eitaa logo
کبوتر سحرگاه؛
28 دنبال‌کننده
58 عکس
2 ویدیو
0 فایل
به دنبال چند دانه گندم، فقط برای یادآوری. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_i9sv0ti&btn=منِ‌گم‌گشته؛
مشاهده در ایتا
دانلود
دلتنگ دست‌هایم شدم. نمی‌دانم، شاید هم دلتنگی نیست. هرچی که هست، کمی ننگین است. ننگی که با کوک‌های محکم به فراموشی و فراموش‌کاری بخیه خورده است. چون همچنان نمی‌دانی، سمْت و سمَت را تعویض می‌کنم. وحشیانه به صورتت پنچه می‌کشم. چرا تکیه‌گاهت آنقدر می‌لنگد؟ وقتی که کلمات جان از دست می‌دهند، تو ایستاده‌ای و به تصویر خاک‌خورده و خالی از احساسشان، با عشقی دروغین می‌نگری. تو عاشق پوسته‌ها بودی و هستی. همین است که ننگین است. نه آسمان و نه قدسات در این جلد‌های تنگ جای نمی‌گیرد. تو زیادی کوچکی.
هفته‌ای یکبار.
اینگونه که نمی‌شود، من باید هر ثانیه التماست کنم.
هستم، اما کوتاه کوتاه، تکه تکه. اما اشکالی ندارد، حداقلش این است که دستانم از لطف، خالی خالی نیست... .
کاش من رو به بیابان هدیه کنند. دلم زانوان خاکی، اشک‌های جاری و آسمان بزرگ می‌خواهد.
«‌کربلا قصه‌ی رفتن بود؛ رفتن، نه فقط برای ماندن، برای رسیدن بود.»
هدایت شده از اسرا.
‌
تمامِ کلمات‌و تن‌و جونم درد می‌کنه از ظلم و درد و خون.
هدایت شده از چای و ایوانِ سحر
‌