شب آرزوها ؛ همین آرزومہ ...🤲🤲
ببینم ضریح حسین روبرومه🕌🕌🕌
#ليلة_الرغائب
@ranggarang
جَعَلتُ هذَا الشَّهرَ (رَجَبَ) حَبلاً بَيني و بَينَ عِبادي فَمَنِ اعتَصَمَ بِهِ وَصَلَ بِي ؛
حديث قدسى :ماه رجب را ريسمانى ميان خود و بندگانم قرار داده ام ؛ هر كس به آن چنگ زند ، به وصال من رسد .
[ إقبال الأعمال ، ج 3 ، ص 174 .]
@ranggarang
#روایت_انسان
#قسمت_سی_هفتم🎬:
حالا همه می دانستند که ادریس، همان دانشمند بی همتا و آن معلم سیاح و پرتلاش، نبی پروردگار بوده و اینک از بین آنها رفته است.
بیرون رفتن ادریس همان و شروع خِست آسمان همان...
و خداوند اراده کرده بود برای تنبیه بندگان ناشکرش، سالهای سال، باران و برکت را از این شهر دور کند.
سالها خشکسالی پشت خشکسالی شروع شد و قحطی و کمبود مواد غذایی در همه جا به چشم می خورد و اینقدر این خشکسالی و قحطی ادامه پیدا کرد که آرایش تمدنی این شهر بزرگ از بین رفت و درست طبق گفته و نفرین حضرت ادریس، تمام بلاها و عذاب هایی که او وعده داده بود،یکی یکی بر سر این شهر فرود آمد.
فقر و کمبود در شهر بیداد می کرد و مردم شهر از عمق وجود می دانستند که این خشکسالی و قحطی در اثر نافرمانی از ادریس نبی است و نبود او در میان آنها باعث این عذاب بی پایان شده بود.
مردم گیج و درمانده شده بودند و هر روزی که از مشرق زمین طلوع می کرد، انتظار بلا و عذابی نو و تازه را می کشیدند و روزگارش از شدت بلاها تیره و تار شده بود.
سالها گذشت و پادشاه یوبراسب به هلاکت رسید و به درک واصل شد و جریان اشراف، بی توجه به حال و روز مردم، پادشاه ستمگر دیگری بر مسند قدرت نشاندند و مردم ناتوان تر از آن بودند که بتوانند در مقابل زورگویی های پادشاه جدید قد علم کنند و به پاخیزند و وقایع حکومت قبل با شدت بیشتری تکرار می شد و مردم فقیر و فقیرتر و مستاصل شده بودند و ناخوداگاه به دنبال راه برون رفتی ازاین وضعیت بودند.
آنها می دانستند که برای اینکه زندگیشان اینقدر دردناک نباشد،باید دست به دامن حضرت ادریس شوند، اما نبی خدا در غیبت بود و هیچ کس از جای او خبر نداشت تا از او امداد طلبند و ناخوداگاه در دل خود و به صورت فطری، از خدای نادیده طلب کمک می کردند.
اوضاع به همین منوال بود که از غیب به حضرت ادریس که دورا دور اوضاع اجتماع را زیر نظر داشت و مسلط بر امور جامعه بود، خبری رسید که : هان ای ادریس! هم اکنون موقع خروج توست و باید به داد بندگان مستاصلی که پشیمان از بی وفایی قبل هستند، برسید.
ادامه دارد...
📝به قلم:ط_حسینی
@ranggarang
#روایت_انسان
#قسمت_سی_هشتم🎬:
صبحی زیبا از پشت کوه های سر به فلک کشیده طلوع کرد، حضرت ادریس از مخفیگاهش بیرون آمد و به طرف چوپانی که مشغول چرای گوسفندان بود رفت و به او فرمود: ای مرد! به سمت شهر برو و از قول ادریس نبی به آنها بگو اگر می خواهید بلا و عذابتان به پایان برسد به نزد پادشاه و اعوان و انصارش بروند و از آنها بخواهند تا در اینجا به محضر ادریس برسند و پادشاه از ظلمش توبه کند و پادشاه و اشراف و تمام مردم به دین حضرت ادریس وارد شوند.
چوپان که از شوق دیدن ادریس هیجان سرتاسر وجودش را گرفته بود چشمی گفت و با سرعت زیاد به سمت شهر حرکت کرد و در کمتر از ساعتی، پیغام حضرت ادریس به مردم رسید.
مردم که سالها سختی و مصیبت کشیده بودند، اجتماعی بزرگ تشکیل دادند و هماهنگ با هم به سمت کاخ پادشاه حرکت کردند و سخن و خواسته حضرت ادریس را بگوش پادشاه رساندند.
پادشاه برآشفت و سربازان را به خط کرد که در مقابل مردم بایستند، سربازان که خود آنها هم زخم خورده بودند، تمرد کردند و با مردم همراه شدند و فشار اجتماع مردم آنقدر شدت گرفت که بعد از چند شبانه روز پادشاه و اشراف، مجبور به پذیرش شدند.
شور و شوقی در بین همگان در گرفته بود و همه به سمت دشتی که طبق گفته آن چوپان، جایگاه حضرت ادریس بود روان شدند و پیشاپیش آنان پادشاه در حرکت بود.
ادریس از کوه پایین آمد و همه با هم اقرار به وحدانیت خدای نادیده نمودند و کل مردم شهر به دین حضرت ادریس درآمدند و اینچنین بود که مبدا میل تمدنی جامعه عوض شد.
در این هنگام نسیمی جان بخش وزیدن گرفت، نسیمی ملایم که به روح و جان آدمی لطافت می بخشید.
و نوید روز و روز گاری خوش را می داد.
ادامه دارد...
📝به قلم:ط_حسینی
@ranggarang
18.06M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹اول رجب به آب بخون 👌
#پیشنهاد_دانلود
@ranggarang
🌹چه کسانی از ایران
همراه #حاج_قاسم
به شهادت رسیدند؟
عکس بالا:
#شهيد_حسين_پورجعفری 🌹
پایین سمت راست:
#شهيد_شهروز_مظفرینيا🌹
سمت چپ:
#شهيد_هادی_طارمی🌹
چهارمین شهید ایرانی حادثه ۱۳ دیماه #شهید_وحید_زمانیان است. این شهید متولد سال ۱۳۷۱ و اهل شهر ری تهران است..🌹
🕊شادی روح بلندشان صلوات
@ranggarang
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
👆وقتی #هوش_مصنوعی، مادر شهید رو
بینهایت خوشحال میکنه💔🤍🦋
هوش مصنوعی مزیتهای اینجوری هم داره
#مادر_است_دیگر🦋
@ranggarang