eitaa logo
محتوای روایتگری راویان
3.2هزار دنبال‌کننده
7.2هزار عکس
3.2هزار ویدیو
479 فایل
🌟 محتوای روایتگری راویان 🌟 📚 بازخوانی خاطرات شهدا 🎖 تشریح عملیات‌های دفاع مقدس 📖 معرفی کتاب و خاطرات ارزشمند 🗓 پرداختن به مناسبت‌های مهم ✍️ محتوای روایتگری 📩 ارتباط با ادمین : @Revayatgar_admin وابسته به موسسه روایت سیره شهدا
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹حضرت آقا (مقام معظم رهبری) به گنبد آمده بودند و آقا روح‌الله محافظ ایشان بودند. ظهر بود و سفره ناهار پهن شد. آقا روح‌الله آن‌قدر محو ابهت حضرت آقا شدند، طوری که ایشان به آقا روح‌الله اشاره کردند و گفتند: «جوان به این رعنایی چرا غذا نمی‌خوری؟» بعد گفتند که «بیا و کنار من بنشین». 🔸آقا روح‌الله رفت و کنار حضرت آقا نشست و ایشان از آقا روح‌الله پرسید «بچه کجایی؟» آقا روح‌الله گفت: «من آملی هستم و از مازندران». حضرت آقا هم گفتند «دانه بلند مازندران». وقتی به خانه برگشت آن‌قدر که محو جمال حضرت آقا بود که می‌گفت: «خدا قسمتت کند یک‌بار حضرت آقا را ببینی». 🔹دو هفته قبل از شهادت آقا روح‌الله بود که به خانه آمد و گفت: «خانم بچه‌ها را آماده کن باهم برویم پارک». از تعجب دهانم باز ماند و گفتم «خودتی واقعا؟ یعنی باهم برویم پارک؟!» آخر آقا روح‌الله یک جورایی معذب بود با زن و بچه‌اش به پارک شهر خودمان برود، اما پارک‌های شهر‌های دیگر را می‌رفتیم. در جواب تعجب و سوالم گفت: «مگر چه عیبی دارد». در این مدت زندگی، کاری نبود که برایم انجام نداده یا حسرتش توی دلم مانده باشد. با اینکه همش در مأموریت بود یا در خانه نبود.   🔸همیشه به آقا روح‌الله می‌گفتم: «آقا اگر من مردم، من‌ را در کنار پدر و مادرم دفن کن». آقا روح‌الله هم در جوابم می‌گفت: «خدا نکند آن روزی که من شاهد مرگ تو باشم، من باید زودتر بمیرم». آقا روح‌الله درست یک روز بعد از سالگرد ازدواج‌مان شهید شد. صبح روز قبلش زنگ زدم سالگرد ازدواج را تبریک گفته بود. آن شب هم بچه‌ها با پدرشان حرف زدند. هر ۲ پسرم شاگرد اول شدند که آقا روح‌الله قول داد برای‌شان جایزه بخرد. محل مأموریتش «بانه» بود، فوری به شهر رفت و جایزه خرید و داد به همکارانش که توی ساکش بگذارند.   🔹هنگام حرف زدن با بچه‌ها، همکارانش آمدند و گفت که کاری پیش آمده، آقا روح‌الله قبل از خداحافظی گفت: «ساعت ۱۱ شب زنگ می‌زنم». ساعت ۱۲ شب شد، اما آقا روح‌الله زنگ نزد. خیلی اضطراب داشتم. دل‌شوره‌ام همزمان با لحظه شهادتش بود، اما من که نمی‌دانستم. بالاخره آن شب گذشت، اما چه بر من گذشت خدا می‌داند. صبح شد و یکی از همکارانش زنگ زد و گفت: «حاج روح‌الله زخمی شده»، فهمیدم که آقا روح‌الله شهید شد. وقتی با پیکر آقا روح‌الله روبه‌رو شدم اولین حرفی که زدم این بود «روح‌الله شهادتت مبارک، خوشا به سعادتت». ✍به روایت همسربزرگوار شهید 📎معاون عملیات لشگر ۲۵ کربلا 🌷 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
: ❗️ رهبرانقلاب: جوان حزب‌اللهی باید باشد. باید چشم‌هایش را باز کند و نگذارد کسی در صفوف او کند و به نام امر به معروف ونهی از منکر، فسادی ایجاد نماید که حزب‌الله را خراب کند.❌ 🌀باید مواظب باشید. این، به عهده خودتان است. 🕹من یقین دارم - و تجربه‌ها هم نشان داده – تا نیروهای و حزب اللهی برای انجامِ کاری به میدان می‌آیند، یک عدّه عناصر و دروغین، با نام اینها در گوشه‌ای ایجاد می‌کنند تا ذهن را نسبت به نیروهای مؤمن و حزب‌اللهی و مردمی کنند. 🌀مواظب باشید. مسأله امر به معروف و نهی از منکر، 💥مثل مسأله نماز است. 💥یادگرفتنی است. 💥باید بروید یاد بگیرید. 💥مسأله دارد که و باید امر به معروف ونهی از منکر کرد. ۷۱/۰۴/۲ 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
💐24 خرداد ماه سالروز " عباس محمد علی نژاد " گرامی باد. ⚘ بیستم اسفند 1348، در روستای نیاسان از توابع شهرستان رودسر به دنیا آمد. پدرش رحیمعلی، کشاورزی می کرد و مادرش لیلا نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته اقتصاد درس خواند و دیپلم گرفت. سپس به فراگیری علوم دینی و حوزوی تا (سطح1) پرداخت. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. بیست و چهارم خرداد 1367، در شلمچه به شهادت رسید. اثری از پیکرش به دست نیامد. امت حزب الله! خط ما ادامه خط خونين سالار شهيدان حسين (عليه السلام) است؛ اين ولايت فقيه در راست ترين صراطي است كه غير از آن تمامي خطوط ديگر سر از درب جهنم در مي‌آورند. پس بر شما است كه راه مستقيم را ادامه دهيد و يكپارچه تسليم راه عشق شويد كه پاداش مؤمنين بسيار است. «فضل الله علي القاعد اجراً عظيما» اين راه هر چند كه پر خطر است اما در مسير تكامل و تعالي انسان كامل است. هيچ راهي نيست كه اين را نيست پايان غم مخور. شادی روحش 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
محتوای روایتگری راویان
💐24 خرداد ماه سالروز #شهادت #روحانی_شهید " عباس محمد علی نژاد " گرامی باد. ⚘ #شهید_عباس_محمد_علی
عباس محمد علی نژاد «عباس و ولايت» برادرم عباس، در هنگام رفتن به حوزه مطالعات عميقي داشت. اين‌گونه نبود كه بي‌علت و يا به سفارش كسي برود. يكي از مسايلي كه برايم بسيار عجيب بود ارادت عباس از همان زمان به مقام معظم رهبري بود. همه جا و هميشه بعد از اسم امام -رحمةالله‌عليه- اسم آقا را مي‌آورد و از ايشان حمايت مي‌كرد. وقتي از ايشان سؤال مي‌كرديم و تعجب ما را مي‌ديد مي‌گفت: بعد از امام ايشان استوانة انقلاب است نه كسي ديگر . گويا خداوند خواسته كه ايشان شخص شمارة دو اين مملكت باشد. من راديوهاي بيگانه را گوش مي‌كنم. دشمن بعد از امام -رحمةالله عليه- ايشان را بزرگ‌ترين مانع سر راه خود مي‌داند.ما آن روزها حرف‌هاي عباس را به نوجواني مي‌گرفتيم و توجهي نمي‌كرديم، اما ... زمانه همه چيز را مشخص كرد. «به نقل از خواهر شهيد» 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
24 خردادماه سالروز آغاز گرامی باد .⚘ 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
خلاصه گزارش عملیات : نام‌ عملیات: قدس‌1 زمان‌ اجرا : 24/3/1364 مدت‌ اجرا : 4 روز تلفات‌ دشمن‌ (کشته، زخمی‌ و اسیر ) : 890 رمز عملیات: یا محمد رسول‌ الله (ص) مکان‌ اجرا: منطقه‌ عمومی‌ هورالهویزه‌ در شرق‌ رودخانه‌ دجله‌ ارگان‌های‌ عمل‌ کننده: نیروی‌ زمینی‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی‌ اهداف‌ عملیات: انهدام‌ نیروهای‌ دشمن‌ و بر هم‌ زدن‌ انسجام‌ سازمان‌ رزمی‌ ارتش‌ عراق‌ و رسیدن‌ به‌ اهداف‌ تأمین‌ نشده‌ در عملیات‌ بدر،تصرف پاسگاههاي دشمن در شمال البيضه (ترابه، ابوذكر، ابوليله و...) استعداد خودي: 5 گردان از لشكر 25 كربلا استعداد دشمن: 4 گردان و عناصري از تيپ 506 و 114 نتيجه: آزادسازي منطقه اي به وسعت 200 كيلومترمربع تلفات دشمن: 200 كشته و 200 زخمي و 5 اسير غنايم:4 قبضه توپ ضد هوايي، 6 قبضه خمپاره انداز، 30 قطعه پل دوبه اي و تعداد زيادي سلاح سبك 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
ساعت‌21 و25 دقیقه‌ ‌24 /3/‌1364 نیروهای‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی، عملیات‌ «قدس‌1» را با رمز «یا محمد رسول‌ الله(ص)» در منطقه‌ عملیاتی‌ «هورالهویزه» در شرق‌ رودخانه‌ «دجله» عراق، برای‌ انهدام‌ نیروها و بر هم‌ زدن‌ انسجام‌ ماشین‌ جنگی‌ ارتش‌ عراق، در منطقه‌ای‌ به‌ وسعت‌180 کیلومتر مربع‌ آغاز کردند. در این‌ عملیات‌4 روزه، نیروهای‌ عمل‌ کننده‌ ایران‌ در ظرف‌ مدت‌ کوتاهی‌ به‌ دو پاسگاه‌ مورد نظر یعنی‌ «ابوذکر» و «ابولیله» دشمن‌ دست‌ یافته‌ و مقاومت‌ آنها را درهم‌ کوبیدند. دشمن‌ با هواپیما و بالگرد اقدام‌ به‌ بمباران‌ شیمیایی‌ و حمله هوایی نمود، اما با استقرار سریع‌ توپهای‌ ضد هوایی، یک‌ فروند هواپیما ساقط‌ شدو این‌ پاتکها در روزهای بعدی‌ نیز از سوی‌ دشمن‌ تداوم‌ یافت‌ که‌ برای‌ نیروهای‌ عراقی‌ سودی‌ در بر نداشت. هدف‌ نهایی‌ در عملیات‌ قدس‌1 که‌ در آغاز سلسله‌ عملیات‌های‌ قدس‌ پیش‌بینی‌ شده‌ بود، رسیدن‌ به‌ اهداف‌ و نقاط‌ تأمین‌ نشده‌ عملیات‌ بدر، از جمله‌ نزدیک‌ شدن‌ به‌ جاده‌ مهم‌ العماره‌- بصره‌ بود. پاسگاه‌های‌ مختار، ابوذکر، ابولیله‌ و المیدان عراق‌ آزاد و منطقه‌ «الحسان» و «الزجیه» واقع‌ در نزدیکی‌ جاده‌ مذکور به‌ تصرف‌ نیروهای‌ خودی‌ در آمد. طی‌ این‌ عملیات‌ یک تیپ‌ پیاده‌دشمن متلاشی‌ شد و یک‌ فروند هواپیما، یک‌ فروند بالگرد،15 قایق‌ و12 پاسگاه‌ سیار منهدم‌ و تعداد890 تن‌ از نیروهای‌ عراقی‌ کشته‌ و زخمی‌ شده‌ یا به‌ اسات‌ نیروهای‌ خودی‌ در آمدند. غنایم‌ به‌ دست‌ آمده‌ نیز شامل‌4 قبضه‌ توپ‌ ضد هوایی،6 قبضه‌ خمپاره‌انداز،29 فروند قایق‌ جنگی‌ و بلم،10 دستگاه‌ بی‌سیم،30 قطعه‌ پل،25 قبضه‌ سلاح‌ سبک‌ و مقدار فراوانی‌ مهمات‌ و فشنگ‌ بود. 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
😂 به سلامتی فرمانده🕵 دستور بود هیچ کس بالای ٨٠ کیلومتر سرعت🚖، حق ندارد رانندگی کند! یک شب داشتم می‌آمدم كه یکی کنار جاده🛣، دست تکان داد نگه داشتم سوار كه شد، گاز دادم و راه افتادم من با سرعت می‌راندم و با هم حرف می‌زديم! گفت: می‌گن فرمانده لشکرتون دستور داده تند نرید! راست می‌گن؟! گفتم: فرمانده گفته! زدم دنده چهار و ادامه دادم: اینم به سلامتی فرمانده باحالمان!!! مسیرمان تا نزدیکی واحد ما، یکی بود؛ پیاده که شد، دیدم خیلی تحویلش می‌گيرند!! پرسيدم: کی هستی تو مگه؟! گفت: همون که به افتخارش زدی دنده چهار...😶😰😨😱😂 🌸 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
🔸شهردار ارومیه که بود دو هزار و هشت‌صد تومان حقوق می‌گرفت. یه روز بهم گفت بیا این ماه، هرچی خرجی داریم رو کاغذ بنویسیم، تا اگه آخرش چیزی اضافه اومد، بدیم به یه فقیر. 🔹همه چی‌رو نوشتم از واکس کفش گرفته تا گوشت و نان و تخم مرغ. آخر ماه که حساب کردیم شد دو هزار و ششصد و پنجاه تومان. بقیه پول رو داد لوازم التحریر خرید و داد به یکی که می‌دونست احتیاج داره. گفت: اینم کفاره‌ی گناهان این ماهمون 👤 شهید مهدی باکری 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani