*🍃🍃🍃🍃🌸🍃
#سوتی_اعضا❤️
سلام فاطمه جونی منم میخواستم ی سوتی ک دادم وتعریف کنم ی خورده دل دوستان شاد شه.نزدیک عروسیم بود باهمسرجان رفتیم دسته گل عروسم رو سفارش بدم و کارت عروسیم رو بگیریم .(همسرجان رو چادر سرکردن من ی خورده حساسه )وقتی اومد منم بعد مدت هاچادر سرم کردم ورفتم بیرون سوار موتور شدم ک بریم😅😂
خلاصه جونم برات بگه رفتیم کارت وگرفتیم کلی بازار گل سرزدیم آخر سر رفتیم تو یک گل فروشی از گلی ک میخاستم و سفارش بدم ک دیدم قیمتا خیلی بالاس خیلی حرصم گرفت و داشت گریم میگرفت ک سرم وانداختم پایین با چیزی ک دیدم قرمز شدم از خجالت و خنده (من وقتی خجالت میکشم خندمم میگیره )😂😂به همسرجان نیگاکردم ک داشت نیگام میکرد یک ب پاهام نیگا میکردم چشتون روز بد نبینه ی کفشم قهوه ای ی کفشم مشکی ( چون سبک کفشام توی مدل حس نکردم ک فرق میکنن باهم )😂😫وقتی همسری هم ردنگامو گرفت قررررمز شده بود ازخنده نمیتونست جلو خندشو بگیره 😂 رفتم پشت سرش قایم شدم دیگ جیکم درنیومد چادرمم گرفتم جلو کفشم ک دیدنداشته باشه 😅یادش بخیر اون روز سوتی بود ک ب یادگار میمونه برامون❤️😘🙏
🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃
لینک کانال،👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c
*🍃🍃🍃🍃🌸🍃
#حاجت_گرفتن_اعضا❤️🙏
سلام خسته نباشیدبه همه ی عزیزان انشاالله دلتون شاددرموردپیام یه خانوم عزیزی گفته بودن ک براحاجت ۱۰۰آیه ازقرآن بخونید و۷مرتبه یاالله بگیدبعدش حاجتتون من انجام دادم برام جواب دادممنونم خداخیردنیاوآخرت بده ۲ساله قرعه کشی خانگی داشتم اسمم درنمیامدخیلی گیربودم واقعانداشتم😔😔😔تلویزیون ماهم خراب شده چندروزپیش دخترم خیلی ناراحت بودخداروشکراسمم دراومدبازم ممنون ازهمگی 🙏🏻🙏🏻🤲🌺🌺
🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃
لینک کانال،👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c
رنج کشیده ها(اولین آشنایی)💔💘
🍃🍃🍃🍃🍃🌸🍃 #داستان_زندگی_اعضا ❤️ #گندم شب بااسترس زیادگوشیم روشن کردم نه ازپیام خبری بودونه تما
🍃🍃🍃🍃🍃🌸🍃
#داستان_زندگی_اعضا ❤️
#گندم
علی سه ساله شده بودوپونه ورضاهم بزرگ
شده بودن وبچه های عاقل وباهوشی بودن
یک روزحالت ضعف داشتم ودست ودلم
به کاری نمی رفت
وقتی فکرکردم دیدم چندروزهست از
پریو... گذشته
بعدمغازه داروخونه رفتم وتست خریدم
شب تست انجام دیدم وبادیدن
جواب مثبت تست خشکم زدنمی دونستم
خوش حال باشم یاناراحت سریع به
گلروزنگ زدم اول فکرکردسربه سرش
می گذارم وبعدکلی قسم باورکرد
فاگل که کنارگلروبودفهمیدوسعی می کرد
باحرفهاش ارومم کنه
حسین جلوی تلویزیون نشسته بود
کنارش نشستم وگفتم حسین یک خبری
بدون اینکه نگام کنه گفت حامله ای
ازتعجب چشام گردشدوگفتم توازکجا
می فهمی خندیدوگفت من بابای بچه
هستم بعدشم باگلرووفاگل حرف
می زدی شنیدم
حسین الان چکارکنم
شکرخداماچهارتابچه رومی خواستیم
بچه هابزرگ شدن بعدشم شایدیک دختر
بشه وپونه تنهانباشه اینکه ناراحتی
نداره خودم کمکت بزرگش می کنم
مادربزرگت هم هست ببین گلروتنهایی
دورازشماچطورسه تابچه قدونیم قدبزرگ
می کنه
به دیوارتکیه دادم وگفتم ازوقتی دنبال
فاگل رفتیم وامدپیش مااکثروقتهاخونه
گلروهست وکمکش می کنه
امامن چی بااین مغازه ودرس ومشق
بچه هاحسین انگارنمی شنیدمن چی
میگم ودرجوابم گفت حالابایداین
خبرخوب جشن بگیریم یک جشن دوطرفه
ازکنارش بلندشدم وزیرلب گفتم معلومه
حالت خوش نیست حسین اقا
شکمم نزدیک به چهارماه شدلباسهای
گشادوبلندمی پوشیدم تامغازه دارهای
کنارم نفهمن حامله هستم
خیلی خجالت می کشیدم همینجوری
قبلامی گفتم سه تابچه دارم درجوابم
می گفتن چه خبرته چطورمی تونستم
بگم چهارمی هم توراهه
یک شب سرسفره شام حسین بهم گفت
گندم پولهایی که دستت ازفروش زمین
داشتم اماده کن می خوام ماشین بخرم
دیگه باچهارتابچه وموتورنمیشه
باشنیدن حرفش بدنم به لرزه افتاد
چون پولی توحسابم نمونده بودوکل پول
درعوض بدهکاری وجنس های مغازه
ازدستم رفته بود
ازاون شب خواب به چشمم نیومد
نصف شب بیدارمی شدم وداخل حیاط
می رفتم وخداروصدامی زدم وگریه
می کردم
نمی دونستم چی بایدجواب بدم وبه
حسین چی بگم
چطورمی تونستم بگم پولت خرج شده
ازاون روزبه بعدحسین هرروزسراغ
پولش می گرفت
یک روزعصبانی مغازامدودستش طرفم
درازکردباتعجب بهش نگاه کردم
گفت کارت بده
کدوم کارت
گندم کارتی که پولم داخل هست بهم
بده
مونده بودم چی جواب بدم
حسین پول به یک نفرقرض دادم قرار
هست چندروزدیگه بهم برگردنه
توغلط کردی پول منو به کسی قرض
دادی من ازکی بهت گفتم پولم اختیاج
دارم الان امدی ومیگی به کسی
قرض دادی سریع زنگ بزن بهش
گندم من پولم می خوام
ازاین میم مالکیتی که به پول اضافه
می کردحالم بهم می خورد
ترسیدم صداش بالاترببره وهمه رودر
مغازه خبردارکنه فقط گفتم باش چشم
تودلم غوغابوداخه من این پول
چطوربه حسین برگردونم
...
🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃
لینک کانال،👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c
🍃🍃🍃🍃🍃🌸🍃
#برای_آخرین_نفس😔🖤
سلام فاطمه خانم گل ،خوبی عزیزم 😘♥️ممنون از کانال خوبت وخدا قوت من همیشه کانال خوبتو دنبال میکنم مخصوصا سرگذشت اعضا رو
درمورد تا آخرین نفس 😔😔
نمیدونم چرا ازهمون اول که شروع کردم به خوندنش حس بدو نگرانی بهش داشتم تا اینکه امشب حسم رو باورکردم واز خوندنش غم عالم ریخت تو چشمامو اشکمو روان کرد😭😭😭😭خدا به خانواده آقای محمدی صبر بده و همینطور به علی آقا 😔😔 خیلیییییییی سخته از دست دادن جون سختتر از اون اینکه در آستانه ازدواج عزیزت رو ازدست بدی 😔😔 خدا به هیچ پدر و مادری نشون نده🤲
خدا پریسای عزیزو بیامرزه وبا خانم زینب کبری محشورکنه ان شاءالله 🤲🙏
وهمه جونای ناکام روحشون شاد باشه ان شاءالله 🤲
اگر مقدوره واسه شادی روح برادرو پسر ناکام منم یه صلوات نثار کنین با تشکر از فاطمه عزیز ودوستان گل گروه🙏🙏🌼🌼🌼
🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃
لینک کانال،👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c
🍃🍃🍃🍃🍃🌸🍃
#تقاضای_همفکری ❓
سلام وخسته نباشید
ممنون از کانالتون خیلی خوب وعالی هست مخصوصا درد و دل اعضای گروه راهنمای کردن گروه و داستان ک تو گروه مگذارید همه وهمه عالی هستند میخواستم ی لطفی هم برا من بکنید پسرم موقع زن گرفتنش هست خودش دختری را دیده و پسندیده من و پدرش هم با اون دختر و خانواده اش دیدار کردیم منتها همسرم ب این ازدواج راضی نمیشه چون فرهنگمون با هم فرق میکند بخاطر همین همسرم میگه من نمیخوام با اون خانواده وصلت کنم اگه میشه لطف کنید منو راهنمای کنید تا از سر این دوراهی ک پسرم اون دختر رو میخواد ولی همسرم قبول نمیکنه یکی رو انتخاب کنم واقعا دیگه فکرم کار نمیکنه ک طرف بچه ام باشم یا همسرم ممنون میشم
❓❓❓❓❓❓❓❓❓
#همفکری
#حرف_دل
#تقاضای_همفکری
آیدی ادمین: @Fatemee113
منتظر نظرات زیبا شما عزیزان هستیم.😍😊
در این #دورهمی_بزرگ_همراه_ما_باشید
🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃
لینک کانال،👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c
animation.gif
42.8K
🍃🍃🍃🍃🍃🌸🍃
🧡درمان #کیست_تخمدان
خوراکی
دمکرده ی:
پنج انگشت،رازیانه, بومادران روزانه چهار لیوان
درمان موضعی اول
پودرگیاه مورد، حنا ،درمنه، بومادران ،صبرزرد پودرپوست انار، جوشونده رب انار وسرکه سیب خونگی بهشون اضافه کنید.
داخل تشت روزی دوبار توش بشینید
درمان موضعی دوم
پودر گیاهارو تو ماهیتابه بریزبن کمی گلاب اضافه کنید و ی تکه پارچه کتان یا یک گاز استریل هم تو ماهیتابه بیندازید تفت بدین بصورت تامپون داخل واژن به مدت 2ساعت باشه همزمان خوراکی هم پودر رازیانه #سیاهدانه و عسل
رو ترکیب کنید روزانه مصرف کنید.
🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃
لینک کانال،👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c
#پرواز_تا_آسمان...🕊
بچه ی تهران بود،متولد ۱۳۷۴
حدود ۴۰روز عاشقانه ازحرم اهلبیت(ع) دفاع کرد تا سرانجام عصر روز ۲۱ آبان ماه سال ۹۴ در حالیکه تنها ۲۰ سال داشت به آرزویش که شهادت بود،رسید.
مادر شهید :
شب قبل از شهادت محمدرضا احساس کردم مهر محمدرضا از دلم جدا شده است آن موقع نیمهشب از خواب بیدار شدم.
حالت غریبی داشتم، آن شب برادر شهیدم در خواب به من گفت خواهر نگران نباش محمدرضا پیش من است.
صبح که از خواب بیدار شدم حالم منقلب بود.
به بچهها و همسرم گفتم شما بروید بهشت زهرا(س) من خانه را مرتب کنم،احساس میکردم مهمان داریم. .
عصر بود که همسرم، مهدیه دخترم و محسن پسر کوچکم از بهشت زهرا(س)آمدند.
صدای زنگ در بلند شد.
به همسرم گفتم حاجی قویباش خبر شهادت محمدرضا را آوردهاند.
وقتی حاجی به اتاق بازگشت به من گفت فاطمه محمدرضا زخمی شده است.
من میدانستم محمدرضا به آرزویش رسیده است....
" : جمله ی آخر شهید دهقان : "
به قول شهید آوینی شهادت بال نمیخواد حال میخواد.این جمله ی آخر منه"
#شهیـد #محمدرضا_دهقان
🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃
لینک کانال،👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔅 إِنَّ اللَّهَ لَا يَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ ۖ وَإِنْ تَكُ حَسَنَةً يُضَاعِفْهَا وَيُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْرًا عَظِيمًا ﴿۴۰﴾
🔸 خداوند به مقدار ذرّهای به کسی ستم نکند، و اگر عمل نیکی باشد زیاد گرداند و (به نیکان) جانب خود مزدی بزرگ عطا کند.
💭 سوره: نساء
🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃
لینک کانال،👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔅 قُلْ لَا أَمْلِكُ لِنَفْسِي ضَرًّا وَلَا نَفْعًا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ ۗ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ ۚ إِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ فَلَا يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً ۖ وَلَا يَسْتَقْدِمُونَ ﴿۴۹﴾
🔸 پاسخ ده که من مالک نفع و ضرر خود نیستم (تا چه رسد به دیگران) مگر هر چه خدا خواهد، برای هر امتی اجل معینی است که چون فرا رسد ساعتی پس و پیش نخواهند شد.
💭 سوره: یونس
🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃
لینک کانال،👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c
🍃🍃🍃🍃🌸🍃
روایت واقعی #سرنوشت
سلام وقت همه دوستان گلم بخیر و خوشی❤️🌺
داستان سوگند و حامی در کانال دورهمی ۲ بارگزاری شد❤️❤️
وارد کانال دورهمی۲ شوید لطفا👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2840396462C8844aef14e
🍃🍃🍃🌸🍃
رنج کشیده ها(اولین آشنایی)💔💘
🍃🍃🍃🌸🍃 #سرنوشت🌱 کیمیا به خنده گفت _ اوه اوه چه خودشیفته ای تو _ حسین با دستش مثلاً گرد و غبار ش
🍃🍃🍃🍃🍃🌸🍃
#سرنوشت 🌱
از استرس زیاد دوره ماهانه اش زودتر شروع شده بود
برای آرام شدن قلبش ذکر میگفت
و از خدا میخواست که ذهنش رو باز کنه تا بتونه به همه سوالات جواب بده
حسین بعد کیمیا امتحان داشت
صبحونه اش رو به زور زینب خانوم خورد و همراه خودش یک بطری آب و توی ظرف چند عدد خرما برد
رویا هم دست کمی از کیمیا نداشت
حسین همراه کیمیا به محل برگزاری آزمون کنکور اومده بود
رویا که همراه پدر و مادرش بود با دیدن کیمیا و برادرش با خوشحالی صداشون کرد
حسین خیلی مودبانه و جدی با پدر و مادر رویا احوالپرسی کرد
صدای خانم مراقبت که میگفت همه برن داخل سالن اومد
کیمیا با درماندگی که استرس از همه اجزای صورتش معلوم بود به حسین نگاه کرد
و حسین مردانه و برادرانه خواهرش را در آغوش کشید و گفت
_نبینم اینجوری نگاه کنیا
کیمیا خانوم منتظرم که با خوشحالی بیرون بیای
اگرم تونستی به خانم آینده من تقلب برسون بعدا برات جبران می کنم
خنده به لبهای کیمیا اومد
ضربه کوچکی به شونه حسین زد
حسینی که تا قبل از این فقط با گوشی مشغول بود
ولی چند وقتی که همه حواسش به کیمیاست
همه سر جای خودشون نشستند
برگه سوالات را دادند
و صدای شروع خانومی که که می گفت شروع کنید اومد
اولش همه چیز عجیب و غریب بود
فکر میکرد همچین سوالاتی هیچ جا ندیده
ولی کمی که گذشت انگار عادت کرد
آرامش پیدا کرد
اول سوالات راحت را جواب داد و بعد تو وقت مونده برگشت به سوالاتی که جواب نداده بود کمی فکر کرد و جواب داد
نگاهش به رویا افتاد که دو ردیف آن طرف تر بود و سخت مشغول جواب دادن
از تصور رویا و حسین در کنار خنده به لب هایش آمد
و بالاخره وقت تمام شد و برگهها را گرفتند
🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃
لینک کانال،👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🍃🍃🍃🍃🌸🍃
#استوری | #استاد_شجاعی
ماجرای خدا و آخرین دروغ بنده ای که در صف جهنمه !
🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃
لینک کانال،👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c