10.32M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷 #شهدا
❤️ #شهید_مرتضی_عطایی
آخرین صحبت های شهید...🌷
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
#خاطرات_شهدا
#شهید_مرتضی_عطایی
به خاطر دشواریهایی که برای اعزام داوطلبان #بسیجی به سوریه وجود داشت مرتضی عطایی با هر مشقتی که بود توانست خود را در #کاروان_فاطمیون که #مدافعان_حرم_افغانستانی بودند جای دهد و به سوریه برود در حالی که هنوز خانواده اش از این موضوع مطلع نشده بودند.
شهید عطایی خیلی زود توانست با نام #ابوعلی با #رزمندگان تیپ فاطمیون قرین شود به طوری که بسیاری از دوستان او هم اطلاع نداشتند که مرتضی افغانی نیست و از مشهد خود را به این قافله رسانده است،
رشادت های ابوعلی در درگیری های #تل_قرین #تدمر #دیرالعدس #بصرالحریر #القراصی و #خان_طومان به عنوان جانشین #تیپ_عمار #لشکر_فاطمیون نام او را به کلمه ای #رعب_آفرین برای #تکفیری ها تبدیل کرده بود.
در نهایت پس از رشادت های فراوان و چند بار مجروحیت های گوناگون، #جانباز سرافراز مرتضی عطایی در ۲۱ شهریور ماه سال ۱۳۹۵ و همزمان با روز #عرفه در #منطقه_لاذقیه به مقام رفیع #شهادت نائل آمد و به یاران شهیدش پیوست.
#نحوه_شهادت
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
#خاطرات_شهدا
#شهید_مرتضی_عطایی
به روایت همسر...
دوست داشت
گلویش مثل #امام_حسین(ع) بریده باشد
برای دقایقی سکوت میان ما حکم فرما می شود.
کمی که آرام می شود می گوید: انگار دنیا روی سرم خراب شده بود.
با خودم می گفتم بدون مرتضی چکار کنم؟
به بچه ها چطور بگویم؟ بیشتر از آن که بخواهم اشک بریزم ماتم زده بودم. پرسیدم تیر به کجایش خورده؟
مادر #شهید_صدرزاده گفت به گلویش.
تا این جمله را گفت انگار لباسی از جنس صبر و قرار به من پوشاندند.
می گویم:
حکمت این آرامش چه بود؟ و می گوید:
چند روز قبل از آخرین باری که به سوریه رفت خواب دیدم تیر به گلویش خورده. دو روز قبل از رفتن اش هم گفتم این دفعه که بروی مطمئنم از دستم رفتی آقا مرتضی.
خندید و گفت:
روز قیامت که بشود وقتی گلوی خونی امام حسین(ع) را ببینم و گلوی من سالم باشد شرمنده می شوم.
و وقتی خانم صدرزاده گفت تیر به گلویش خورده مقداری احساس سبکی کردم که مرتضی در آن دنیا شرمنده امام حسین(ع) نخواهد بود.
آقا مرتضی همیشه می گفت این که تیرها از اطراف من رد میشود و به من نمیخورد تقصیر توست که دعا میکنی من شهید نشوم.
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
#خاطرات_شهدا
#شهید_مرتضی_عطایی
شهیدی که بعد از شهادت اشک چشمانش جاری شد...
نفیسه گفت بابا اگر هستی یک نشانه بده...
حالا مراقب است بغض اش جلوی حرف هایش را نگیرد و می گوید:
هر سه نفر بالای سر آقا مرتضی بودیم.
شروع به حرف زدن کردم. گفتم سلام آقا مرتضی دل مان خیلی برایت تنگ شده؟ نفیسه هم گفت بابا جان می گویند شهدا زنده اند، اگر هستی به ما یک نشانه بده...
نفیسه سر به زیر دارد
و مادر تصویر همسرش را در گوشی تلفن اش نشان مان می دهد و می گوید:
حرف نفیسه که تمام شد دیدیم از گوشه چشم چپ آقا مرتضی یک قطره اشک سرازیر شد و بخشی از پارچه کفن خیس شد.
به درد دل هایمان ادامه دادیم که دیدم از گوشه چشم دیگرش هم قطره اشک دیگری سرازیر شد...
و شهدا
همیشه ناظر و شاهد هستن...
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
#معرفی_کتاب_شهدایی
عنوان کتاب : #ابوعلی_کجاست؟
#خاطرات شهید عطایی
از روزهای حضورش در #جبهههای_نبرد با #دشمن_تکفیری است.
خاطراتی که خود #راوی آن است
و قرار بوده برای نگارش کتابی در ارتباط با #شهید_صدرزاده مورد استفاده قرار بگیرد اما...
#تاریخ_شفاهی #جبهه_مقاومت_انقلاب_اسلامی #شهدای_مدافع_حرم
ناشر : دفتر نشر معارف
سال نشر : 1396
تعداد صفحات : 144
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
🔰 #کلام_امام | معلم افسر پیشرفت
🔻حضرت آیتالله خامنهای: «در این لشکر عظیم فرهنگی آموزش و پرورش، افسرانی که عدّهها و مجموعهها را اداره میکنند همین معلّمینند. آموزش و پرورش وسیلهی پیشرفت کشور است. معلّمین عزیز ما در حقیقت افسران سپاه پیشرفت این کشور هستند.» ۱۳۹۹/۰۶/۱۱
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
۲۲شهریورماه ، #سالروز_شهادت عالم مجاهد و روحانی مبارز #شهید_محمد_خیابانی گرامی باد . 🌹
#شهدای_روحانی
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
هدایت شده از محتوای روایتگری راویان
شهید شيخ محمد خياباني، عالم مجاهد انقلابی در سال 1297ق در خامنه از توابع شبستر به دنيا آمد.
مدتي به همراه پدر به كار تجارت مشغول بود، اما گرايش روحي به فراگيری علم او را به سلك روحانيت در آورد. شيخ محمد مدارج علمي را به سرعت پيمود و در درس عالي فقه و اصول و هيئت و نجوم شركت كرد.
در محاصره تبريز، وی از اركان فكری و رهبری مردم بود و با لباس روحانيت و تفنگ بر دوش در سنگرها به دفاع از شهر و ناموس و حيثيت مردم مسلمان در مقابل سپاه متجاوز عين الدوله صدراعظم قاجار پرداخت.
پس از خلع محمدعلي شاه از حكومت، از طرف مردم تبريز به مجلس شوراي ملي راه يافت و در كنار افرادی همچون شهيد مدرس به دفاع از حقوق مردم قيام كرد.
از اقدامات درخشان خيابانی در مجلس دوم، اعتراض شجاعانه و كارساز او عليه اولتيماتوم استعماری دولت تزاری روس بود.
اوضاع نابسامان ايران و اخراج نمايندگان آذربايجان از مجلس شوراي ملي، شيخ محمد خياباني را به تشكيل مجلس محلي و قيام مردمي فرا خواند و در 16 رجب 1338 آن را علنی ساخت. در اين قيام، تبريز از لوث حضور خائنان و بيگانگان مزدور پاک شد و زمام امور به دست خيابانی و يارانش افتاد.
اين قيام پيروزمندانه، پنج ماه ادامه داشت. سرانجام با خيانت مخبرالسلطنه كه چهره های موجه و ملي داشت، هواداران و ياران خياباني به قتل رسيده و يا خلع سلاح شدند.
در نهايت بر اثر خيانت برخی مزدوران، شيخ محمد خياباني در 22 شهريور 1299 شمسی به شهادت رسيد.
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
هدایت شده از محتوای روایتگری راویان
سه روایت ویژه از رهبر انقلاب درباره شیخ محمد خیابانی و قیام مردم تبریز علیه استبداد و استعمار
1«آقاى شيخ محمد خيابانى شوهر عمهى ماست... پدرم شاهد قضاياى مشروطه بوده؛ ايشان در مشروطه بوده؛ با باقرخان هممحلهاند. باقرخان مال محلهى خيابان است - كه محمد خيابانى هم مال همان محلهاند - پدر ما هم مال همان محلهاند... خيابان يك محلهاى است در تبريز؛ محلهاى است كه الان هم به يك شكل محله و اينها نيست؛ تنها خيابانى بوده كه آن زمانها در تبريز وجود داشته و در قسمتى از اين خيابان كوچهاى است به نام قرباغلار كوچه سى؛ الان هم هست كوچهى قرباغىها، كه منزل شيخ محمد خيابانى و همچنين منزل پدربزرگ ما، مرحوم حاج سيد حسين خامنهاى - كه پيشنماز مسجد جامع بود.» ۱۳۶۴/۰۳/۰۱
2 «مرحوم «شیخ محمّد خیابانی» قبل از اینکه وارد مبارزات مشروطیت شود، گاهی نایبِ پدرزن خود میشد. پدر زن او مرحوم حاج سیّد حسین [خامنهای] بود که جدّ ماست و [شیخ محمد خیابانی] در همین شبستان مسجد جامع [تبریز]، به جای ابوالزّوجهی خود نماز میخواند و از همین جا، شهرت خودش را بتدریج به دست آورد...» ۱۳۷۲/۰۵/۰۵
3 «در قضیهی مرحوم شیخ محمد خیابانی - که تبریز یک تنه ایستاد - مسأله، مسألهی قرارداد وثوقالدوله بود. در تهران، عمال حکومت ضعیف با یک قرارداد، امور مالی و امور نظامی کشور را دودستی تقدیم کردند به انگلیسیها. تبریزیها ایستادند. مرحوم خیابانی و دیگران در مقابل این قضیه بود که ایستادند و آن حوادث عجیب تبریز پیشآمد کرد. تبریز همیشه اینطور بود.» ۱۳۸۵/۱۱/۲۸
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani