eitaa logo
محتوای روایتگری راویان
3.3هزار دنبال‌کننده
7.2هزار عکس
3.2هزار ویدیو
473 فایل
🌟 محتوای روایتگری راویان 🌟 📚 بازخوانی خاطرات شهدا 🎖 تشریح عملیات‌های دفاع مقدس 📖 معرفی کتاب و خاطرات ارزشمند 🗓 پرداختن به مناسبت‌های مهم ✍️ محتوای روایتگری 📩 ارتباط با ادمین : @Revayatgar_admin وابسته به موسسه روایت سیره شهدا
مشاهده در ایتا
دانلود
ويرانى قبور ائمه بقيع عليهم السّلام ✍️در اين روز در سال ۱۳۴۴ هجری قمری ( ۹۷ سال قبل ) قبور ائمه بقيع عليهم السّلام به دست وهّابيون تخريب شد ، و أشياء نفيس و با ارزش آن قبور مطهّر به يغما برده شد . - مستدرك سفينة البحار ۶ / ۶۵ . علت و انگيزه تخريب اين قبور مطهّر در كتب مختلفى كه بر ردّ عقائد ضالّه وهابيّت تأليف شده ، بيان گرديده است . آنان اضافه بر قبور مطهّر ائمه معصومين عليهم السّلام ، ديگر قبور بقیع را هم تخريب نمودند ؛ قبر منسوب به فاطمه زهراء سلام الله عليها . قبر مطهّر فاطمه بنت أسد سلام الله عليها ، مادر أمير المؤمنين عليه السّلام . قبر مطهّر حضرت عبدالله و حضرت آمنه پدر و مادر گرامی پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله . قبر مطهّر حضرت أمّ البنين سلام الله عليها . قبر إبراهيم پسر پيامبر صلّى الله عليه و آله . قبر إسماعيل فرزند حضرت صادق عليه السّلام . قبر دختران پيامبر صلّى الله عليه و آله . قبر حليمه سعديه ، مُرضِعه پيامبر صلّى الله عليه و آله . قبر حضرت حمزه عليه السّلام و شهداى أحُد . قبور شهداى زمان پيامبر صلّى الله عليه و آله . وهابيّون در سال ۱۳۴۳ هجری قمری در مكّه ، گنبدهاى قبر حضرت عبدالمطلب ، أبو طالب ، خديجه ، و زادگاه پيامبر صلّى الله عليه و آله و فاطمه زهراء سلام الله عليها را با خاك يكسان كردند . در جدّه نيز قبر حوا و ديگر قبور را تخريب كردند . در مدينه گنبد منّور نبوى را به توپ بستند ولى از ترس مسلمانان قبر شريف را تخريب نكردند . گنبد و مرقد حضرت عبدالله و آمنه پدر و مادر پيامبر صلّى الله عليه و آله را تخریب کردند . در همان سال به كربلاى معلّى حمله كردند ، و ضريح مطهّر را كندند و جواهرات و أشياء نفيس حرم مطهّر را كه اكثراً از هداياى سلاطين و بسيار ارزشمند و گرانبها بود ، غارت نموده و قريب به ۷۰۰۰ نفر از علماء ، فضلا و سادات و مردم را كشتند . سپس به سمت نجف رفتند كه موفق به غارت نشدند و شكست خورده برگشتند . 📚- كشف الارتياب / ۷۷ . 📚- شهداء الفضيلة علّامه امينى 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
بقیع.pdf
8.9M
📖ویژه نامه بقیع (فارسی): 📌 تاریخچه بقیع و تخریب 📌بقیع میراث مشترک مسلمانان 📌زیارت بقیع در منابع اهل سنت 📌آثار منفی تخریب بقیع در وحدت اسلامی 📌نقش رسانه ها در حفظ میراث مشترک 📌و... 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌹 🌹 متولد ۱۴ اسفند سال ۱۳۶۱ محل تولد تهران برای دفاع از حریم اهل بیت (ع) به سوریه رفت و در تاریخ ۱۱ خرداد سال ۱۳۹۲ به شهادت رسید اين شهيد كه هنگام شهادت 29 سال سن داشت، در عمليات پاكسازي كه در درگيري با نيروهاي تروريستي روي داد، بر اثر انفجار بمب در حين عمليات به درجه رفيع نايل آمد. 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
روایتی از عضو تازه آسمانی شده گروه تفحص «سید مجید هاشمی»؛ 💢گروه تفحص با دست‌های بیرون زده از خاک یک شهید مزد خود را گرفت 🔸یکی از اعضای تیم تفحص پیکر شهدا خاطره حضور سید مجید هاشمی در یکی از عملیات‌های تفحص پیکر شهدا در عراق که منجر به کشف ۲ پیکر شهید شد را روایت کرد.👇 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
محتوای روایتگری راویان
روایتی از عضو تازه آسمانی شده گروه تفحص «سید مجید هاشمی»؛ 💢گروه تفحص با دست‌های بیرون زده از خاک یک
 «سید مجید هاشمی» جانباز شیمیایی دوران دفاع مقدس از نیرو‌های با سابقه تیم تفحص شهدا در لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) بود که سال‌ها در مناطق عملیات دفاع مقدس به جست‌وجوی پیکر شهدا پرداخت و به عنوان مسوول یگان پاکسازی استان کرمانشاه فعالیت کرد تا اینکه سرانجام بر اثر عوارض گاز‌های شیمیایی به شهادت رسید. «جعفر نظری» از دیگر نیرو‌های تیم تفحص شهدا خاطر‌ه‌ای را از همکاری با شهید «سید مجید هاشمی» در تفحص پیکر دو شهید در عراق روایت کرده است که در ادامه می‌خوانید. روز دوازدهم مهر سال 80 یعنی تنها پنج روز قبل از شهادت «مجید پازوکی» چهاردهمین روزی بود که با توافقی که با عراقی‌ها صورت گرفته بود در داخل خاک عراق و محدوده عملیاتی «والفجر مقدماتی» در پاسگاه «وهب» مشغول کار تفحص برون‌مرزی شهدا بودیم. با وجود تلاش بچه‌ها و بررسی اسناد و مدارک آرشیوی توسط شهید پازوکی هنوز موفق به کشف پیکر مطهر شهدا نشده بودیم. دوران حکومت فاسد صدام بود، بعثی‌ها در اجرای کار مانع‌تراشی می‌کردند و اجازه گسترش حوزه فعالیت را به ما نمی‌دادند. ما را در اطراف پاسگاه «کرامه» زمین‌گیر کرده بودند، با این حال همواره تاکید فرمانده کمیته جستجوی مفقودین سردار «سید محمد باقرزاده» مبنی بر ابتکار عمل با رعایت تفاهم‌نامه‌های بین ما و بعثی‌ها مدنظر بود و بر این اساس به دنبال فرصتی برای خروج از این نقطه و رفتن به حوالی پاسگاه وهب بودیم که بالاخره بهانه‌ای پیش آمد تا در معیّت سید مجید هاشمی و «سید کاظم خاتونکی» با لودری که راننده آن برادر «مجید باجی» بود به همراه دو نفر از نیرو‌های ارتش بعث عراق (ابوزمن و حسنین) از نیرو‌های همکار خودمان و همچنین عناصر عراقی فاصله بگیریم و در حالتی اضطراری فرصت را غنیمت بشماریم تا از بالای لودر بر این سرزمین خیره شویم تا شاید آثاری از وجود پیکر مطهر شهدا را بیابیم. نزدیک به ظهر شده بود و حدود شش کیلومتری راه را آمده بودیم. به اصرار دو عراقی همراه، باید برمی‌گشتیم، اما همچنان امیدوار بودیم که در دشت پر حادثه وهب دست خالی برنگردیم. برای رعایت اصول همکاری و اعتمادسازی، خواسته عراقی‌ها را اجابت کردیم و از آن‌ها خواستیم که از مسیر جدیدی که جاده‌ای شنی بود به طرف نیروهایمان برگردیم و آن‌ها هم پذیرفتند. آخرین تلاش‌های ما بود، دقت نظر را روی زمین به کار بردیم و لودر با تدبیر راننده مجربش، برادر ناجی که تسلط کامل به زبان عربی داشت به کندی طی طریق می‌کرد تا فرصت را برای افق دید ما سه نفر (سید مجید، سیدکاظم و بنده) فراهم کند. هنوز لودر در حرکت بود که با صلوات سید مجید هاشمی چشمانمان به نقطه‌ای در کنار جاده دوخته شد و همه قلمه دستی را دیدیم که از خاک بیرون بود، همگی از جمله «ابوزمن» و «حسنین» عراقی از لودر پیاده شدیم تا محل را کاوش کنیم، خاک سست و سبک وهب را با بیل دستی کنار زدیم و یقین حاصل شد که آن پیکر متعلق به شهید گرانقدری از والفجر مقدماتی است. نامش غلامرضا بود و در جیب بلوزش تصویری از حضرت امام (ره) قرار داشت. در بین بچه‌های تفحص رسم بر این است که هر وقت شهیدی پیدا می‌شود باید چند متر و یا صد‌ها متر اطراف آن را جستجو کنیم. به همین منوال با وجود سخت‌گیری‌های مامورین عراقی به کار خود ادامه دادیم و دومین شهید را که بر جمجمه‌اش هنوز سربند «ما همه سرباز توییم خمینی» باقی مانده بود را کشف کردیم. آن روز با خوشحالی همه، به خصوص سید مجید و سید کاظم همدیگر را بغل کردیم و خدا را به خاطر دیدن پیکر مطهر سربازان خمینی (ره) که بعد از تلاش ۱۴ روزه هدیه و عنایت امام زمان (عج) بود، شکر کردیم. 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
روحانی مبارز و سید آزادگان، حجت الاسلام والمسلمین 🌷 فرزند سید عباس 🔹 ولادت سال ۱۳۱۸ (شهر مقدس قم) 👈 طلبه حوزه علمیه مشهد 👈 از مبارزان و زندانیان سیاسی دوران ستمشاهی 👈 از همراهان و شاگردان حضرت امام در حوزه نجف اشرف 👈 از همرزمان شهید سید علی اندرزگو 👈 مؤسس و فرمانده کمیته انقلاب اسلامی در قزوین 👈 از همرزمان شهید دکتر چمران در ستاد جنگهاى نامنظم 👈 اسارت به دست دشمن بعثی ۲۶ آذر ۱۳۵۹ 👈 نقش محوری در ایجاد وحدت و تقویت روحیه آزادگان در دوران اسارت 🔹 آزادی: شهریور ۱۳۶۹ (۱۰ سال اسارت) 👈 نماینده ولی فقیه در امور آزادگان 👈 نماینده مردم تهران در دوره چهارم و پنجم مجلس شورای اسلامی ▪️ رحلت: ۱۲ خرداد ۱۳۷۹ 🔹 سانحه رانندگی در جاده مشهد همراه پدرش آیت الله سید عباس ابوترابی فرد 🔹 مزار: مشهد مقدس، حرم امام رضا (ع)، صحن آزادی، غرفه ۲۴ 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
محتوای روایتگری راویان
روحانی مبارز و سید آزادگان، حجت الاسلام والمسلمین 🌷 #سید_علی_اکبر_ابوترابی_فرد فرزند سید عباس 🔹 ولا
سید آزادگان، اسطوره صبر و تقوی، حجت الاسلام والمسلمین🌷 (قسمت اول) 👈 از ولادت تا اسارت سید على اکبر ابوترابی، در سال ۱۳۱۸ در شهر مقدس قم متولد شد. پدر بزرگوارش آیت الله سید عباس ابوترابی، فرزند آیت الله سید ابوتراب و مادرش دختر آیت الله سید محمد باقر علوى قزوینى است. ایشان تحصیلات ابتدایى تا پایان دوره دبیرستان را با موفقیت سپرى کرد و در سال ۱۳۳۶، موفق به اخذ دیپلم ریاضى شد. پس از اخذ دیپلم با توصیه پدر بزرگوارش به تحصیل دروس دینى علاقمند شد و در سال ۱۳۳۷ به مشهد مقدس عزیمت نمود و در مدرسه نواب اقامت گزید. دروس مقدماتى و دوره سطح را با جدیت و تلاش شبانه روزى و استعدادى شگرف در حوزه علمیه مشهد گذراند و از اساتید بزرگى چون ادیب نیشابورى و مرحوم آیت الله شیخ مجتبى قزوینى بهره‌هاى فراوانى برد. با آغاز نهضت حضرت امام خمینى (ره) در سال ۱۳۴۲، همراه با حاج آقا مصطفى وارد جریانات سیاسى شد و در تظاهرات مردم قم در ۱۵ خرداد سال ۴۲، حضورى فعال داشت. در هجوم عوامل رژیم ستمشاهى به مدرسه فیضیه، مورد ضرب و شتم مأمورین شاه قرار گرفت. در پى تبعید حضرت امام (ره) به نجف اشرف، ایشان نیز به نجف مشرف و مشغول تحصیل شد و در محضر امام راحل (ره) از درس خارج فقه و اصول معظم له بهره مند شد. پس از حدود شش سال تحصیل در نجف، هنگامى که اعلامیه هاى امام خمینى (ره) را در کیف خود جاسازى کرده بود تا به ایران بیاورد، در مرز خسروى بازداشت شد و ساواک ایشان را به زندان قصرشیرین، سپس به زندان کرمانشاه و زندان کمیته مشترک و پس از آن به زندان اوین منتقل کرد و او را مورد شکنجه و بازجویى قرار داد. پس از آزادى از زندان، فصل جدیدى در فعالیتهاى سیاسى ایشان آغاز شد و همراه با شهید مجاهد، سید على اندرزگو علاوه برمبارزات سیاسی، به سازماندهى جهاد مسلحانه همت گماشتند و در این دوره بارها مورد تعقیب ساواک قرار گرفتند. مرحوم ابوترابى به واسطه حشر و نشر فراوان با شهید اندرزگو، عمیقاً با خصوصیات اخلاقى و صفات حسنه آن مجاهد فى سبیل الله آشنا شده بود و خاطرات بسیارى از او به یاد داشت. در توصیف شهید اندرزگو فرموده است که: "شهید سید على اندرزگو، از یک اخلاق اسلامى در سطح بسیار بالا برخوردار بود و آن گونه بود که قرآن مى فرماید: "اشداء على الکفار و رحماء بینهم". مرحوم ابوترابی، با افرادى چون شهید رجایى ارتباط نزدیک و همکارى تنگاتنگى داشت و در جلسات ماهانه شهید آیت الله بهشتى شرکت مى کرد و از نزدیک با آن شهید عزیز در زمینه جذب نیروهاى فعال و تحصیلکرده همکارى داشت. وى همچنین با سایر مبارزان و علماى مجاهد دوران ستمشاهی، از جمله رهبر معظم انقلاب اسلامی همکارى و ارتباط داشت. با آغاز مبارزات انقلابى مردم ایران، او سر از پا نمى شناخت و خواب را بر خویش حرام کرده بود به طورى که خود ایشان مى گفت: "در آن روزهاى پرالتهاب، کار ما سنگین بود و بسیار اتفاق مى افتاد که در طول شبانه روز کمتر از یک ساعت مى خوابیدیم". در جریان پیروزى انقلاب، فرماندهى گروهى از مردم که کاخ سعدآباد را به تصرف در آوردند به عهده داشت و امکانات و وسایل موجود در کاخ را مورد حفاظت قرار داده و تحویل مقامات ذى صلاح داد. ایشان همچنین با همکارى برادرشان حجت الاسلام سید محمدحسن ابوترابی فرد، در تصرف پادگان لشکر قزوین نقش کلیدى داشتند و از خروج اسلحه و ادوات و تجهیزات جنگى ممانعت کردند. پس از پیروزى انقلاب اسلامی، به عنوان رئیس کمیته انقلاب اسلامى قزوین به خدمت محرومان و مستضعفان پرداخت و پس از آن با رأى مردم، به عضویت شوراى شهر قزوین انتخاب و رئیس شورا شد. همزمان با آغاز جنگ تحمیلی، با لباس رزم به سوى جبهه رفت و در کنار شهید دکتر مصطفى چمران در ستاد جنگهاى نامنظم به سازماندهى نیروهاى مردمى پرداخت و شخصاً به مأموریت‌هاى شناسایى رزمى و دشوار مى‌رفت. آزادى منطقه پرحادثه و خطرناک «دب حردان» به فرماندهى وى و در رأس یک گروه متشکل از یکصد رزمنده فداکار، یکى از اقدامات ایشان است. مرحوم ابوترابى سرانجام در روز ۲۶ آذر ماه سال ۵۹ در جریان یکى از مأموریت هاى شناسایى که براى تکمیل شناسایى قبلى خویش انجام داد تا نیروهاى ستاد جنگهاى نامنظم آماده یک عملیات گسترده شوند، بر اثر اشتباه یکى از همراهان خود، در حالى که هفت کیلومتر از نیروهاى خودى دور شده و تا ۲۰۰ مترى دشمن پیشروى کرده بود، هنگام بازگشت مورد شناسایى دشمن بعثى قرار گرفت و گرچه مى توانست خود را از دام دشمن برهاند، اما چون قصد داشت همراهان خود را نجات دهد، با تانک و نفربر به تعقیب وى پرداختند و نهایتاً به اسارت دشمن در آمد. 📝 مطلب ادامه دارد. 👇 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
محتوای روایتگری راویان
#زندگینامه سید آزادگان، اسطوره صبر و تقوی، حجت الاسلام والمسلمین🌷 #سید_على_اکبر_ابوترابی_فرد (قسمت
(قسمت دوم) 👈 از اسارت تا رحلت مرحوم حجت الاسلام ابوترابى پانزده ماه اول اسارت را در سلول هاى انفرادی زندان بغداد و تحت شدیدترین شکنجه‌ها گذراند ولی در اراده پولادین این مرد خدا خللى ایجاد نشد. پس از سپرى کردن سختى‌هاى فراوان و دو بار تا پاى چوبه‌دار رفتن با لطف و رحمت الهى و امدادهاى غیبی، ایشان به اردوگاه و جمع اسیران ایرانى منتقل شد. حجت الاسلام ابوترابى پس از حضور در جمع سایر اسیران، با رهبرى حکیمانه خود و با تمسک به ائمه معصومین (ع) و با معنویت و سعه صدر و حلم و بردبارى فوق العاده، مکر و حیله دشمنان بعثى را بى تأثیر نمود و شمع محفل اسرای ایرانی شد و در جهت تقویت روحیه مقاومت و ایمان آنان از هیچ اقدام و ایثارى دریغ نورزید. هدف و راه را به آنان نشان مى داد و چون ابرى فیاض، امید و ایمان را بر آنان مى بارید. اردوگاههاى عنبر، موصل۱، ۳، ۴، رمادیه، تکریت ۵، ۱۷، ۱۸ و نیز سلول هاى زندان بغداد شاهد خوبی ها و مجاهدت هاى خستگى ناپذیر آن عارف حکیم است. این عارف مجاهد، پس از ده سال اسارت سرانجام در شهریور سال ۱۳۶۹، همراه با خیل آزادگان سرافراز به میهن اسلامى بازگشت و به جاى آنکه پس از سى سال مبارزه و تلاش طاقت فرسا به استراحت بپردازد، راهى دشوارتر را در پیش گرفت و همراهى آزادگان و پیگیرى مشکلات آنان را وظیفه خود مى دانست و در این راه تمام تلاش و توان خود را صرف کرد. حدود یک ماه پس از آزادى، در تاریخ ۷ مهر ۱۳۶۹ با حکم رهبر معظم انقلاب اسلامی در جایگاه نماینده ولى فقیه در امور آزادگان قرار گرفت و تمام سعى خویش را به کار بست تا آزادگان، مایه عزت و تقویت نظام جمهورى اسلامى باشند. در دوره هاى چهارم و پنجم مجلس شوراى اسلامی، با رأى بالاى مردم قدرشناس تهران به عنوان نفر دوم و سوم به مجلس راه یافت و در خانه ملت، با نطق هاى خود، مسئولان و کارگزاران نظام را به رعایت عدالت، توجه به توده مردم و حفظ ارزش هاى دینى توصیه می نمود. مرحوم ابوترابی، تقویت و دفاع از نظام اسلامى و ولایت فقیه را واجب مى دانست و نسبت به شخص امام خامنه ای ارادت و اعتقاد ویژه اى داشت و اطاعت از ایشان و تقویت معظم له را در هر مجلس و محفلى متذکر مى شد. آن مجاهد خستگى ناپذیر، سرانجام در تاریخ دوازدهم خرداد ۱۳۷۹ در حالى که همراه پدر بزرگوارشان عازم مشهد مقدس و زیارت حضرت ثامن الحجج (ع) بودند، در جاده بین سبزوار و نیشابور، براثر تصادف جان به جان آفرین تسلیم کرد و ارواح آن عالمان وارسته از خاک به افلاک پر کشید و به لقاء الله پیوستند. این بزرگوار در صحن آزادی حرم مطهر امام رضا (ع) غرفه ۲۴ به خاک سپرده شد. 📚 منابع و اطلاعات تکمیلی 👇 http://hamshahrionline.ir/details/206053 http://navideshahed.com/fa/news/352126/ 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا