغ و فریب و تزویر نیست... این [نظام ولایی]، بسیار پیشرفتهتر و معنادارتر و ریشهدارتر از چیزی است که امروز در لیبرال دموکراسی غربی وجود دارد؛ این از افتخارات ماست؛ این را باید حفظ کرد».
ب) نظامات
تفاوت در نظام فرهنگی
الگوی توسعه غربی، مدل فرهنگی خاصی برای مدیریت جوامع پیشنهاد نمیکند و از آنجا که خواست انسان (همانطور که بیان شد) محور قرار میگیرد، هر فرد مختار است طبق امیال خود سبک زندگی و الگوی فرهنگی پیرامون خود را بسازد. از این منظر میتوان الگوی توسعه غربی را فاقد هویت و پیوست فرهنگی دانست، حال آن از دیدگاه رهبر انقلاب، پیشرفت کشور بدون حفظ یک «هویت» منسجم و مهندسی شده فاقد ارزش خواهد بود: «صنعتی شدن، فراصنعتی شدن، پیشرفت علمی، پیشرفت خدماتی و پیشرفتهای بهداشتی و درمانی، باید بهعنوان شاخصهای پیشرفت باشد؛ اما اساس اینها باید حفظ هویت ملی باشد. اگر یک کشوری همه اینها را داشت، اما از لحاظ ملی، یک کشور بیهویتی بود، فرهنگش وابسته به دیگران بود، از گذشته و تاریخ خود هیچ بهرهای نداشت و نبرده بود، یا اگر گذشتهای داشت، آن گذشته را از چشمش دور نگه داشتند یا آن را در نظرش تحقیر کردند، این کشور مطلقا پیشرفت نخواهد کرد؛ زیرا هویت ملی، اساس هر پیشرفتی است».
از همین رو رهبر معظم انقلاب بُنمایههای فرهنگ اسلامی را معین کردند و معتقدند پیشرفت صرفا در سایه توجه به این اصول ممکن است: «اسلام بُنمایههای یک چنین فرهنگی را برای ما معین کرده است. بُنمایههای این فرهنگ عبارت است از خردورزی، اخلاق، حقوق؛ اینها را اسلام در اختیار ما قرار داده است. اگر ما به این مقولات بهطور جدی نپردازیم، پیشرفت اسلامی تحقق پیدا نخواهد کرد و تمدن نوین اسلامی شکل نخواهد گرفت.» تاکید رهبری بر ضرورت «مهندسی فرهنگی» در جامعه نیز از همین دیدگاه نشأت میگیرد.
علاوهبر هویت شیعی که بخش مهم نظام فرهنگی ما را شکل میدهد، ایشان بر هویت ملی ایرانیان نیز در ساخت نظام فرهنگی تاکید ویژهای دارند و معتقدند مسیر توسعه با کمرنگ کردن هویت ملی، در واقع جامعه را از پیشرفت وا میدارد: «هویت ملی را سلب کردن و مدل بازی به جای مدل سازی پیشرفت نیست. ما وابسته شدن و غربی شدن را پیشرفت نمیدانیم».
تفاوت در نظام اقتصادی
یکی دیگر از منشاهای تفاوت در نگاه «توسعهمحور» و «پیشرفتمحور»، تفاوت در نظام اقتصادی است. در الگوی توسعه غربی در مدل رایج کنونی سرمایهدار و سرمایهداری بهعنوان رکن اصلی به حساب میآیند و نظام اقتصادی کاپیتالیستی، به پرستش و تقدیس سرمایه روی میآورد. این نگاه مخالف دیدگاه رهبری است و ایشان معتقدند: «پیشرفت و تحولی که در خدمت یک طبقه خاص - طبقه سرمایهدار- باشد، که امروز در کشورهای غربی اینطور است، مورد نظر ما نیست. ثروت این کشورهایی که زیاد است، یعنی درآمد عمومیشان زیاد است - به تعبیر رایج، درآمد ناخالص ملی - چگونه توزیع میشود؟ به هر کس چقدر و در مقابل چه مقدار کار میرسد؟ معمولا اینها را نگفته میگذارند.» در مقابل، دیدگاه رهبری به مدلی مردمی از اقتصاد اشاره دارد که باید بهعنوان مبنای الگوی پیشرفت قرار گیرد. مدلی که نه سرمایهدارمحور است و نه دولت محور بلکه عموم مردم از یک سو پیشران آن هستند و از سوی دیگر دولت ناظر بر آن است. اما نه شبیه الگوهای توسعه کمونیستی و سوسیال، به از بین بردن انگیزه سرمایهگذاران و تقبیح آنان میپردازد و نه دولت را بهعنوان قوه قاهره بر اقتصاد مسلط میسازد.
تفاوت در نظام سیاسی
سومین رکن در نظام سازی، برساختن نظام سیاسی است. به عقیده رهبر انقلاب، ما پس از پیروزی انقلاب و با شعار «نه شرقی و نه غربی» الگوهای سیاسی غربی و شرقی از جمله لیبرال دموکراسی را که به عقیده برخی صاحب نظران غربی آخرین تئوری پیشنهادی غرب برای حکومت است را رد کرده و در فرآیند نظامسازی، به مدل «جمهوری اسلامی» رسیدهایم که علاوهبر دینی بودن، پایه مردمی خود را حفظ میکند. تشریح تفاوت دو مدل حکومتی فرصتی مجزا و مفصل میطلبد.
پ) دیدگاههای کلیدی
معمولا هر نظام بر ساخته از یک الگوی توسعه، مولفههای کلیدی دارد که در برخی یا همه آنها با الگوی دیگر تفاوت و تمایز وجود دارد. شاید بتوان مهمترین این مولفهها را نوع نگاه به «آزادی»، «عدالت» و «استقلال» دانست.
تفاوت در نگاه به عدالت
رهبر انقلاب در حالی عدالت را بهعنوان شاخصه کلیدی الگوی پیشرفت در نظر میگیرند: «ما اگر بخواهیم پیشرفت کنیم، در درجه اول، یکی از شاخصهای مهم، عدالت است.» که در الگوهای توسعه غربی، عدالت مساله فرعی است و این مساله که در فرآیند توسعه، امکان بیعدالتی نیز وجود دارد، مساله توجیه شده و حل شده الگوی توسعه غربی است. حال آنکه در نظر رهبری، تقدم عدالت بر پیشرفت موضوعیت دارد و ایشان معتقدند: «مساله عدالت، بسیار مهم است. یکی از ارکان اصلی این الگو [الگوی اسلامی - ایرانی پیشرفت] باید حتما مساله عدالت باشد. اصلا عدالت معیار حق و باطل حکومتهاست. یعنی در اسلام اگر چنانچه شاخص عدالت وجود نداشت، حقانیت و مشروعیت زیر سوال است».
تفاوت در نگاه به استقلال
نظریهپردازان توسعه خصوصا در بسیاری از جوامعی که از منظر غرب «در حال توسعه» خوانده میشوند، بر این نکته اصرار دارند که جهان مدرن و توسعه در جهان امروز، مانند گذشته نیازمند «استقلال خواهی» نیست و در کشور ما نیز افرادی هستند که در حال تئوریزه کردن این مسالهاند و میکوشند موضوعیت «استقلال» را در جهان کنونی و با توجه به نیازمندی ملتها به یکدیگر زیر سوال ببرند و عباراتی چون «دهکده جهانی» و «سیاست درهای باز» را به معنی هضم شدن موجودیت و هویت جامعه در سیستم و نظام جهانی پذیرفتهاند. در نظام فکری رهبر انقلاب این مساله حربهای تلقی میشود که نهتنها به پیشرفت منتهی نمیشود بلکه کشورهای توسعهیافته برای فریب کشورهای دیگر به کار میبرند تا سایرین را به خود وابسته کنند: «اینها شروع کردند بازتولید همان فرهنگ وابستگی، منتها با یک ادبیات شیک و رنگآمیزیشده و قالببندیشده و بستهبندیشده به اسمهای دیگر: جهانی شدن، وارد شدن در خانواده جهانی.»
لذا رهبر انقلاب برخلاف الگوی توسعهای که غربیها پیشنهاد میکنند و در آن استقلال را کماهمیت جلوه میدهند صراحتا معتقدند: «وابسته کردن اقتصاد... پیشرفت نیست و ما این را پیشرفت نمیدانیم».
تفاوت در نگاه به آزادی
درخصوص آزادی نیز این تمایز دیدگاه وجود دارد و در بحث پیرامون تفاوت ایدئولوژی توضیح داده شد که الگوی توسعه غربی به دنبال آزادی به معنای «اباحهگری» است، اما از نگاه الگوی پیشرفت اسلامی، آزادی در حدود خواست خداوند تعریف میشود و از آنجا که اراده خداوند بر آزادی روح انسانها از بند دنیاگرایی و حرکت آزادانه در مسیر تعالی است، میتوان از آن تعبیر به آزادی معنوی کرد.