eitaa logo
محتوای روایتگری راویان
3.3هزار دنبال‌کننده
7.2هزار عکس
3.2هزار ویدیو
473 فایل
🌟 محتوای روایتگری راویان 🌟 📚 بازخوانی خاطرات شهدا 🎖 تشریح عملیات‌های دفاع مقدس 📖 معرفی کتاب و خاطرات ارزشمند 🗓 پرداختن به مناسبت‌های مهم ✍️ محتوای روایتگری 📩 ارتباط با ادمین : @Revayatgar_admin وابسته به موسسه روایت سیره شهدا
مشاهده در ایتا
دانلود
محتوای روایتگری راویان
۲۷فروردین ماه ، #سالروز_شهادت فرمانده #لشکر27 #محمد_رسول_الله #شهید_رضا_چراغی گرامی باد . 🥀 🇮🇷 کان
رضا چراغی در سال ۱۳۳۶ به دنیا آمد. فعالیت‌های چراغی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی که در دوره تحصیل،عنصری فعال و پرتلاش بود، در میان همسالان و همشاگردان از نظر اخلاق،ادب و علم، ممتاز بود. با شروع انقلاب اسلامی وارد عرصه‌های مبارزه شد و در حرکت‌ها و تظاهرات، همدوش و همراه مردم انقلابی فعالیت کرد. با اوج گیری انقلاب، حضورش در صحنه‌های مختلف، پرشور شد و در توزیع اعلامیه‌های حضرت امام خمینی (ره) نقش مؤثری ایفا کرد. چراغی در روزهای پیروزی انقلاب، خستگی‌ناپذیر و عاشقانه، شب و روز خود را وقف تحقق انقلاب کرد و در تسخیر مراکز نظامی و دولتی رژیم پهلوی، تلاش‌های زیادی داشت. رضا چراغی پس از پیروزی انقلاب اسلامی،در حراست از آرمان‌های انقلاب با جان و دل کوشید. هر جا که به او نیاز بود خود را به آنجا رسانده و خدمات شایسته‌ای از خود به جای می‌گذاشت. او پس از شروع «غائله کردستان» توسط ضدانقلاب ، همراه جمعی از دوستانش به مریوان رفتند و در مبارزه با گروهک‌های محارب، از هیچ کوششی دریغ نکرد. چراغی در مدت حضورش در کردستان، تجربیات ارزشمندی دربارة مسائل نظامی و نیز فرماندهی کسب کرد. او در عملیات «محمد رسول الله» (ص) مسیر بسیار مهم و پرخطر معروف به نام «پرخون» را از تصرف نیروهای ضدانقلاب خارج کر و بدین وسیله، شهامت ، توان رزمی و شایستگی خود را در فرماندهی نیروهایش به نمایش گذاشت. همچنین همراه دیگر فرماندهان در جبهه‌های سرپل ذهاب و گیلانغرب دست به عملیات چریکی زند. چراغی در مدت حضورش در کردستان ، مدتی مسئوولیت «جانشینی سپاه دزلی» و زمانی نیز به عنوان مسئول «محور مریوان» انجام وظیفه کرد. چراغی مدتی پس از شروع جنگ تحمیلی در کنار دیگر فرماندهان، در غرب، به مبارزه و فعالیت خود ادامه داد و پس از اعزام تیپ ۲۷ محمد رسول الله (ص) به جنوب، همراه نیروهای تیپ راهی آنجا شد . او از اوسط سال ۱۳۶۰ تا اواخر تیر ماه ۱۳۶۱ فرماندهی «گردان حمزه» را به عهده گرفت و با این مسئولیت، در عملیات‌های «فتح المبین» و «بیت المقدس» شرکت کرد. در عملیات فتح‌المبین در جبهه «دشت عباس» در مقابل نیروهای زرهی دشمن حماسه آفرید. یکه و تنها با تانک‌های دشمن جنگید و نیروهایش را از محاصره خارج کرد. در عملیات «بیت‌المقدس» مسئولیت محور سر گردان را بر دوش گرفت و تا فتح خرمشهر نیروها را هدایت کرد، در این عملیات، از ناحیه پا مجروح شد. پس از بهبودی نسبی دوباره در عملیات «مسلم بن‌عقیل» به عنوان فرمانده تیپ ۲۷ محمد رسول الله (ص) با ۱۳ گردان وارد عمل شد و بار دیگر توان رزمی و فرماندهی خود را به نمایش گذارد. چراغی در سال ۱۳۶۱ ازدواج کرد. در عملیات «والفجر مقدماتی» تیپ ۲۷ به لشکر تبدیل شد و فرماندهی آن را به چراغی واگذار کردند. در این عملیات،«شمشیر لشکر» لقب گرفت و اقتدار و استقامت شایسته‌ای از خود نشان داد. یکی از همرزمانش گفته بود: حضور شهید چراغی در کنار شهید همت،به نیروها روحیه می‌دهد با فرماندهی رضا، توانستیم «تپه دو قلو» را پس بگیریم. سردار چراغی در عملیات «والفجر ۱» که در منطقه عمومی فکه انجام شد لشکر تحت امرش را فرماندهی کرد. یکی از همرزمانش گفته است: « لشکر ۲۷ وظیفه داشت که با نیروهای ارتش ادغام شود و ارتفاعات «جبل فوفی» و «پیچ انگیزه» را فتح کند و سپس به سمت عمق خاک دشمن برای تصرف تاسیسات نفتی پیش برود. صبح روز عملیات،رضا خود را زیر رگبار تیرها و موشک‌های دشمن که بی‌امان شلیک می‌کردند، به کانال «گردان کمیل» در سمت راست ارتفاع ۱۱۲ رساند. از روحهه او ، بچه‌های گردان‌های کمیل و انصار و مالک روحیه می‌گرفتند. سپس رضا خودش را به خط اول «گردان میثم» رساند و هر چه اصرار کردیم که به عقب برگردد، قبول نکرد و ماند و خدایی شد. رضا چراغی پس از ماه‌ها مجاهدت و مبارزه با دشمنان اسلام و انقلاب ، سرانجام در عملیات « والفجر ۱ » که در منطقة عمومی فکه انجام گرفت، پس از رشادت تمام و ایثار و حماسه، به شهادت رسید و روح بزرگوارش به ابدیت عشق پرواز کرد. 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
«... در جریان عملیات والفجرـ۱ که در منطقه‌ی ابوغریب انجام گرفت، در مقر تاکتیکی تیپ ذوالفقار لشکر ۲۷، همراه با شهیدان: صمد کریم، معصومی و محسن نورانی نشسته بودیم، که رضا چراغی سوار بر یک وانت تویوتا از راه رسید. سر و کله‌ی رضا حسابی گرد و خاکی بود و حالت پریشانی داشت. محسن نورانی وقتی این برآشفتگی او را دید، خطاب به چراغی گفت: برادر رضا چه شده؟ چرا اینقدر گرفته‌ای؟ انگار حال و روزت مثل همیشه نیست؟ برادر چراغی همان‌طور که زانوانش را در بغل گرفته بود، با یک حالتی گفت: می‌دانی محسن! خیلی خسته‌ام، خیلی. از همه‌ی شما هم خواهش می‌کنم، که اگر هر کدامتان شهید شدید، سلام مرا به دوستان شهیدم برسانید و از آنها بخواهید برایم دعا کنند. بگویید دعا کنند تا خدا به من، توان مقاومت و صبر در مقابل سختی‌ها و مشکلات را عطا کند. آنجا بود که من هم احساس کردم این رضا، رضا چراغی همیشگی نیست. این حرف‌ها را گفت و لحظاتی بعد، برای سرکشی وضعیت گردان‌های در خط لشکرمان، عازم تپه‌ی ۱۴۳ شد.» 📝 راوی : داوود احمدپور 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
۲۷فرپردین‌ماه ، 🕊 🕊 🕊 گرامی باد. 🥀 💐شادی ارواح طیبه شهدا 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
🌷این شهید عزیز در ۹بهمن ماه ۱۳۶۳ در خانواده‌ای متدین در حصارک کرج به دنیا آمد. 🌷این شهید گرانقدر اردو‌های فرهنگی و رزمی بسیاری را برگزار و از این طریق جوانان زیادی را با خود همراه کرد. 🌷با شروع حملات تروریستی گروهک داعش، شهید کمالی دهقان برای دفاع از حرم اهل بیت (ع) و در قالب مستشار نظامی برای آموزش نظامی و رزمی به نیرو‌های مردمی و وطنی سوریه و عراق چندین بار به این دو کشور اعزام شد. 🌷سرانجام روز ۲۷ فروردین ماه ۱۳۹۴ این شهید والامقام با تمام رشادت‌ها و دلاوری هایش در شهر حلب سوریه و در سن ۳۱ سالگی به فیض شهادت رسید. 🌷مادر شهید نقل می کند که؛ محسن گفت مامان اگه من هم شهید شدم تو باید قوی باشی و بی صبری و بی تابی نکنی، خیلی ناراحتی کردم و به او گفتم مادر جان این حرف ها را نزن ، من برای تو آرزوها دارم، گفت : مامان این سفر آخرین ماموریتم هست و در  این سفر حضرت زهرا (س) کمکم می کند که به آرزویم برسم.. محسن برای روز موعود لحظه شماری می کرد. 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
پادکست شهیدکمالی.mp3
10.6M
می گفت دوست دارم مثل شهدا که زنده اند زنده بشم ! گفتم باهاشون باشی و بهشون دل بدی دلتو زنده می کنن! یکی از اونایی که باید زندگیش رو شنید شهید محسن کمالی است... شاید هشت دقیقه بیشتر نباشد ولی اگر با تمام وجودت بیایی دستت را می گیرد و هشت سال تو را جلو می برد و شاید تا آخر!!! 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
📚 محسن بیشتر حقوقش را صرف خانواده های بی سرپرست میکرد، محله های فقیر نشین کرج محسن را خوب میشناختن و هنوز هم حقوق محسن صرف خانواده های نیازمند میشود. یک روز با محسن به بهشت زهرا رفته بودیم، مادر شهیدی را دیدیم که همسرش نیز به رحمت خدا رفته بود و فرزندی نداشت، محسن آنقدر پای صحبتش و دردودلش نشست که متوجه شد سقف منزل آن مادر در اثر باران خراب شده و کسی را ندارد که تعمیرش کند ، محسن برای تعمیر منزل پیش قدم شد و آن مادر همیشه دعا گوی محسنم بود. 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
🌷 ۱۳۴۰/۱/۱ در چنیبه سفلی اهواز به دنیا آمد ۱۹ ساله بود که جنگ شروع شد ایشان بیشتر عمر گرانبهای خود را در میدان های رزم مشغول به خدمت بودند. به قول همسرش باید پرسید: که حاج حبیب چند بار به خانه آمد نه این که پرسیده شود چند بار به جبهه رفتند؟! 🌷در مجموع ۹ بار مجروح و ۴۵ درصد جانبازی داشتند. یک ریه و یک کلیه ایشان از کار افتاده بود و در کمر ایشان ترکش داشت و نمی توانست راحت بنشید . 🌷با وجود این که مجروح بود با شنیدن خبر حمله داعشیان سفاک به عراق  درآن جا حضور می یابد و با حضور در لشکری که زیر نظر عتبات بود تجربیات خود در دفاع مقدس را در دفاع از اسلام به کار می بندد. 🌷سرانجام در منطقه بیجی استان صلاح الدین عراق در حین ماموریت در روز پنجشنبه ۲۷ فروردین سال ۱۳۹۴ با بمب و تله های انفجاری کنترل از راه دور گروهک داعش به فیض شهادت رسید. 🌷پیکر مطهرش شب تا صبح در حرم حضرت عباس (ع) بود. که به گفته مسئولین عتبات برای هیچ شهیدی این چنین سابقه ای به یاد ندارند. در بین الحرمین مردم عراق و زائران ایرانی تشیع باشکوهی برای ایشان برگزار کردند. 🌷از شهید جنت مکان دو فرزند به نامهای راضیه خانم و آقا روح الله به یادگار مانده است. 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
فرازی از  بسم الله الرحمن الرحیم و مِن المؤمنین رجالً الصدَقوا ما عاهدَ الله ُ علیه و مِنهمُ مَن قضی نحبه و منهم من ینتظر و  اشهدانَّ لا اله الا الله و اشهد انَّ محمد رسول الله صل الله و علیه و سلم و اشهدُانَّ امیرالمؤمنین علی ولی الله و اما بعد در زمانی که دنیا پر از آشوبِ شده و به چشم خودمان می بینیم که این از خدا بی خبران به نام اسلام چه جنایت هایی که نمی کنند و بر خود واجب دیدم که به دفاع از دین اسلام و دفاع از حقانیت شیعه بلند شوم و به دفاع از اسلام بپردازم و صیت می کنم به تمام دوستان که از این راه سرپیچی نکنند که این راه حقی است و دفاع از شیعه و اسلام واجب  است. والسلام 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
این شهید متولد 30 شهریور سال 1345 بود. شهید علیرضا صفرپور از ابتدای دفاع مقدس وارد جبهه شد و به مدت ۲۰ ماه به‌صورت بسیجی و داوطلبانه در جبهه‌های ۸ سال دفاع مقدس جنگید تا در سال 28/۱/63 به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد، او در لباس سبز پاسداری نیز به مدت ۳۲ ماه در جبهه حضور پیدا کرد و ۳۰ درصد جانبازی نشان افتخاری است که از این دوران به یادگار داشت. در سال 1382 بازنشسته شده بود اما پس از گذشت ۱۲ سال از بازنشستگی خود بنابر احساس وظیفه داوطلبانه به جبهه حق علیه باطل در سوریه اعزام شد و در جمعه ۲۷ فروردین ۹۵ به درجه رفیع شهادت نائل آمد. شهید علیرضا صفرپور ۵۰ سال سن داشت و از وی یک فرزند پسر و دو دختر به یادگار مانده است. همسر شهید صفرپور جاجرمی ‌گفته است: «همسرم همیشه می‌گفت: دوست دارم شهید شوم و نمی‌خواهم در بستر بمیرم. هر چقدر می‌گفتم تو ماه‌ها در جبهه و دفاع مقدس بوده‌ای می‌گفت: من باید بروم و از حرم حضرت زینب(س) دفاع کنم. شهید عشق امام حسین(ع) را در دل داشت و با شهادت هم به آرزوی خود رسید و هم باعث افتخار من شد و من به او و راهش افتخار می‌کنم.» 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani