eitaa logo
🔅 صفحه قرآنی رحیق🔅
2.8هزار دنبال‌کننده
4هزار عکس
1.7هزار ویدیو
830 فایل
«رحیق» یعنی نوشیدنی گوارا و ناب ویژه بهشتیان. ۲۵مطففین . مقصد و مقصود ما درک و دریافت عمیق تر کتاب خداست. از محتوای لقمه ای و عموم پسند و صرفا انگیزشی استقبال نمی کنیم.همراهان ما اندکند لیکن ژرف نگرند. @s_m_a57
مشاهده در ایتا
دانلود
آیت الله جوادی آملی12- noore koda.mp3
زمان: حجم: 1.15M
شمیم_ولایت 📌 نور خدا ▫ امیرمؤمنین (سَلامُ الله عَلَیه) در نهج البلاغه درباره صدیقه کبریٰ، حجت بالغه الهی، صاحب عصمت کلیه الهی (صَلَوَاتُ اللَّهِ وَ سَلامُهُ عَلَیها‏) فرمود وجود مبارک زهرا (سَلامُ الله عَلَیها) به مقامی رسیده است که خاموش کردن این چراغ مقدور افراد عادی نبود. همه تلاش و کوشش کردند، یعنی امت صدر اسلام تلاش و کوشش کرد تا مقام والای آن حضرت را نادیده انگارد. در هنگام دفن بی‌بی (صَلَوَاتُ اللَّهِ وَ سَلامُهُ عَلَیها‏) رو به قبر پیغمبر (صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم‏) فرمود «بِتَضَافُرِ أُمَّتِكَ عَلَی هَضْمِهَا»؛[1] یعنی شکستن مقام والای زهرا (سَلامُ الله عَلَیها) کار همگان بود؛ یعنی سقیفه و مردم، خلیفه و مردم، دست نشانده ‌ها، همه این منافقین، همه افراد ضعیف الایمان، همه «مُرجفون» و همه گسسته‌ های از قرآن و عترت (صَلَوَاتُ اللَّهِ وَ سَلامُهُ أجمعین‏) تلاش و کوشش کردند که زهرا (سَلامُ الله عَلَیها) را حذف کنند ولی نتوانستند. ▫ چرا زهرا (صَلَوَاتُ اللَّهِ وَ سَلامُهُ عَلَیها‏)، این «ریحانة النبی» فراموش شدنی نیست؟ برای اینکه این به نور الهی وابسته است. نور الهی نوری است که زمین را روشن می‌ کند، زمان را روشن می‌ کند، سپهر را روشن می ‌کند؛ لذا حضرت فرمود آنها تلاش کردند که صدیقه کبریٰ (صَلَوَاتُ اللَّهِ وَ سَلامُهُ عَلَیها‏) را خاموش کنند ولی موفق نشدند، نور خدا خاموش شدنی نیست! [1]. نهج البلاغة (للصبحی صالح)، خطبه202. تفسیر و قرآن پژوهی 🆔 @rahighemakhtoom
(تفسیر وقرآن پژوهی) 🔅🔅🔅 📌نگاشت14:نکته های تفسیری آیه4 سوره بروج ✅ قُتِلَ‌ أَصْحَابُ‌ الْأُخْدُودِ 🔹 «قُتِلَ»: هلاک باد. مرگ بر. نفرین بر 🔹 «الأُخْدُودِ»: گودال مستطیلی شکلی در زمین؛ مفرد است و جمع آن أَخادید است. نماد همه کوره‌های آدم‌سوزی و شکنجه‌گاهها و سیاه‌چالهای تاریخ است. « 🔹 أَصْحَابُ الأُخْدُودِ»: شکنجه‌گران کافر و بیرحمی‌بودند که در سرزمین یمن، گودال ژرف و درازی را کندند و در آن آتش زیادی را برافروختند و از مؤمنان مسیحی خواستند که دست از ایمان خود بردارند. هنگامی که با مقاومت آنان روبرو شدند، ایشان را بدان گودال هولناک انداختند و در کنار آن ایستادند و از سوختن و بریان شدن مؤمنان شادی کردند و لذّت بردند. 🔹 «قُتِلَ أَصْحَابُ الأُخْدُودِ»: این جمله می‌تواند خبریّه و جواب قسم باشد، بدین معنی: صاحبان گودال شکنجه، به عذاب خدا و کیفر اعمال خود گرفتار شدند و نابود گشتند. یا این که دعائی بوده و معنی آن در بالا گذشت. در این صورت رهنمود به جواب قسم محذوف است و تقدیر چنین است: أُقْسِمُ بِهذِهِ الأُمُورِ، إِنَّ الَّذِینَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ، مُعَذِّبُونَ وَ مَلْعُونُونَ، کَمَا لُعِنَ أَصْحَابُ الأُخْدُودِ. ✅ ۱ - گروهى از جباران، براى تعذیب مؤمنان، در زمین حفره عمیقى ایجاد کردند. (أصحب الأُخدود) 🔹 «اخدود»; یعنى، شکاف طولانى و عمیقى که در زمین ایجاد شود. اصل و ریشه آن «خدّ» است; یعنى، مقدارى از صورت که طرف راست و چپ بینى قرار گرفته است (مفردات راغب). 🔹 «أصحاب الاُخدود»; یعنى، کسانى که حفره را ایجاد کردند. این احتمال که مراد، مؤمنان معذّب در «اخدود» باشد، با ضمیرهایى که در آیات بعد آمده، ناسازگار است. ✅ ۲ - ایجادکنندگان کوره آدم سوزى (اصحاب اخدود)، مورد نفرین خداوند و مشمول شدیدترین توبیخ هاى او (قتل أصحب الأُخدود) 🔹 فعل «قتل»، براى نفرین به کار رفته است. مفاد نفرین هاى خداوند توبیخ و تهدید است; زیرا معناى حقیقى نفرین درباره خداوند تصور ندارد. ✅ ۳ - کشته شدن و نابودى، سزاوارترین فرجام براى اصحاب اخدود (قتل أصحب الأُخدود) 🔹 روایات در این اختلاف دارند که قصه «اصحاب اخدود» در یمن اتفاق افتاده، یا حبشه و یا جاى دیگر؟ و این که درباره مسیحیان بوده، یا غیر آنان؟ چنانچه این قضیه مکرر انجام گرفته باشد، مى توان گفت: آیه شریفه، ناظر به موردى خاص نبوده; بلکه نظرى عام به تمام آنها دارد. ⏪ التماس دعا ...ثواب انتشار و استفاده این سوره هدیه به پیشگاه مقدس امام هادی علیه السلام🌹 تفسیر و قرآن پژوهی @rahighemakhtoom
📈 عظمت غدير ▫️ داستان غدير و تاريخ غدير، از عظمت غدير و ضرورت ولايت و ريشه‏ اى بودن اين مسأله خبر مى ‏دهد. ▫️ رسول در آن هنگام و در زير آن آفتاب سوزان، آن همه جمعيت را براى چه نگه مى ‏دارد و چه پيامى براى آنها دارد؟ ▫️ بايد اين پيام اساسى‏ ترين پيام او باشد و بزرگترين ستون دين او،چون او براى هيچ يك از پايه ‏هاى دين خود، اين گونه دعوت نكرد و اين گونه مردم را گرد نياورد. ◀️ بايد اين مسأله را تحليل كرد و توضيح داد كه : ۱. ولايت چيست؟ ۲. چه زيربناها و پايه ‏هايى دارد؟ ۳. و چه ضرورتى؟ ۴. هدف اين ولايت و رهبرى چيست؟ ۵. رسول براى اين ولايت و رهبرى چه گام‏ هايى برداشته؟ باشد در اين تحليل، عمق پيام رسول، كه شيعه را بپاداشت و تاريخ او را به خون كشيد، لمس شود و احساس شود تا آنها كه در راهند، بيشتر بتازند و آنها كه سنگ راهند، به خود آيند، 📝 📚 کتاب غدیر، صفحه ۹ تفسیر و قرآن پژوهی @rahighemakhtoom
(تفسیر وقرآن پژوهی) 🔅🔅🔅 📌نگاشت15:نکته های تفسیری آیه5و6 سوره بروج ✅ النَّارِ ذَاتِ‌ الْوَقُودِ 🔹 «النَّارِ»: بدل اشتمال (الأُخْدُود) است. 🔹 «ذَاتِ الْوَقُودِ»: دارای هیمه و افروزینه. 🔹 «الْوَقُودِ»: افروزینه و هیمه آتش ✅ ۱ - حفره اصحاب اخدود، یکپارچه آتش برافروخته و داراى سوخت فراوان و کافى بود. (النار ذات الوقود) 🔹 «النار»، بدل از «الاُخدود» است. بدل قرار گرفتن آتش براى مکان آن، مبالغه است و از شدت آتش حکایت دارد; گویى که آن حفره چیزى جز آتش نبود. «وقود» به معناى مواد سوختنى (هیزم و غیر آن) است و به شعله نیز اطلاق مى شود(مفردات راغب). توصیف آتش به «ذات الوقود»، گویاى فراهم بودن سوخت کافى و سلطه آتش بر تمام آن است; به گونه اى که گویا آتش مالک آن مى باشد. 🔅🔅🔅 ✅ إِذْ هُمْ‌ عَلَيْهَا قُعُودٌ 🔹 «قُعُودٌ»: جمع قاعِد، نشستگان. ✅ ۱ - اصحاب اخدود، اطراف حفره آتش گرد آمده، به تماشاى سوختن مؤمنان نشستند. (إذ هم علیها قعود) ضمیر «علیها»، به آتش برمى گردد و مراد مشرف بودن بر آتش است. ✅ ۲ - اصحاب اخدود، از سوختن مؤمنان هیچ اضطرابى در خود احساس نکرده، خاطرى آرام داشتند. (إذ هم علیها قعود) نشستن هنگام تماشاى سوختن مؤمنان، نشانگر آن است که براى تماشاگران، این حادثه اهمیت چندانى نداشت و آنان را برآشفته نمى ساخت. ✅ ۳ - اصحاب اخدود، به دلیل حضور بى رحمانه خود در مراسم سوزاندن مؤمنان و نشستن و نظاره کردن آن، گرفتار نفرین خداوند و سزاوار قتل و نابودى شدند. (قتل أصحب الأُخدود ... إذ هم علیها قعود) کلمه «إذ»، ظرف براى «قتل» و بیانگر نقش آن لحظه در استحقاق نفرین است. ⏪ التماس دعا ...ثواب انتشار و استفاده این سوره هدیه به پیشگاه مقدس امام هادی علیه السلام🌹 تفسیر و قرآن پژوهی @rahighemakhtoom
(تفسیر وقرآن پژوهی) 🔅🔅🔅 📌نگاشت16:نکته های تفسیری آیه7 سوره بروج ✅ وَ هُمْ‌ عَلَى‌ مَا يَفْعَلُونَ‌ بِالْمُؤْمِنِينَ‌ شُهُودٌ 🔹 «یَفْعَلُونَ»: استعمال فعل مضارع، دلیل بر این است که کوره گودال آدم‌سوزی مدّتی استمرار داشته و یک حادثه زودگذر نبوده است. 🔹 «شُهُودٌ»: جمع شاهِد، گواهان. مشاهده‌کنندگان. حاضران. ✅ ۱ - اصحاب اخدود، هنگام سوزانده شدن مؤمنان، حاضر و ناظر بوده و آن را مشاهده مى کردند. (و هم على ما یفعلون بالمؤمنین شهود) 🔹 «شهادة»، در اصل به معناى خبر دادن از چیزى است که شخص آن را مشاهده کرده و نزد آن حاضر بوده است (نهایه ابن اثیر); و چون جمله «و هم على...» حالیه و مربوط به زمان حضور کنار خندق آتش است; مراد تحمل شهادت و دریافت خبر است، نه اداى آن. ✅ ۲ - اصرار و مداومت اصحاب اخدود، بر مقابله با مؤمنان و آزار دادن و سوزاندن آنان (یفعلون) فعل مضارع، هرگاه درباره کارهاى گذشته به کار رود، استمرار را مى رساند. ✅ ۳ - در دیدگاه اصحاب اخدود، ایمان مردم، جرمى سنگین و موجب کیفر سوزاندن بود. (ما یفعلون بالمؤمنین) ✅ ۴ - اصحاب اخدود، مردمى سنگدل و بى عاطفه بودند. (و هم على ما یفعلون بالمؤمنین شهود) حضور اصحاب اخدود در مراسم آدم سوزى براى شهود و نظاره آن صحنه، گویاى قساوت قلب و بى رحمى آنان است. ✅ ۵ - کارى که با رضایت یا دستور کسى انجام شود، کار شخص او به شمار مى آید. (و هم على ما یفعلون ... شهود) اصحاب اخدود، با آن که نشسته و نظاره مى کردند (هم ... قعود ... شهود); ولى تعبیر «یفعلون» کار را به خود آنان نسبت داده است. این استناد بیانگر برداشت یاد شده است. ✅ ۶ - نظاره گران شکنجه مؤمنان، در صورت رضایت به آن خود نیز شکنجه گر آنان قلمداد مى شوند. (و هم على ما یفعلون بالمؤمنین شهود) استناد «یفعلون» به شاهدان صحنه، گویاى آن است که ناظران - هر چند دستور دهنده نباشند - شریک جرم شمرده مى شوند. ✅ ۷ - اصحاب اخدود، هنگام سوزاندن مؤمنان، آزارها و شکنجه هاى دیگرى نیز بر آنان وارد مى ساختند. (على ما یفعلون بالمؤمنین) تعبیر «ما یفعلون» - که مفهومى وسیع تر از سوزاندن مؤمنان دارد - نشانگر برداشت یاد شده است. ✅ ۸ - نظاره گر بودن اصحاب اخدود بر جنایت هاى خویش درباره مؤمنان، جایى براى انکار آن در قیامت باقى نمى گذارد. (و هم على ما یفعلون بالمؤمنین شهود) منظور از تحمل شهادت - که آیه شریفه بر آن دلالت دارد - ممکن است این باشد که آزار دهندگان، از انکار آن در قیامت ناتوان خواهند بود; زیرا خود گواه کردار خویش بوده اند. ✅ ۹ - اصحاب اخدود در قیامت، بر کردار خویش شهادت خواهند داد. (و هم على ما یفعلون بالمؤمنین شهود) آیات «و الیوم الموعود» و «و شاهد و مشهود» در آغاز سوره، مى تواند قرینه بر نکته یاد شده باشد. ✅ ۱۰ - اصحاب اخدود، در ماجراى سوزندان مؤمنان، مراقب و گواه کار یکدیگر بودند.* (و هم على ما یفعلون بالمؤمنین شهود) شاهد بودن اصحاب «اخدود» ممکن است به این منظور باشد که هر یک، بر انجام صحیح مأموریت دیگرى نظارت داشته و نزد حاکمان به آن گواهى دهد. ✅ ۱۱ - حضور بى رحمانه اصحاب اخدود براى سوزاندن و تماشاى سوختن مؤمنان، موجب گرفتارى آنان به نفرین خداوند بود. (قتل أصحب الأُخدود ... إذ ... و هم على ما یفعلون بالمؤمنین شهود) ⏪ التماس دعا ...ثواب انتشار و استفاده این سوره هدیه به پیشگاه مقدس امام هادی علیه السلام🌹 تفسیر و قرآن پژوهی @rahighemakhtoom
«سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ(صلّی اللّه عليه و آله) وَ سُئِلَ بِأَيِ‏ لُغَةٍ خَاطَبَكَ‏ رَبُّكَ لَيْلَةَ الْمِعْرَاجِ‏؟ قَالَ: خَاطَبَنِي بِلُغَةِ عَلِيِّ(عليه السّلام)، فَأَلْهَمَنِي أَنْ قُلْتُ: يَا رَبِّ خَاطَبْتَنِي أَنْتَ أَمْ عَلِيٌّ فَقَالَ يَا محمّد [أحمد]، أَنَا شَيْ‏ءٌ لَا كَالْأَشْيَاءِ، لَا أُقَاسُ بِالنَّاسِ وَ لَا أُوصَفُ بِالشُّبُهَاتِ خَلَقْتُكَ مِنْ نُورِي وَ خَلَقْتُ عَلِيّاً مِنْ نُورِكَ فَاطَّلَعْتُ عَلَی سَرَائِرِ قَلْبِكَ فَلَمْ أَجِدْ فِي قَلْبِكَ أَحَبَّ إِلَيْكَ مِنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ(عليه السّلام)، فَخَاطَبْتُكَ بِلِسَانِهِ كَيْمَا يَطْمَئِنَّ قَلْبُك». رياض السالكين في شرح صحيفة سيد الساجدين، ج‏1، ص32 و 33؛ تفسیر و قرآن پژوهی @rahighemakhtoom
برداشت از آیات ۲۷۲ ـ ۲۶۷ 📌فواید الی باید از اموالی که از راه به دست آورده کند و از مال و مال مردم بخصوص اگر مردم او را امین اموال خود قرار داده ‏اند بیجا نکند. الی باید بداند که به او وعده و ناتوانی می‏ دهد و او را همیشه به کوتاهی در پیشرفت‏های مادی و معنوی سرزنش می‏ کند و به خاطر آن که او را تضعیف نموده، به و منکرات می‏ کشاند ولی خدا به شما وعده کمک داده و لغزش‏های شما را می‏ بخشد، به شما تفضل نموده و اگر اهل نفس شوید را که همان شناخت حقایق اشیاء است به شما الهام کرده و مرحمت می‏ فرماید که در این صورت به شما خیر کثیری عنایت فرموده است. که می‏کنید ادا نمایید، را علنی یا در خفا به بدهید. این اعمال برای شما و کمالاتتان بهتر است زیرا گناهان شما را پاک می‏ کند. نفستان را می ‏کند و به دیگران بیشتر از آنچه وظیفه ‏تان هست کاری نداشته باشید. زیرا تعالی خودش عهده ‏دار کامل آنها است و شما را منظور و به آنچه وعده فرموده می‏ کند و کوچکترین ظلمی به کسی نمی‏ نماید... 🔅تفسیر و قرآن پژوهی @rahighemakhtoom
کتاب ادب فناي مقربان جلد2 استاد علامه 🔁 آثار 13 ⏪ 29. بهترين ابزار عبادت: «يا هشام! كان أميرالمؤمنين عليه السلام يقول: ما من شي ءٍ عُبِدالله به أفضل من العقل»[بحار، ج1، ص140.]؛ خداوند با چيزي بهتر از عقل، عبادت نشد. ⏪ 30. عفّت و قناعت: «يُستدلّ علي عقل الرّجل بالتحلّي بالعفّة و القناعة»[ شرح غررالحكم، ج6، ص448.]؛ با آراسته بودن مرد به عفّت و قناعت، استدلال بر عقل آدمي مي‌توان كرد. «من عقل عفّ»[ همان، ج5، ص135.]؛ كسي كه عاقل شد، عفيف مي‌گردد. ⏪ 31. وقار و سعه صدر: «يُستدلّ علي عقل الرّجل بكثرة وقاره و حسن احتماله»[ شرح غررالحكم، ج6، ص453.]؛ با كثرت وقار و سعه صدر (تحمّل نيكو) بر وجود عقل استدلال مي‌شود. ⏪ 32. وفاي به عهد و پيمان: «لا يوثَق بعهد من لاعقلَ له»[ همان، ص406.]؛ اعتمادي به پيمان شخص بي‌عقل نيست. ⏪ 33. مدارا به هنگام تعليم و حق‌پذيري در مقام تعلّم: «ينبغي للعاقل إذا عَلَّمَ أن لا يَعنُف و إذا عُلِّمَ أن لا يأنف»[ همان، ص447.]؛ سزاوار است كه عاقل هنگام آموزش ديگران، درشتي و زورگويي نكند و در مقام آموختن، آن را ننگ و عار نداند. ⏪ 34. حلم: «لا يحلم عن السفيه إلاّ العاقل»[ همان، ص395.]؛ كسي جز عاقل، در برابر سفيه، حلم و خويشتن داري نمي‌كند. «مع العقل يتوفّر الحلم»[ همان، ص121.]؛ با عقل، حلم و بردباري فزوني مي‌يابد. «من أحسن العقل التحلّي بالحلم»[ همان، ص26.]؛ از بهترين [نشانه‌هاي] عقل، آراستگي به حلم است. «الحلم تمام العقل»[ همان، ج1، ص264.]؛ حلم، تمام عقل است. ادامه دارد... ‌🔅تفسیر و قرآن پژوهی @rahighemakhtoom
برشی از کتاب گرانقدر سروش هدایت ج 3- برش 223 📈 رساله اي به درخواست فرزندي صالح از دوده طاها بسم اللّه الرحمن الرحيم ....اين رساله كوتاه به پيشنهاد فرزندي صالح از دوده طاها تنظيم مي شود. محور عنصري اين مرقوم، بيان نزديك ترين راه به خداست و عصاره مطالب آن در طي چند وَصْل ارايه خواهد شد. ⏪ پنجم. هر چند هويت مطلق و نامتناهي الهي به هر چيزي از چيز ديگر نزديك تر است و در اثر احاطه قيّومي به تمام اشيا، هيچ فاصله اي با هيچ شي ء ندارد، بنابراين سفر به سوي او توجيه پذير نيست؛ ليكن لازم است به يك نكته فاخر، نهايت عنايت را مبذول داشت و آن اينكه حقيقت نامحدود خداي سبحان، بسيط محض است و بسيطِ محض منزّه از تبعيض و مبرّاي از تفكيك و مقدّس از تحييث و مانند آن است؛ يعني آنچه در گفتار يا نوشتارهاي دارج رايج است كه: آب دريا را اگر نتوان كشيد هم به قدر تشنگي بايد چشيد سخني است اِقناعي؛ نه برهاني، زيرا اين مثال با آن ممثّل تفاوت عميق دارد و هرگز توان تفهيم آن را نخواهد داشت، زيرا اگر دريايي فرض شود بسيط و نامتناهي، چنين اقيانوس يا بحر محيطي، به هيچ وجه قابل بهره برداري نيست؛ يعني همان طوري كه كشيدن آن محال است، چشيدن از آن نيز ممتنع خواهد بود، چون چنين بحر اعظمي؛ نه كرانه دارد و نه سطح و ساحل، زيرا نامحدود را نه كنار است و نه سطح و بر فرض محال كه داراي سطح يا ساحل باشد و با نامتناهي بودن آن منافي نباشد، برگرفتن قطره اي از آن مستحيل است، زيرا بحر بسيط، قطره ظاهر آن عين قطره باطن و نهان آن است و همان طوري كه دسترسي به قطره ژرفاي آن ممتنع است، دستيابي به قطره رويين آن نيز مستحيل خواهد بود، زيرا مقتضاي بساطت محض اين است كه هرگونه تجزيه، تبعيض، تفكيك و تحييث آن محال باشد، پس اگر گفته شود: هر كس حقيقت خداي سبحان را به مقدار هستي خود مي شناسد و اين تعبير را فراتر از اِقناع تلقّي كرده و آن را باور برهاني بداند، بايد به لازم اين گفته كه تبعيض پذيري حقيقتِ بسيط است، توجّه نموده و فوراً از التزام به ملزوم آن صرف نظر كند. ▫ بنابراين، نيل به متنِ هويّتِ سرمدي و حقيقتِ ازلي خدا ميسور نيست و چون صفات ذاتي خداوند عين ذات اوست، چه اينكه همگي در عين اختلاف در مفهوم، مصداقاً و صدقاً عين هم اند، اكتناه به آنها مقدور كسي نيست، بنابراين دو منطقه مزبور، يعني مقام ذات خداوند و كنه اوصاف ذاتي آن حضرت، مورد دستيابي اَحَدي از انبيا و اولياي شامخ نيست؛ چه رسد به ديگران، و تحرير تامّ اين مطلب به عهده فنّ مربوط به آن است. ▫ آنچه مورد معرفت حصولي صاحب نظران و آگاهي حضوري صاحب بصران است، وجه خدا [و] اسماي حسناي الهي، اعم از اسم اعظم و عظيم خواهد بود و اين امور ظهورهاي متفاوت دارند: ▫ برخي عالي اند و بعضي داني. البته همان وجه واحد خداوند، در مرحله اي داراي علوّ است كه ميزبان مقرّبان است: (إنّ المتقين في جنّاتٍ و نهر في مقعد صدقٍ عند مليكٍ مقتدر) [سوره قمر، آيات 54 ـ 55.]و در مرتبه اي داراي دنوّ است كه مهمان دل شكستگان است: «أنا عند المنكسرة قلوبهم» [منية المريد، ص123.]و اصل حاكم بر اين وحدت، قول معصوم(عليه‌السلام) است كه «في عُلوّه دانٍ و في دُنوّه عالٍ» [الاقبال بالأعمال، ص628؛ بحار الانوار، ج 88، ص 189.]و اگر جريان سلوك، و عنوان قرب و بعد و مانند آن مطرح است، به لحاظ درجات وجه خدا و مراتب اسماي حسناي اوست. ‌🔅تفسیر و قرآن پژوهی @rahighemakhtoom
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
13- tanhaii amir.mp3
زمان: حجم: 786.7K
تنهایی امیر 🔸 یک نامه نورانی از علی بن ابی طالب (سَلامُ الله عَلَیه) در تمام نهج البلاغه آمده است که حضرت دستور دادند، این نامه را در تمام روزهای جمعه، در نماز جمعه بخوانند. در بخش پایانی آن فرمود اینکه من مجبور شدم به سقیفه رأی مثبت بدهم و با دست بسته امضا کنم، برای اینکه دستم تنها و خالی بود. 🔸 فرمود به اینکه اگر عمویم حمزه سید الشهدا و برادرم جعفر طیار با من بودند، من هرگز این بیعت را امضا نمی ‌کردم،[1] ولی من تنها بودم؛ لذا من نمی‌توانستم با دست تنها و خالی قیام کنم، ولی اگر حمزه بود، اگر جعفر بود، من آرام نمی ‌نشستم. [1]. تمام النهج البلاغه، ص292؛ «...لَوْ كَانَ لِی بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ عَمِّی حَمْزَةُ وَ أَخِی جَعْفَرٌ لَمْ أُبَایعْ كَرْها». 📚 پیام به همایش ریحانة النبی تاریخ: 1396/12/15 ⏪ التماس دعا ...ثواب انتشار و استفاده این فایل هدیه به پیشگاه مقدس امام هادی علیه السلام🌹 تفسیر و قرآن پژوهی @rahighemakhtoom