سلام
هماکنون خواهر، دوست و هممباحثهای عزیزم خانم مریم حبیباللهییان را در شبکهی اصفهان ببینید👌
سلام علیکم
یکی از دوستان پست گذاشتن نوشتند👇
سلام خانم رمضانقاسم خوبید
عزاداری هاتون قبول درگاه احدیت
ایام تسلیت یه روضهی جانسوز ندارید برام ارسال کنید متشکرم
التماس دعا
〰〰〰〰〰〰〰〰
السلام علیکِ یا فاطمهالزهرا
قرار بود علی هر زمان به خانه میآید غمی اگر به دلش هست پشت در بگذارد (۲)
دیدین میگن مرد با همهی مشغله و مشقت و همهی ناراحتیشو بذاره پشت در و وارد منزل بشه.
ولی دریغ که آن در خودش بهانهی غم شد
ای آقای من.
چقدر سخت گذشت به مولا اون شبی که وصایای زهراشونو عملی کردند.
ای اهل خانههای مدینه چه ماندهاید
بانوی خانهی علی از خانه میرود
زبانحال مولا علی:
زهرا جان
دنیای علی کنار تو شیرین بود
لبخند تو غصههاش را تسکین بود
اما فاطمه جان
حیدر که به یک اشاره خیبر را کَند
تابوت تو روی شانهاش سنگین بود
دیگه مولا علی، پاهاشون طاقت نداشت
بدنو آوردند اونجایی که مقرر شده بود برا دفن، امیرالمؤمنین، چارهساز عالم میخوان بدن عزیزشون فاطمه رو وارد قبر کنند، بالا بایستند یه نفر باید بره داخل قبر بدن رو تحویل بگیره.
چه کنن مولا، این خونواده هر کجا کار براشون سخت میشد پیغمبر رو صدا میزدند لذا صدا زدند یا رسول الله لقد استرجعت الودیعه
جا داشت پیغمبر بفرمایند امانت من که سیلی خورده نبود، بازوانش کبود نبود...
لذا حضرت امیر فرمودند: امانتیتون بهتون برگردانده شد. یعنی امت شما با امانتتان اینچنین کردند، نگذاشتند عمر دخترتون طولانی بشه...
حالا مولا بدن عزیزهشونو گذاشتند داخل خانهی قبر، اهل علم میدونید از آداب دفن اینه که باید طرق راست صورت میت رو، رو به قبله بگذارن، بمیرم صورت نیلی بیبی فاطمه رو، رو به قبله... همه بگیم یازهرا
اما یه قدم بریم کربلا چون تا نریم کربلا دلمون آروم نمیشه.
یه آقایی هم میشناسم گفت بنیاسد کفن دارید بیارین گفتند: نه آقا ما شنیدیم لباس شهید کفن شهیدِ
حضرت فرمودند: لااقل یه قطعه حصیر بیارید بوریایی بیارید.
من بمیریم بدن آقا که قطعه قطعه بود نمیدونم چطور این بدن رو داخل حصیر گذاشتند شاید حصیر رو داخل قبر پهن کردند بعد بدن را داخل حصیر گذاشتند، شاید هم حصیر رو از زیر بدن عبور دادن
همه بگیم حسین
کربلا هم یه علی وارد قبر شد میخواد سر بابا رو، رو به قبله بذاره ولی ارباب ما که سر در بدن نداره لذا خم شدند و رگهای بریده رو سمت قبله.
امیرالمؤمنین تو مدینه تا روی تربت فاطمهشونو پوشاندند. دستهای مبارک رو از تربت قبر بیبی فاطمه تکاندند.
شروع کردند های های گریه کردن
دیگه صبر مولا علی در فراق فاطمه کم شد
امام سجاد هم وقتی بابای غریبشون رو دفن کردند روی قبر رو پوشاندندو با انگشت مبارک رو تربت قبر بابای غریبشون نوشتند: هذا قبر حسین بن علی بن ابیطالب الذی قتلوه عطشانا
تو را ای آیهی تطهیر کشتند
تو را با نیزه و شمشیر کشتند
تو را با گفتن تکبیر کشتند
یه وقت و ساعتی هم شد زینب کبری صدا زدند
گلی گم کردهام میجویم او را
حسین.....
نویسنده: مادح اهلبیت:
مرضی رمضانقاسم
#روضهی_درخواستی
🌍
╰┈➤Ⓜ️@ramezan_ghasem110
صدا ۲۲۹-۱.m4a
حجم:
1.57M
📺بخشی از سخنان خانم دکتر، استاد مریم حبیباللهییان عزیزم در صدا و سیمای شبکهی اصفهان
خوشبحال خودم که حبیبی چون شما دارم که مرا بیاد خدا میاندازید.
#کلام_فاطمی
🌍
╰┈➤Ⓜ️@ramezan_ghasem110
هدایت شده از (🌼بوی باران🌼)
چیکارکنم راحت شم ؟
من الآن یک دعا میکنم، شما «الهی آمین» بگویید و یقین داشته باشید که این دعا مستجاب نخواهد شد!
«خدایا یک زندگیِ خوش و خرّم، به ما عنایت بکن؛ اینقدر خوب باشد! خانممان آنجوری باشد که دلمان میخواهد، شوهرمان آنجوری باشد که دلمان میخواهد، پسرمان، دخترمان، آنجوری که دلمان میخواهد، همسایۀمان آنجوری که دلمان میخواهد...»
بابا دیگر فکر کنم شما از دنیا رفتهای و مرحوم شدهای!
چون در دنیا اینجوری نیست!
میفرماید: مؤمن، یا همسرش اذیتش میکند، یا همسایهاش، یا همکارش؛ زیر دستش! میفرماید: اگر هیچکسی از اطرافیانش هم اذیتش نکند، میرود در خیابان یکنفر تصادفاً اذیتش میکند، از سر سوءتفاهم و الکی! بالاخره باید از یک جایی بخورد، نمیشود که نخورد!
(مَا أَفْلَتَ الْمُؤْمِنُ مِنْ وَاحِدَةٍ مِنْ ثَلَاثٍ وَ رُبَّمَا اجْتَمَعَتِ الثَّلَاثُ عَلَیْهِ إِمَّا أَنْ یَکُونَ مَعَهُ فِی الدَّارِ مَنْ یُغْلِقُ عَلَیْهِ الْبَابَ یُؤْذِیهِ أَوْ جَارٌ یُؤْذِیهِ أَوْ شَیْءٌ فِی طَرِیقِهِ وَ حَوَائِجِهِ یُؤْذِیهِ ؛)
من نمیخواهم شما را دعوت به صبر بکنم؛ میخواهم شما را دعوت به «رشد» بکنم؛ رشد پیدا کنید. این فرصت عالیای است!
نه اینکه من و شما اینجور باشیم. امام باقر(ع) میفرماید: من از غلامان خودم و خانوادۀ خودم گاهی شکنجهای میشوم و سختترین تحمّل را میکنم، خطای غلام یا زیردست خودم را تحمّل میکنم و میدانم رشد و تقرّبم به خدا در صبر عیب این غلامان است.
(إِنِّی لَأَصْبِرُ مِنْ غُلَامِی هَذَا وَ مِنْ أَهْلِی عَلَى مَا هُوَ أَمَرُّ مِنَ الْحَنْظَلِ إِنَّهُ مَنْ صَبَرَ نَالَ بِصَبْرِهِ دَرَجَةَ الصَّائِمِ الْقَائِمِ وَ دَرَجَةَ الشَّهِیدِ الَّذِی قَدْ ضَرَبَ بِسَیْفِهِ قُدَّامَ مُحَمَّدٍ(ص) ؛ )
آنهایی که مدیر هستند یا معلّم هستند حتماً یک زیردستی دارند که کفرشان را در میآورد!
روایت است. حتماً شکنجهات میکنند. در روایت هست هیچ مدیری نیست که زیردستِ آزاردهنده نداشته باشد.
تا دیدی یک کسی اذیت کرد، بگو «بچهام» اشتباه کرد. این «بچهام» یک قرص و کپسول خیلی مؤثر است! فکر کن او بچهات است. نگو آدم از بچهاش هم عصبانی میشود ها! یک حسّ مامانی بگیر! اینها همه بچهام هستند. «بچهام نفهمید!» اصلاً عصبانیت برطرف میشود.
این قرص برای رفع غضب، قرص خوبی است. اگر وقتی میگویی «بچهام» باز هم عصبانی میشوی، دوزِ این قرص را ببر بالا. یک مُدل دیگر هست؛ این 250 است ولی پانصدش هم هست! پانصدش در داروخانه نوشته «نینی کوچولوی من!» دیگر ببین نینی کوچولو وقتی جای خودش را هم کثیف میکند، مامان عصبانی نمیشود. نینی کوچولو است دیگر!
با مصرف این داروها رشد پیدا کنید. فرصت عالیای است.
با توجه به سخنان استاد:
راحتی در دنیا نیست
گشتم نبود
نگرد نیست.
دنیا همانند میدان مسابقهای پر از موانع است که برداشتن موانع آن ممکن نیست ولی رد کردن موانع با مهارتهای لازم میتواند برای ما مفید باشد و ما را به سرمنزل مقصود که بهشت و راحتی مطلق است خواهد رساند.
#رنج_۱۹
#استاد_پناهیان
@booyebaran313
ضیافتقلمِمرضیهرمضانقاسم
چیکارکنم راحت شم ؟ من الآن یک دعا میکنم، شما «الهی آمین» بگویید و یقین داشته باشید که این دعا مستجا
👆کانال خواهر عزیزتر از جانم
خانم دکتر مریم رمضانقاسم
حتما عضو شوید و پاسخ سوالات کلامیتان را از ایشان جویا شوید.
مطالب کلامی که حقیر در کانال درج میکنم قبل از بارگذاری اول از فیلتر ایشان عبور میکند. ایشان الگوی به تمام معنا
برای حقیر هستند و مصداق
دانا چون طبلهی عطارست
خاموش و هنرنمای
آری
هر آنکس ز دانش بَرَد توشهای
جهانیست بنشسته در گوشهای
هر آنکس به دانش شد آراسته
جهانی بُوَد پُر ز هر خواسته @booyebaran313
میگفت:کیف مدرسهای پسر و دخترم رو دادم برای تعمیرات، نو بودند ولی بند حمایل و یکی از زیپهای هرکدوم خراب شده بود. کاغذ رسید رو از تعمیرکار تحویل گرفتم و قرار شد یکی دو روزه، تعمیرشون کنه و تحویلم بده.
دو روز بعد، برای تحویل کیفها مراجعه کردم. هر دو تا کیف تعمیر شده بودند. کاغذ رسید رو تحویل دادم و خواستم هزینه تعمیر رو بپردازم که تعمیرکار به من گفت: شما میهمان امام زمان هستید! هزینه نمیگیرم، فقط یه تسبیح صلوات نذر ظهورش بخونید!
از شنیدن نام مولا و آقایمان، کمی جا خوردم!
گفتم: تسبیحِ صلوات رو حتما میخونم، ولی لطفا پول رو هم قبول کنید! آخه شما زحمت کشیدهاید و کار کردهاید.
گفت: این نذر چند سال منه. هر صدتا مشتری، پنج تای بعدیش نذر امام زمانه!
بعد هم دسته قبضهاش رو به من نشون داد. هر از چندگاهی روی تهفیشِ قبضها نوشته شده بود: میهمان امام زمان!
گفت: این یه نذر و قراردادیه بین من و امام زمان و نفراتی که این قبضها به اونا بیفته؛ هرکاری که داشته باشن، مجانی انجام میشه فقط باید یه تسبیح صلوات نذر ظهور آقا بخونن!
اصرار من برای پرداخت هزینه، فایده نداشت! از تعمیرکار خداحافظی کردم، کیفها رو برداشتم و از مغازه اومدم بیرون. اون شب رو تا مدتها داشتم به کار ارزشمند و جالب این تعمیرکار فکر میکردم.
به این فکر کردم که اگر همه ما در همین حد هم که شده برای ظهور قدمی برداریم، چه اتفاق زیبایی برای خودمون و اطرافیانمون میافته.
#امام_زمان
#قصه_شب
#اللّهم_عجّل_لولیّک_الفرج
🇮🇷🇵🇸
╰┈➤Ⓜ️@ramezan_ghasem110
ضیافتقلمِمرضیهرمضانقاسم
میگفت:کیف مدرسهای پسر و دخترم رو دادم برای تعمیرات، نو بودند ولی بند حمایل و یکی از زیپهای هرکدوم
سلام علیکم
و اما بازخورد زهرا خانم نسبت به این پست😄👇
مرضی جون آدرس این تعمیراتی را بفرست 😄😄😄😉😉😉
6.79M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قابل توجه دانش پژوهان 👌
#گوگل_لنز
🇮🇷🇵🇸
╰┈➤Ⓜ️@ramezan_ghasem110
🌺 🌺 🌺 🌺 🌺
🌺
🌺
تکنیکهای داستاننویسی
🌐شیوه اخذ داستان از سخن یا متن
1️⃣گرم کردن ذهن
در دو دقیقه اولین مطلبی که در مورد موضوع مورد نظر به ذهن میآید را با فراغ بال بدون نگرانی و دلواپسی مینویسیم.
2️⃣افزایشدایرهواژگان(کلمهبرداری)
از بین جملات نوشته شده یک جمله را انتخاب و با مراجعه به فرهنگ لغت در ۲دقیقه برای هر واژه ۵ مترادف نوشته و به سلیقهی خود یک چینش دیگر برایش مینویسیم.
لطفا اپلیکیشن واژهیاب رو همین الان از طریق لینک زیر دانلود و نصب کنید که برای نویسندگی خیلی بهش نیاز داریم
👇👇👇👇👇👇👇
https://www.google.com/amp/s/amp.cafebazaar.ir/app/com.vajehyab.app
✅ایدهی داستانک را با این نرمافزار تبدیل به متن کن
ویرا | تبدیل گفتار به متن و برعکس
http://cafebazaar.ir/app/?id=ai.ivira.app&ref=share
3️⃣قراردادن متن در قالب داستان
۱)ارکان داستان:
۱.مقدمهی کوتاه و هوشمندانه.
۲. شخصیت.
۳. حادثه.
۴. رقیب.
۵. پایان.
۲) داستانک:
گوهر داستانک ایجاز است. با کمترین واژه حس مخاطب را برانگیزاند، غیرمستقیم، تلنگر و ضربهای به ذهن مخاطب زده و رد میشود تا مخاطب را به تفکر وادارد.
۳) داستاننویس خوب:
خواننده را فرد باهوشی میداند که میتواند نانوشتههای او را حدس بزند.
۴) هنر داستان:
۱.سرگرم کردن ۲.تاثیرگذاری
۵) هدف داستان:
قرائت نقادانه از فرهنگ بنابراین به هر موضوعی نیش میزند، ریزبینانه نقد میکند. و سعی دارد با نقد فرهنگ حاکم، به جامعه کمک کند؛ لذا داشتن نگاه انتقادانه در داستاننویسی ضروریست.
۶) تفاوت خاطره با داستان:
خاطره زمان، مکان و جزئیات ندارد ولی داستان همهی اینها را دارد پس اگر به خاطره زمان و مکان و جزئیات و فضا بدهیم و کشمکش رقبا را در آن ایجاد و غافلگیرانهاش کنیم هول و ولا در مخاطب ایجاد کنیم، سریع به نقطهی اوج برسیم و مسئله ای را حل کنیم، گره که باز شد داستانک تمام میشود، پایان داستان معمولا غیرمنتظره، ناگهانی و قوی است و مخاطب را به فکر وامیدارد.
4️⃣سوژهیابی و ایدهیابی دو دقیقهای
برای تبدیل اندیشه، سخن و یا متن به داستان باید ماهیت اصلی و لُب صحبتهای گوینده یا متن کتاب و... را بگیریم و همان بحث تئوری و نظری سخن یا کتاب را تبدیل به یک داستانک کنیم.
5⃣ ایدهیابی شخصیت
۱) نام شخصیت:
شخصیت داستان فاقد جنسیت باشد.(مشترک بین خانمها و آقایان باشد)
حتی میتوان برای شخصیت داستان، اسم ابتکاری گذاشت.
۲) ویژگیهای شخصیت
سن، قد، شخصیت، ظاهر، عقاید، تحصیلات، جایگاه اجتماعی.
۳) ایده را مدنظر داشته باشیم
توجه به محتوایی که از بین مطالب سخنرانی یا کتاب در اولویتمان بوده مثلا موضوع خانواده و رسانه است اولویت و ایدهی ما نیاز به ارتباط است.
️۴) پرسش نویسی
برای ایده (ارتباط) سوال مطرح کنید
چرا نیاز به ارتباط دارد؟
چگونه نیاز به ارتباط دارد؟
چه وقت نیاز به ارتباط دارد؟
از چه راه نیاز به ارتباط دارد؟
چه کسانی؟(نوجوانِ یا جوان)
با چه کسانی؟ با والدین یا ...
۵دقیقه فرصت دارید به سوالات با توجه به مطالب سخنرانی یا کتاب پاسخ دهید.
۵) مِثل نویسی:
۵دقیقه فرصت مثلنویسی داریم
برای هر سوال باید یک مثل یا حتی چندین مثلِ نوشت.
مثل آن روزی که شخصیت داستان میخواست برای عمل پدرش پول قرض کند اما هیچ کس به او پول قرض نداد.
با مثلِ ما مفهوم انتزاعی را تبدیل به عینی میکنیم.
۶) هنری کردن تئوری
نوشتن اولویت اصلی از موضوع انتخابیمان مثلا موضوع ما خانواده و رسانه است مطلبی که در خانواده و رسانه در اولویت ماست: نیاز به برقراری ارتباط است که این میشود سوژهی ما حال باید الگویی را که روی همهی سوژهها پیاده میکنیم و برای تمام سوژهها قابل اجراست را پیادهسازی کنیم.
6️⃣ پیادهسازی الگوی عمومی
گامهایی که باید بعد از کشف شخصیت و ویژگیهای آن برداشت عبارتست از:
۱) خوشهسازی
واژهی ارتباط را وسط کاغذ مینویسیم و دورش دایره میکشیم و هر واژهای به ذهنمان میرسد را خوشهای مینویسیم، یک خوشه میسازیم هر تصویر کلمه و با شعری و شیای به ذهنتان تداعی شد را مینویسیم
بعد همینطور برایش زیر شاخه مینویسیم
۲)مترادف نویسی
برای ایدهی اصلی ( واژهی ارتباط ) چندین مترادف مینویسیم و از بین آنها یکی را انتخاب میکنیم.
۳) غیرمتعارف نویسی
ده کار غیرمتعارف که با آن واژه میتوان انجام داد را مینویسیم تا تخیلمان برای طنز نویسی و... بکار افتد.
۴) ایدهی سه جملهای
۱. مقدمه: دختری که
۲. اصل ماجرا: برای خرج عمل جراحی پدرش
۳. نتیجه: مجبور به ازدواج اجباری شد.
۵) بازنویسی
دائم باید داستان بازنویسی شود؛ کیفیت در کمیت به دست میآید ما برای اینکه داستانک خوبی بنویسیم باید آنقدر بنویسیم و پاک کنیم تا خوب آن باقی بماند.
✍برداشت مرضیه رمضانقاسم از کارگاه تکنیکهای داستاننویسی
#داستان_نویسی
#استاد_رهبری
🌍
╰┈➤Ⓜ️@ramezan_ghasem110
جزیرهای کردن دین.m4a
حجم:
4.98M
🔊گوینده: مرضیه رمضانقاسم
ما میان اخلاق و اعتقاداتمان فاصله انداختیم اما واقعیت این است که اینها دو چیز جدا از هم نیستند.
ما دروس اعتقادی میخوانیم تا متخلق به اخلاق الهی شویم.
"آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ"
#افعال_الهی
#توحید_افعالی
#عدم_تفکیک_اعتقاد_و_اخلاق
🌍
╰┈➤Ⓜ️@ramezan_ghasem110