#حضرت_آيت_الله_جوادی_آملی
📌 هماهنگی ولایت و قرآن
عنصر محوری ولایت از منظر حضرت امام باقر(ع)، عَرْضِ هویّت خود بر قرآن حکیم است، زیرا آن محقّق علوم انبیا به جابربنیزید جُعفی چنین فرمود: «واعلَم بأنّک لا تکون لنا ولیّاً... ولکن اِعْرضْ نفسک علی کتاب الله فان کنتَ سالکاً سبیلَه زاهداً فی تزهیده راغباً فی تَرْغیبه خائفاً مِن تخویفه فأثبتُ و أبْشِر».[2]
از این بیان نورانی بر میآید که بهترین راه برای معرفت نفس که دقیقترین معرفت پروردگار است، توزینِ هویتِ انسانی خویش بر میزان اکبر یعنی قرآن کریم است،
چنانکه لازمترین روش برای تشخیصِ صحّت و سُقمِ حدیث، عَرض آن بر قرآن مجید است تا مخالف آن طرد شود و غیر مخالف پذیرفته گردد.
از این ضابطِ فاخر برمیآید که تنها محورِ تحقیق در جهاد اکبر که قلمرو آن فقه اکبر است و در جهاد اصغر که حوزة آن فقه اصغر است، ولایت اهل بیت عصمت و طهارت(ع) است که با ثَقَل اکبر یعنی قرآن کریم سنجیده شود تا نه با آن مخالف باشد و نه مختلف، چون وحی الهی از هر نقص، مُنزّه و از هر عیب، مُبرّاست.
بنابراین همان طوری که بر مُحدِّث و فقیه لازم است در محضر قرآن مجید باشند، بر ولیّ و حکیم نیز واجب است که از ترازویِ قسطِ خدا آگاه باشند تا شناسنامه قرآنی پیدا کنند و فرزند صالح این کتاب باشند تا بتوانند در مطافِ ولایتِ معصومان(ع) طواف کنند و از زمزم آنان بنوشند و خَلْف مقام آنها اطاعت نمایند.
خلاصه آنکه کلام نورانی امام پنجم(ع): «لا غِنیٰ کغِنی النفس... و لا معرفة کمعرفتک بنفسک»[3] باید در پرتو عَرض بر قرآن تفسیر شود.
📝 پاورقی:
[2]. تحفالعقول، ص284، وصیت امام باقر(ع) به جابرجُعفی.
[3]. تحفالعقول، ص286، وصیت امام باقر(ع) به جابرجُعفی.
▪قرآن همراهست و هم راه همواره با قرآن باشیم.
@rahighemakhtoom
#حضرت_آيت_الله_جوادی_آملی
📌 دنیا راه است و آخرت مقصد
مَظهر اسمِ باقیِ خداشدن و صِبغة وجهاللّهی یافتن و از آفتِ زوال و اُفْت فنا مصون ماندن، کمال مرغوب است نه نقص مهروب؛ لیکن عمده، تحقیقِ حقیقت بقا و بیحقیقت بودن بقا در دنیاست. آنچه از منظر حضرت امام باقر(ع) استنباط میشود این است که نباید بین دارالغرور و دارالقرار اشتباه کرد، زیرا دنیا راه است و آخرت، مقصد و شهودِ جمال و جلالِ خدا مقصود. کسی که فقط به راه دلبسته باشد حتماً هدف آفرینش را فراموش کرده است و چون معاد، همان عود به حضور مبدأ و رجوع به ساحت اوست، نسیان معاد، فراموشی مبدأ را به همراه دارد؛ شاید به همین جهت است که امام پنجم(ع) فرمود: «... لا مَعْصِیةَ کحُبِّ البقاء».[4] آنچه از قرآن کریم برمیآید تأیید کلام نورانی پنجمین امام معصوم(ع) ماست: ﴿یَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ﴾؛[5] ﴿مَا أَظُنُّ أَن تَبِیدَ هذِهِ أَبَداً﴾؛[6] ﴿لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ بِمَا نَسُوا یَوْمَ الْحِسَابِ﴾.[7]
[4]. تحفالعقول، ص286، وصیت امام باقر(ع) به جابرجُعفی.
[5]. سورهٴ همزه، آیهٴ 3.
[6]. سورهٴ کهف، آیهٴ 35.
[7]. سورهٴ ص، آیهٴ 26.
▪قرآن همراهست و هم راه همواره با قرآن باشیم.
@rahighemakhtoom
#حضرت_آيت_الله_جوادی_آملی
📌 پیوند ناگسستنیِ قرآن و عترت
▪ هماهنگی قرآن و عترت، همان پیوند ناگسستنیِ وجود علمی و عینی اسمای حسنای خداست. آنچه در آغاز آفرینش رخ داد نموداری از این پیوند عریق است یعنی نه اسمای پروردگار بدون آدم که متعلِّم راستین آنها و نمونه بارز مظهریّت آنهاست اثربخش است و نه انسان کاملی چونان آدم بدون فراگیری عینی آنها صاحب کرسیِ خلافت الهی و مَسجودٌ له فرشتگان میشد.
▪ آنچه در عصر حضرت ختمینبوّت(ص) پدید آمد نمونة کامل این ربط وثیق است یعنی نه قرآن بدون ولایت معصومان(ع) مصداق عینیِ ﴿یَهْدِی لِلَّتی هِیَ أَقْوَمُ﴾[8] است و نه اهل بیت عصمت و طهارت(ع) بدون قرآن، سببِ کمال دین و تمام نعمت و رضایتمندی خدا نسبت به اسلام خواهند بود. آنچه در قرآن با وجود علمی، محقّق است، در خاندان نبوّت و امامت با وجود عینی متحقّق است، چنانچه حضرت امام باقر(ع) به فقیه اهل بصره، قتاده فرزند دعامه فرمود: «إنّما یَعْرِفُ القرآنَ مَنْ خوطَبَ به».[9] اهتمام آن حضرت(ع) به انسجام متینِ قرآن و عترت را میتوان در رهنمود آن امام معصوم(ع) به تنها راه نجات
جستجو کرد که چنین فرمود: «فَلَقِّنوا مَوْتاکم عِند الموتِ شهادةَ أن لا إله إلاّ الله و الولایة».[10]
▪ با این بیان، سرّ اهتمام ویژة حُمرانبنأعین برای اثبات ولایتمداری خویش روشن میشود، زیرا وی به امام باقر(ع) که بهرههای علمی از آن حضرت بُرد عرض کرد من با خدا عهد کردم که از مدینه خارج نشوم تا شما به من خبر دهید که آیا از شیعیان شما هستم، آن حضرت فرمود: «نَعَم فی الدنیا و الآخرة».[11]
▪ از همین جهت است که سراینده معروف، کمیت، بعد از خواندن قصیدهای که ـ «یک بیت از آن قصیده به از صد رساله بود»[12] ـ مدح آن ذوات قدسی یعنی اهل بیت وحی بود، از دریافت جایزه کلان به درخواست پیراهن آن حضرت مفتخر شد[13] و آنچه از بدن نورانی معصوم خلع میشود و به ولایتمدار داده میشود، لقب پرافتخار «خَلْعت» میگیرد وگرنه پارچة نو هر چند گرانبهاتر باشد، هرگز بهایِ خَلعت و جمال و جلالِ آن را ندارد.
[8]. سورهٴ اسراء، آیهٴ 9.
[9]. الکافی، ج8، ص312؛ بحارالأنوار، ج46، ص350.
[10]. الکافی، ج3، ص123؛ بحارالأنوار، ج46، ص333.
[11]. رجال الکشّی، ص176؛ بحارالأنوار، ج46، ص338.
[12]. دیوان حافظ، غزل 214.
[13]. مناقب آل أبیطالب، ج4، ص197؛ بحارالأنوار، ص46، ص333.
▪قرآن همراهست و هم راه همواره با قرآن باشیم.
@rahighemakhtoom
#حضرت_آيت_الله_جوادی_آملی
📌 علم امام باقر(ع) چگونه بود؟
▪ انسان کامل معصوم همانند حضرت امام باقر(ع) علوم فراوانی را به برکت وحی نبوی(ص) و به عنوان علمالوراثه نه علمالدراسه عالِم شده است و نظیر پدران بزرگوار خود نه تنها از دیگران بینیاز بود بلکه چونان اَجداد کِرام خویش، مرجعِ علمی همه محقّقان بوده است.
▪ ابوبصیر که از شاگردان معروف آن امام معصوم(ع) است نقل کرد که امام به وی فرمود حَکَم بن عُتَیبه از افرادی است که خداوند درباره آنها گفت: «﴿وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنَّا بِاللّهِ وَبِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَمَا هُمْ بِمُؤْمِنِینَ﴾[14] فَلْیُشَرِّقِ الحَکَمُ وَلْیُغرِّبْ أما و الله لا یُصیبُ العلمَ إلاّ مِن أهل بیتٍ نَزَل علیهم جَبرَئیلُ»[15] یعنی اگر حَکَم به مشرق سفر کند یا به مغرب هجرت کند (یا به شمال و جنوب کوچ نماید) هرگز علم صائب، نصیب او نمیشود مگر آنکه از خاندان وحی باشد. از غیر مجرای وحی، دانش صحیح و کامل، بهره کسی نمیشود و اگر از انبیای گذشته نیز مطلب درستی به جا مانده باشد، محصولِ نزول وحی الهی است.
▪ لازم است از جهت معرفتشناسی عنایت شود که عقل در برابر نقل است نه در قبال وحی، زیرا هرگز معرفتِ مفهومی و حصولی، عدیلِ معرفت عینی و حضوری نخواهد بود و شناختِ خطاپذیر، مَثیلِ معرفتِ معصومانه نیست و ادراکِ نظری، شبیه عرفانِ بصری نمیباشد و علم مُلکی را نرسد که معادلِ معرفت ملکوتی باشد.
[14]. سورهٴ بقره، آیهٴ 8.
[15]. الکافی، ج1، ص339 و 400؛ بحارالأنوار، ج2، ص91.
▪قرآن همراهست و هم راه همواره با قرآن باشیم.
@rahighemakhtoom
3.11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حرز امام جواد علیه السلام
بسیار مجرب
نماز حرز امام جواد که باید خونده بشه یا خودتون یا به نیابت کسی براتون بخونه
دوتا دورکعت مثل نماز صبح
بعد از حمد
7مرتبه آیت الکرسی
7مرتبه سوره شمس
7مرتبه ایه 18ال عمران
7مرتبه سوره لیل
7مرتبه توحید
دوستان التماس دعا
@rahighemakhtoom
#علم_اخلاق
#حضرت_آیت_الله_جوادی_آملی
📌 سایه کار خیر
🔸 در قرآن کریم دو تا تثبیت ما داریم؛ یک عده در راه حَسَن و یک عده هم در راه قبیح. آنها که کار خیر می کنند، تعبیر قرآن کریم این است که ثواب هایی هم می برند که آثار فقهی دارد؛ حالا اگر زکات واجب بود که ثواب خاص خودش را دارد، صدقه مستحب بود ثواب مخصوص خودش را دارد، که این کار فقهی است که فقیه از آن یا وجوب می فهمد یا استحباب، ثواب را هم استفاده می کند. یک بحث اخلاقی است و آن این است که اگر کسی کار خیری در جامعه انجام داد، این ﴿تَثْبِیتَاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ﴾؛[1] این کاری به مسئله فقه ندارد، این مسئله اخلاقی است.
🔸 بارها به عرض شما رسید، اخلاق غیر از موعظه و سخنرانی است، اخلاق علمی است قوی تر و غنی تر و دقیق تر از فقه. اخلاق غیر از موعظه است. اخلاق طب است، آن موعظه بهداشت است. موعظه خیلی سواد نمی خواهد؛ کار بد نکنید بهشت بروید، این روایت این است، این روایت آن است؛ اما اخلاق این است که نفس را با تجرّد ثابت کند، قوای نفس را ثابت کند، چندین نیرو در درون انسان است ثابت کند، تجرّد آنها برزخی است یا عقلی، ثابت کند، روابط فرهنگی این قوا را با هم ثابت کند، چگونه می شود که وهم و خیال با عقلِ نظر درگیر می شوند و خروجی اش آن سیزده قسم مغالطات منطقی است این را بررسی کنند، چون جبهه جنگ است. اینکه فرمود از جبهه اصغر آمدید به جبهه اکبر می روید؛[2] در جبهه اکبر چه با چه می جنگد؟ تا قوا را انسان نشناسد، مسئول اندیشه را نشناسد، مسئول انگیزه را نشناسد، درگیری قوا را نشناسد، نفس مسوّله چیست، نفس لوّامه چیست، نفس امّاره چیست؛ اینها نه با بنای عقلا حلّ می شود نه با فهم عرف؛ اینها فنّ دقیقِ رقیقِ علمی اخلاق می خواهد.
🔸 در قرآن کریم دارد کسانی که ﴿ینفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ﴾، اینها جنّات دارند، درجات دارند، این حکم فقهی است این درست است، بهشت به اینها می دهیم کار ثوابی است؛ اما ﴿تَثْبِیتَاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ﴾؛ یعنی هر كس که كار خیری انجام میدهد، محال است که برای دیگری انجام بدهد. این سایه کار خیر است که به دیگری می رسد، ولی اصل کار این است. اگر این درخت می توانست از جای خود حركت كند برود كنار این نهر، یك سطل آب بردارد به پای خود بریزد، این درخت به چه كسی خدمت كرده است؟ می گوید هر كار خیری که انسان انجام می دهد، موقعیت خودش را تثبیت می كند، دیگر در حوادث نمی لغزد، دیگر مردّد نمی شود، دیگر نه با چهارتا تكریم و یا چهارتا توهین از جا در نمی رود.
[1] . سوره بقره، آیه265.
[2] . الکافی(ط ـ الإسلامیة)،ج5، ص12؛ «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّ النَّبِی ص بَعَثَ بِسَرِیةٍ فَلَمَّا رَجَعُوا قَالَ مَرْحَباً بِقَوْمٍ قَضَوُا الْجِهَادَ الْأَصْغَرَ وَ بَقِی الْجِهَادُ الْأَكْبَرُ قِیلَ یا رَسُولَ اللَّهِ ص وَ مَا الْجِهَادُ الْأَكْبَرُ قَالَ جِهَادُ النَّفْس».
📚 درس اخلاق
تاریخ: 1396/10/07
🆔 @rahighemakhtoom
15.15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔳در انتشار آموزه های ناب اسلامی بدون لینک یا با لینک تلاش کنیم.
@rahighemakhtoom
#علامه_حسن_زاده_آملی
علوم اصطلاحى نعمت اوست
ولى بى سوز عشقش نقمت اوست
ترا انبار الفاظ و عبارات
چه حاصل مى دهد غير خسارات
چو نبود نور علم يقذف الله
چه انبارى ز الفاظ و چه از كاه
گل اندامى و جانت گند نازار
ز بوى گند ناخلقى در آزار
بكن از بيخ و از بن گند نارا
مرنجان اينهمه خلق خدا را
گمانت اينكه با خرج عبارات
بكر و فر و ايماء و اشارات
سوار رفرفستى و براقى
ورم كردى و پندارى كه چاقى
بدرآ خواجه از كبر و ريائى
گدائى كن كه يابى كبريائى
در اين درگه دل بشكسته بايد
تن خسته دهان بسته بايد
@rahighemakhtoom
#چشمه_حکمت
#تفسیر_قرآن
#تفسیر_سطح_متوسط
#تفسیر_سوره_قریش
#سوره_قریش
🔅🔅🔅
📌نگاشت7:نکته های تفسیر ی آیه 2 سوره قریش
لِإِيلَافِ قُرَيْشٍ ﴿١﴾ ✅ إِيلَافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتَاءِ وَالصَّيْفِ ﴿٢﴾
▪ «إِیلافِ»: بدل از إیلاف پیشین است.
▪ «رِحْلَةَ»: کوچ. مسافرت. مفعولٌبه است برای مصدر إیلاف.
▪ «الشِّتَآءِ»: زمستان. کوچ قریشیها در این فصل به سوی یمن بود.
▪ «الصَّیْفِ»: تابستان. در این فصل به شام بار سفر میبستند.
✅ ۱ - قریش، طبق عادتى دیرینه، در تابستان به مناطق خوش آب و هوا و در زمستان به نقاط گرمسیر مسافرت مى کردند. (إیلفهم رحلة الشتاء و الصیف)
🔹 «رحلة» (پیمودن راه بر راحله و مرکب)، مفعول «ایلاف» و ضمیر «ایلافهم» فاعل آن است. مراد از آن انس گرفتن قریش به کوچ، در دو فصل است. آنان در زمستان به یمن و در تابستان به شام، سفرهاى تجارتى انجام مى دادند.
✅ ۲ - قریش، نیازمند امنیت در مسیر ییلاق و قشلاق کردن خویش (لإیلف قریش . إیلفهم رحلة الشتاء و الصیف)
✅ ۳ - امنیت راه هاى کوچ زمستانى و تابستانى قریش، نعمتى الهى و سزاوار سپاس (إیلفهم رحلة الشتاء و الصیف)
🔹 در برداشت یاد شده، سوره «قریش» مستقل از سوره «فیل» دانسته شده است. در این صورت، این آیه مانند آیه قبل، مربوط به «فلیعبدوا» در آیه بعد خواهد بود; یعنى، حال که این ایلاف تداوم یافته است، قریش باید خدا را بندگى کنند. گفتنى است که التزام به بندگى به پاس نعمت، شکرگزارى آن است.
✅ ۴ - هجوم اصحاب فیل به مکه، کاروان هاى تجارتى قریش در تابستان و زمستان را با خطرى جدّى مواجه ساخته بود. (إیلفهم رحلة الشتاء و الصیف)
✅ ۵ - خداوند، با از میان بردن سپاه ابرهه، راه هاى کوچ زمستانى و تابستانى قریش را امنیت بخشید. (إیلفهم رحلة الشتاء و الصیف)
۶ - احترام کعبه و ساکنان مکه، نزد مردم در مسیر کاروان هاى قریش، مرهون ظهور حمایت خداوند از کعبه در «عام الفیل» (إیلفهم رحلة الشتاء و الصیف)
🔹 تأمین امنیت براى کاروان هاى قریش به وسیله نابود ساختن اصحاب فیل، مى تواند از آن جهت باشد که قبیله هاى بین راه، پس از حادثه فیل براى کعبه و قریش - که اهل حرم بودند - احترام ویژه اى قائل شدند.
🔻🔻🔻
✅ قرآن همراه است وهم راه
✳همواره با قرآن باشیم
@rahighemakhtoom
#چشمه_حکمت
#تفسیر_قرآن
#تفسیر_سطح_متوسط
#تفسیر_سوره_قریش
#سوره_قریش
🔅🔅🔅
📌نگاشت8:نکته های تفسیر ی آیه 3 سوره قریش
لِإِيلَافِ قُرَيْشٍ ﴿١﴾ إِيلَافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتَاءِ وَالصَّيْفِ ﴿٢﴾
✅ فَلْيَعْبُدُوا رَبَ هٰذَا الْبَيْتِ
✅ ۱ - قریش، باید خود را به عبادت خداوند و بندگى نکردن غیر او، ملزم مى ساختند. (فلیعبدوا ربّ هذا البیت)
✅ ۲ - خداوند، مالک کعبه و مدبّر امور آن است. (ربّ هذا البیت) «ربّ»، در اصل به معناى «تربیت» است (مفردات) و به معناى مالک و مدبر نیز آمده است (لسان العرب).
✅ ۳ - مالکیت خداوند بر کعبه و سیطره ربوبیت و تدبیر او بر آن، برهان الزام قریش به عبادت او است. (فلیعبدوا ربّ هذا البیت)
✅ ۴ - فراهم آمدن زمینه مناسب از جانب خداوند، براى کوچ هاى زمستانى و تابستانى قریش، حجّتى کامل بر لزوم روى آوردن آنان به عبادت خداوند (لإیلف قریش . إیلفهم رحلة الشتاء و الصیف . فلیعبدوا)
🔹 «لام» در «لایلاف» چه متعلق به سوره «فیل» باشد و چه به «فلیعبدوا» (در این آیه) برداشت یاد شده استفاده مى شود.
✅ ۵ - عبادت خداوند، سپاس نعمت هاى او است. (لإیلف ... فلیعبدوا)
🔹 حرف «فاء»، لزوم عبادت را بر وجود نعمت «ایلاف» تفریع کرده است و هر کارى که انسان خود را به جهت داشتن نعمتى، موظّف به آن سازد، سپاس آن نعمت است.
✅ ۶ - سپاس قریش از خداوند در برابر نعمت امنیت، به پذیرش بندگى او بود. (ألم تر کیف فعل ربّک بأصحب الفیل ... فلیعبدوا)
✅ ۷ - «کعبه»، مظهر ربوبیت خداوند و نشانى گویا بر لزوم عبادت او است. (فلیعبدوا ربّ هذا البیت)
✅ ۸ - کعبه، بیتى شرافت مند و وابسته به خداوند (ربّ هذا البیت) اسم اشاره (هذا)، به قرینه سیاق براى تعظیم است.
🔻🔻🔻
✅ قرآن همراه است وهم راه
✳همواره با قرآن باشیم
@rahighemakhtoom
#چشمه_حکمت
#تفسیر_قرآن
#تفسیر_سطح_متوسط
#تفسیر_سوره_قریش
#سوره_قریش
🔅🔅🔅
📌نگاشت9:نکته های تفسیر ی آیه 4 سوره قریش
لِإِيلَافِ قُرَيْشٍ ﴿١﴾ إِيلَافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتَاءِ وَالصَّيْفِ ﴿٢﴾
فَلْيَعْبُدُوا رَبَ هٰذَا الْبَيْتِ ﴿3﴾
✅الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ
▪ «أَطْعَمَهُمْ»: خوراکشان داده است .
▪ «مِن جُوعٍ»: به جای گرسنگی. برای رفع گرسنگی. حرف (مِنْ) بدلیّه یا تعلیلیّه است
✅ ۱ - خداوند، قریش را از گرسنگى رهانید و مواد غذایى آنان را تأمین کرد. (الذى أطعمهم من جوع)
🔹 حرف «من» یا تعلیلى است و یا بدلى; یعنى، به دلیل گرسنگى یا به جاى آن. در هر دو صورت، بیانگر وجود زمینه گرسنگى در قریش است; به گونه اى که اگر خداوند آنان را اطعام نمى کرد، راهى دیگر نداشتند.
✅ ۲ - قریش، به دلیل تأمین تغذیه شان از سوى خداوند، ملزم به پرستش او بودند. (فلیعبدوا ... الذى أطعمهم من جوع)
✅ ۳ - امنیت کعبه و کوچ زمستانى و تابستانى قریش، زمینه دست یابى آنان به مواد خوراکى بود. (إیلفهم رحلة الشتاء و الصیف . فلیعبدوا ... الذى أطعمهم من جوع)
✅ ۴ - شکست اصحاب فیل، زمینه ساز گرفتار نشدن قریش، به فقر اقتصادى و گرسنگى فراگیر و جان فرسا (ألم تر کیف فعل ربّک بأصحب الفیل ... لإیلف قریش ... الذى أطعمهم من جوع) نکره بودن «جوع»، بر شدّت آن دلالت دارد.
✅ ۵ - مصرف طعام، باید به منظور از بین بردن گرسنگى و به دست آوردن توان عبادت باشد. (فلیعبدوا ... الذى أطعمهم من جوع)
🔹 «من جوع»، بیانگر آن است که هدف از طعام، زوال گرسنگى است; نه آن که خوردن، همواره مطلوب باشد.
🔹 «فلیعبدوا» بیانگر هدف بودن عبادت براى طعامى است که از خداوند به انسان مى رسد.
✅ ۶ - خداوند، آذوقه و مواد خوراکى را در اختیار غیر یکتاپرستان نیز قرار مى دهد. (فلیعبدوا ... الذى أطعمهم من جوع) امر به روى آوردن قریش به عبادت در «فلیعبدوا»، بیانگر آن است که آنان خدا را عبادت نمى کردند.
✅ ۷ - تأمین غذاى مردم، قبل از الزام آنان به بندگى خداوند، کارى است الهى و از میان برنده بهانه مخالفان در ترک عبادت (فلیعبدوا ... الذى أطعمهم من جوع)
✅ ۸ - خداوند، قریش را در سفر و حضر، از امنیت کامل برخوردار ساخته و هراس آنان را از میان برد. (و ءامنهم من خوف)
🔹 به قرینه آیات پیشین، مراد امنیت در مراحل کوچ و نیز رفع خطر فیل داران و نظایر آنها، در شهر مکه است.
✅ ۹ - امنیت بخشیدن خداوند به قریش و از بین بردن ترس آنان، عبادت او را بر آنان الزامى ساخت. (فلیعبدوا ... الذى ... و ءامنهم من خوف)
✅ ۱۰ - امنیت قریش، مرهون وجود کعبه و امنیت آن بود. (ربّ هذا البیت ... و ءامنهم من خوف)
🔹 تعبیر «ربّ هذا البیت» به جاى «اللّه» - پیش از توصیف خداوند به پدید آورنده امنیت - نشانگر نقش کعبه در امنیت قریش است که قبایل عرب، آنها را اهل حرم دانسته و به آنان تعرض نمى کردند. ارتباط این سوره با سوره قبل، بیانگر نقش هلاکت اصحاب فیل، در پیدایش امنیت براى کعبه و در نتیجه براى قریش است.
✅ ۱۱ - شکست اصحاب فیل، ازمیان برنده زمینه تهاجم دیگران به مکه و برطرف سازنده ترس شدید قریش از دشمن (و ءامنهم من خوف) نکره بودن «خوف»، بر شدّت آن دلالت دارد.
✅ ۱۲ - امنیت، فراهم آورنده زمینه مناسب براى عبادت خداوند است. (فلیعبدوا ... و ءامنهم من خوف)
✅ ۱۳ - خداوند، براى غیر موحدان نیز از نعمت امنیت دریغ نمىورزد. (فلیعبدوا ... و ءامنهم من خوف)
✅ ۱۴ - تلاش براى ایجاد امنیت، پیش از تبلیغ خداپرستى، کارى الهى و از بین برنده بهانه مشرکان در ترک عبادت است. (فلیعبدوا ... و ءامنهم من خوف)
✅ ۱۵ - رفع گرسنگى و ناامنى از ساکنان مکه، در راستاى اعتلا و شکوفایى کعبه و از جلوه هاى ربوبیت خداوند است. (ربّ هذا البیت . الذى أطعمهم من جوع و ءامنهم من خوف) «الذى»، وصف «ربّ» و بیانگر جلوه هاى آن است.
✅ ۱۶ - برخوردارى از غذا و امنیت، نعمتى است که سپاس آن، تنها عبادت خداوند است. (فلیعبدوا ربّ هذا البیت . الذى أطعمهم من جوع و ءامنهم من خوف)
🔻🔻🔻
✅ قرآن همراه است وهم راه
✳همواره با قرآن باشیم
@rahighemakhtoom
برشی از #تفسیر_تسنیم_جلد_اول(69)
#تفسیر_قرآن
#تفسیر_تخصصی
#سوره_حمد
#الحمد_لله_رب_العالمین
#بحث_روایی
#آیت_الله_جوادی_آملی
🔅🔅🔅
اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ (2)
📌 بحث روايي
✅ 11 ـ ويژگيها و آثار حمد
▪ سرّ اين كه حمدْ پيمودن راه برزخ به قيامت را آسان مي كند، آن است كه انسانِ حامد و شاكر، خدا را وليّ نعمت خود مي داند و كسي كه ولي نعمت خود را به خوبي بشناسد، مي تواند او را حمد كند و او هرگز تفكر قاروني ندارد تا بگويد: (إنّما أوتيته علي علمٍ عندي)[ سورهي قصص، آيهي 78.].
▪ كسي كه نعمت را از ناحيهي غير خدا مي داند و طلبكارانه مي گويد: «با تلاش خود به آن رسيده ام»، گرچه به زبان «الحمد لله ربّ العالمين» بگويد، تنها حمد زباني دارد و روح او روح حامد نيست. بنابراين، كسي كه طلبكارانه نعمت را دسترنج خود مي داند، به حقيقت حمد نرسيده و وليّ نعمت خود را نشناخته است.
▪ دنيا گرايان پس از مرگ، همانند حال خواب، يك سلسله خاطرات دارند و بسياري از آنان از انتقال به جهاني ديگر آگاه نيستند وپس از شنيدن تلقين ميّت و مشاهدهي اموري، در مي يابند كه به عالم برزخ منتقل شده اند و چون حقيقتِ مرگ انتقال است و انسان وابستگيهاي فراواني به دنيا دارد، تا همهي تعلقات خود را از دنيا قطع نكند وارد برزخ نمي شود. براي گسستن همهي اين پيوندها نيز زماني طولاني لازم است.
▪ انسان شيفتهي دنيا همانند معتادي است كه در بازداشتگاه به سر مي برد، كه اعتيادش باقي است، ولي مواد مورد اعتيادش در دسترس او نيست و از اين رو به عذابي دردناك گرفتار است. انسان دنياگرا با قلبي آكنده از تعلق با دنيا وداع مي كند و اين علاقه تا مدتها او را مي سوزاند تا به تدريج و بر اثر اشتغال به عقبات برزخ، علاقه اش از دنيا بريده شود؛ زيرا آن جا راهِ درماني وجود ندارد.
🔸 د: حمد جايگاهي شرافتمندانه نزد گواهان قيامت به انسان مي بخشد.
🔸 ه: حمد عامل ترفيع انسان به اَعلي علّيّين، مايهي روشني چشم و روسفيدي در قيامت است.
از اين كلام بر مي آيد كه حمد، تنها گفتن «الحمد لله» و مانند آن نيست، بلكه حمد عقيده و اخلاق و عملي است كه اگر كسي به آن آراسته شد، به آن مقام رفيع مي رسد. حامد بايد هم با قلب و هم با زبان، خدا را ستايش كند و هم نعمتهاي الهي را شناخته، همهي آنها را از خدا بداند و سپس آنها را در جاي خود صرف كند.
🔸 و: حمد عامل رهايي از عذاب دردناك آتش و رهيابي به جوار كريمانهي حق است.
🔸 ز: حمد وسيله اي براي رقابت با فرشتگان و پيوستن به پيامبران در بهشت است.
🔸 ح: حمد عامل دستيابي انسان به طاعت، عفو، رضوان، و مغفرت حق است.
🔸 ط: حمد راهي به سوي بهشت لقاي حق، و نگهباني در برابر انتقامها و عقوبتهاي الهي و مايهي ايمني از خشم خداوند است.
🔸 ي: حمد حاجز و مانعي در برابر عصيان و دستياري بر اداي حق خداست.
🔸 ك: حمد عامل عروج به اوج سعادتِ اوليا و پيوستن به سلك شهيدانِ راه خداست.
🔅 نكته: از لطايف دعاي حمد حضرت سيّد السّاجدين (عليه السلام) اين است كه با حمد آغاز و با حمد پايان مي پذيرد.
🔅🔅🔅
✅ قرآن همراه است و هم راه
✳همواره با قرآن باشیم
@rahighemakhtoom