𝐏𝐫𝐞𝐥𝐮𝐝𝐞
و خلاصه اینکه اگر آزمون مهمی مثل کنکور، تیزهوشان،نمونه دولتی یا هنرستان دارین، زندگیرو بخاطرش به خو
خب ..
فک کنم اتفاقاتی که برای تو افتاده
برای من مثل یه خواب/رویا بود ..
بخاطر موقعیت مکانیم ، من احتمالا هیچ وقت زود تر از دانشگاه نمیتونم وارد هنرستانی بشم که توش پره از عاشقان موسیقی .
پس ، حتی اگر قبول نمیشدم ،از خدام بود این اتفاقات برام بیوفته .
اما از یه طرف ، تو تلاش های بسیاری کردی ، قطرات اشک ها و عرق هات از استرس و گاها ترس . (شایدم اینطور نبوده)
ولی به ثمر نرسیده ، این خیلی دردناکه .
شاید این خواب/رویا/حتی کابوس! توی دنیای واقعی از من مایل هاااا دور تر باشه ، ولی درک میکنم . درک میکنم ...
پ.ن: اونا استعداد و مهارت تو رو بخاطر پارتی بازی نادیده گرفتن..؟
اش اش اش اشتباه کردن عزیزم .. لبتاب عمو فردوس!
𝐏𝐫𝐞𝐥𝐮𝐝𝐞
خب .. فک کنم اتفاقاتی که برای تو افتاده برای من مثل یه خواب/رویا بود .. بخاطر موقعیت مکانیم ، من
ینی من سه چهارم اهداف ۱۴۰۱ ام رو تنظیم کرده بودم رو هنرستان. برگه هه کجاست؟ آفرین سطل آشغال.