eitaa logo
🕊روایت عاشقی🕊
298 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
995 ویدیو
41 فایل
⚘راوی سیره دلیرمردان عزیزمان⚘
مشاهده در ایتا
دانلود
بیاد دوست و فرمانده عزیزم حاج محمد آزادبخت .فرمانده حفاظت اطلاعات تیپ 57 ابوالفضل (ع) آهای بهمن ... هرچه می کشم از دست توست . از دست بی خیالی ات . اینکه هزار و یک اتفاق در این سی روزه عمرت دیده ای و خم به ابرو نمی آوری . اینکه در تو هزار و یک محمد به دیدار معشوق رسیدند و عین خیالت نیست . همان محمدی که عزیزانش حاضر بودند تمام زندگی یشان را بدهند و یک موی سرش کم نشود . آهای بهمن .... خیالت جمع کسی سراغت را نمی گیرد . اصلا این مسائل چه ربطی به تو دارد . دلم تنگ بود دنبال بهانه می گشتم . شاید عقده ای بگشایم . راستی تو از چه می دانی ؟ می دانی در بیست سالگی از تمام تعلقاتش دل کند و عطای دنیا را به لقایش بخشید . بیست ساله بود از راه رفتنش اُبهت می بارید . بیست ساله بود شده بود . بیست ساله بود طواف و جمراتش به خط پایان رسید. شعری از ابوسعید را برایش زمزمه می کردم . دانی که چها چها چها می خواهم ؟ می گفت چها می خواهی جانم ؟ در جوابش می گفتم : وصل تو من بی سر و پا می خواهم . فریاد و فغان ناله ام دانی چیست ؟ می گفت بگو ببینم چه مرگت شده یعنی که تورا تورا تورا می خواهم . لبخند ملیحی می زد و می گفت باش تا صبح دولتت بدمد. خدایا وصلشان را نصیبمان کن . آمین .. بهزاد باقری