eitaa logo
محتوای روایتگری راویان
3.3هزار دنبال‌کننده
7.2هزار عکس
3.2هزار ویدیو
473 فایل
🌟 محتوای روایتگری راویان 🌟 📚 بازخوانی خاطرات شهدا 🎖 تشریح عملیات‌های دفاع مقدس 📖 معرفی کتاب و خاطرات ارزشمند 🗓 پرداختن به مناسبت‌های مهم ✍️ محتوای روایتگری 📩 ارتباط با ادمین : @Revayatgar_admin وابسته به موسسه روایت سیره شهدا
مشاهده در ایتا
دانلود
10.32M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷 ❤️ آخرین صحبت های شهید...🌷 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
به خاطر دشواریهایی که برای اعزام داوطلبان به سوریه وجود داشت مرتضی عطایی با هر مشقتی که بود توانست خود را در که بودند جای دهد و به سوریه برود در حالی که هنوز خانواده اش از این موضوع مطلع نشده بودند. شهید عطایی خیلی زود توانست با نام با تیپ فاطمیون قرین شود به طوری که بسیاری از دوستان او هم اطلاع نداشتند که مرتضی افغانی نیست و از مشهد خود را به این قافله رسانده است، رشادت های ابوعلی در درگیری های  و به عنوان جانشین نام او را به کلمه ای برای ها تبدیل کرده بود.  در نهایت پس از رشادت های فراوان و چند بار مجروحیت های گوناگون، سرافراز مرتضی عطایی در ۲۱ شهریور ماه سال ۱۳۹۵ و همزمان با روز در به مقام رفیع نائل آمد و به یاران شهیدش پیوست. 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
به روایت همسر... دوست داشت گلویش مثل (ع) بریده باشد برای دقایقی سکوت میان ما حکم فرما می شود. کمی که آرام می شود می گوید: انگار دنیا روی سرم خراب شده بود. با خودم می گفتم بدون مرتضی چکار کنم؟ به بچه ها چطور بگویم؟ بیشتر از آن که بخواهم اشک بریزم ماتم زده بودم. پرسیدم تیر به کجایش خورده؟ مادر گفت به گلویش. تا این جمله را گفت انگار لباسی از جنس صبر و قرار به من پوشاندند. می گویم: حکمت این آرامش چه بود؟ و می گوید: چند روز قبل از آخرین باری که به سوریه رفت خواب دیدم تیر به گلویش خورده. دو روز قبل از رفتن اش هم گفتم این دفعه که بروی مطمئنم از دستم رفتی آقا مرتضی. خندید و گفت: روز قیامت که بشود وقتی گلوی خونی امام حسین(ع) را ببینم و گلوی من سالم باشد شرمنده می شوم. و وقتی خانم صدرزاده گفت تیر به گلویش خورده  مقداری احساس سبکی کردم که مرتضی در آن دنیا شرمنده امام حسین(ع) نخواهد بود. آقا مرتضی همیشه می گفت این که تیرها از اطراف من رد می‌شود و به من نمی‌خورد تقصیر توست که دعا می‌کنی من شهید نشوم.   🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
شهیدی که بعد از شهادت اشک چشمانش جاری شد... نفیسه گفت بابا اگر هستی یک نشانه بده... حالا مراقب است بغض اش جلوی حرف هایش را نگیرد و می گوید: هر سه نفر بالای سر آقا مرتضی بودیم. شروع به حرف زدن کردم. گفتم سلام آقا مرتضی دل مان خیلی برایت تنگ شده؟ نفیسه هم گفت بابا جان می گویند شهدا زنده اند، اگر هستی به ما یک نشانه بده... نفیسه سر به زیر دارد و مادر تصویر همسرش را در گوشی تلفن اش نشان مان می دهد و می گوید: حرف نفیسه که تمام شد دیدیم از گوشه چشم چپ آقا مرتضی یک قطره اشک سرازیر شد و بخشی از پارچه کفن خیس شد. به درد دل هایمان ادامه دادیم که دیدم از گوشه چشم دیگرش هم قطره اشک دیگری سرازیر شد... و شهدا همیشه ناظر و شاهد هستن... 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
عنوان کتاب : ؟ شهید عطایی از روز‌های حضورش در با است. خاطراتی که خود آن است و قرار بوده برای نگارش کتابی در ارتباط با مورد استفاده قرار بگیرد اما... ناشر : دفتر نشر معارف سال نشر : 1396 تعداد صفحات : 144 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔰 | معلم افسر پیشرفت 🔻حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «در این لشکر عظیم فرهنگی آموزش و پرورش، افسرانی که عدّه‌ها و مجموعه‌ها را اداره میکنند همین معلّمینند. آموزش و پرورش وسیله‌ی پیشرفت کشور است. معلّمین عزیز ما در حقیقت افسران سپاه پیشرفت این کشور هستند.» ۱۳۹۹/۰۶/۱۱ 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
۲۲شهریورماه ، عالم مجاهد و روحانی مبارز گرامی باد . 🌹 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
شهید شيخ محمد خياباني، عالم مجاهد انقلابی در سال 1297ق در خامنه از توابع شبستر به دنيا آمد.   مدتي به همراه پدر به كار تجارت مشغول بود، اما گرايش روحي به فراگيری علم او را به سلك روحانيت در آورد. شيخ محمد مدارج علمي را به سرعت پيمود و در درس عالي فقه و اصول و هيئت و نجوم شركت كرد.  در محاصره تبريز، وی از اركان فكری و رهبری مردم بود و با لباس روحانيت و تفنگ بر دوش در سنگرها به دفاع از شهر و ناموس و حيثيت مردم مسلمان در مقابل سپاه متجاوز عين الدوله صدراعظم قاجار پرداخت.  پس از خلع محمدعلي شاه از حكومت، از طرف مردم تبريز به مجلس شوراي ملي راه يافت  و در كنار افرادی همچون شهيد مدرس به دفاع از حقوق مردم قيام كرد.  از اقدامات درخشان خيابانی در مجلس دوم، اعتراض شجاعانه و كارساز او عليه اولتيماتوم استعماری دولت تزاری روس بود.  اوضاع نابسامان ايران و اخراج نمايندگان آذربايجان از مجلس شوراي ملي، شيخ محمد خياباني را به تشكيل مجلس محلي و قيام مردمي فرا خواند و در 16 رجب 1338 آن را علنی ساخت. در اين قيام، تبريز از لوث حضور خائنان و بيگانگان مزدور پاک شد و زمام امور به دست خيابانی و يارانش افتاد.  اين قيام پيروزمندانه، پنج ماه ادامه داشت. سرانجام با خيانت مخبرالسلطنه كه چهره های موجه و ملي داشت، هواداران و ياران خياباني به قتل رسيده و يا خلع سلاح شدند.  در نهايت بر اثر خيانت برخی مزدوران، شيخ محمد خياباني در 22 شهريور 1299 شمسی به شهادت رسيد. 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
سه روایت ویژه از رهبر انقلاب درباره شیخ محمد خیابانی و قیام مردم تبریز علیه استبداد و استعمار 1«آقاى شيخ محمد خيابانى شوهر عمه‌ى ماست... پدرم شاهد قضاياى مشروطه بوده؛ ايشان در مشروطه بوده؛ با باقرخان هم‌محله‌اند. باقرخان مال محله‌ى خيابان است - كه محمد خيابانى هم مال همان محله‌اند - پدر ما هم مال همان محله‌اند... خيابان يك محله‌اى است در تبريز؛ محله‌اى است كه الان هم به يك شكل محله و اينها نيست؛ تنها خيابانى بوده كه آن زمانها در تبريز وجود داشته و در قسمتى از اين خيابان كوچه‌اى است به نام قرباغلار كوچه سى؛ الان هم هست كوچه‌ى قرباغى‌ها، كه منزل شيخ محمد خيابانى و همچنين منزل پدربزرگ ما، مرحوم حاج سيد حسين خامنه‌اى - كه پيش‌نماز مسجد جامع بود.» ۱۳۶۴/۰۳/۰۱ 2 «مرحوم «شیخ محمّد خیابانی» قبل از این‌که وارد مبارزات مشروطیت شود، گاهی نایبِ پدرزن خود می‌شد. پدر زن او مرحوم حاج سیّد حسین [خامنه‌ای] بود که جدّ ماست و [شیخ محمد خیابانی] در همین شبستان مسجد جامع [تبریز]، به جای ابوالزّوجه‌ی خود نماز می‌خواند و از همین جا، شهرت خودش را بتدریج به دست آورد...» ۱۳۷۲/۰۵/۰۵    3 «در قضیه‌ی مرحوم شیخ محمد خیابانی - که تبریز یک تنه ایستاد - مسأله، مسأله‌ی قرارداد وثوق‌الدوله بود. در تهران، عمال حکومت ضعیف با یک قرارداد، امور مالی و امور نظامی کشور را دودستی تقدیم کردند به انگلیسیها. تبریزیها ایستادند. مرحوم خیابانی و دیگران در مقابل این قضیه بود که ایستادند و آن حوادث عجیب تبریز پیشآمد کرد. تبریز همیشه این‌طور بود.» ۱۳۸۵/۱۱/۲۸ 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani