ولی من واقعا میخوام خدا برام جبران کنه.
تموم اون چیزایی که نشد رو
تموم اون اذیت شدنا رو
تموم اون تلاشایی که کردم و جواب نداد
تموم اون چیزایی که حقم بود ولی آدما جلوش رو گرفتن
فقط میخوام خدا جبران کنه برام و میدونم که اینکارو میکنه..
خدا که مثل بنده هاش نیست؛
مگه نه؟
ʀᴇᴊᴇsᴛᴇᴅ
اگه الناز این پیامو ببینه و واکنشی نشون نده یعنی دلش میخواد من بمیرم💕
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
از ساعت یک تاحالا دارم شیرینی درست میکنم و حدس بزنید چیشده؟
تازه نصف مرحله رو رفتم.
خیلی عالیه امتحان نکنید🎀🙏🏻
میدونم خیلی گذشته ازش.
میخواستم همون اول عید بفرستم اما پشیمون شدم ولی الان به این فکر کردم که اینجا بمونه بهتره..
پس بیاین چهارصد و چهار و ببینید و دوسش داشته باشید✨
امروز به قول الناز روز پاکسازی بود.
دیشب حرف زدیم و قرار شد برم خونشون و باهم تموم اون چیزایی که آدمای حذف شده از زندگیمون بهمون دادن رو، بسوزونیم.
وقتی رسیدم اول نشستیم باهم امتحان عربی دادیم و واقعا وحشتناک بود ولی بازم خندیدیم و مثل همیشه زندگیو به تمسخر گرفتیم..
بعد از اون همه چیزایی که قرار بود بندازیم رو اوردیم و اول شروع کردیم به خوندشون و دوباره خندیدیم و یهو اون وسطا فهمیدیم دوتامون دوتا نامه با محتوای یکسان داریم و شگفت زده شدیم.
بعد از اون شروع کردیم به پاره کردنشون و انقدر حس خوبی داشت که حتی از صد تا جلسه تراپیام بهتر بود..
بعد از کلی گفتن و خندیدن و فیلم گرفتن قرار شد همراه آهنگ گوش کردن، نودل با رسپی من درآوردی الناز درست کنیم و تا داشت اماده میشد رفتیم تو حیاط و یه عکس و به همراه چیزای پاره شده آتیش زدیم و لذت بردیم.
بعدشم نودل اوردیم و همراه فیلم دیدن خوردیم و جدی نودل خوشمزهای بود.
خلاصه که امروز خیلی روز جالب و بیستی بود و یه جون به جونام اضافه کرد؛
و تا ابد درود به ساعتایی که با الناز میگذره💘.