#چهره_ها 😎
نام مستعار : نازی
ملقب به : *به ناچار اینم سانسوره
شروع تغییر : نیمه شعبان ۹۵
تحصیلات : کارشناسی مالی
شعار :
عشق ما را پي كاري به جهان آورده است
ادب اين است كه مشغول تماشا نشويم
.
خلاصه ای از #داستان :
قصه نازی از اونجایی شروع میشه که درگیر تعصبات غلط خانواده اش میشه. و یه سوال همیشگی در ذهن که چرا داداشم میتونه دوست دختر داشته باشه ولی من نمیتونم دوست پسر داشته باشم؟؟
.
توی دوران مدرسه با یه بنده خدایی دوست میشه البته از اون دوست های ناباب !!
دوست بد و #ذغال خوب هم که شروع ... 😏
این دوست بد همانا و سال به سال بدتر شدن نازی هم همان. نگم که از نوجوونی درگیر #قلیون شده و تو دانشجویی سمت #سیگار وحتی گل هم میره!
خانواده اش اصرار دارن که نازی از این دوست فاصله بگیره اما اون هیچجوره راضی نمیشه تا اونجا که اقدام به #خودکشی میکنه
.
نه یه بار نه دو بار چندین بار تجربه خودکشی دختر قصه ما رو روز به روز از زندگی دورتر میکنه و حتی روزهایی میرسه که نازی منکر #امام_زمان میشه و میگه خیالیه
.
واما... توی #دانشگاه با یه دوست خوب آشنا میشه دوستی که تلاش میکنه کمک اش کنه
کلی براش فیلم و کلیپ میفرسته و این میشه سرآغاز تحقیقات نازی رو دین #اسلام...
.
نازی پله پله جلو میاد و قدم به قدم شروع میکنه به تغییر... توی مترو با یکی از بچه های رگا آشنا میشه و این نازی ای که تا دیروز امام زمانی رو قبول نداشته تو جشن #نیمه_شعبان_رگا! برای اولین بار #چادر سرش میکنه
#قطعا_قصه_ها_به_صورت_کامل_تو_دورهمی_های_رگا_تعریف_میشه
@rogaa🍃
🕊
نام: آیدا
نامِ مستعار : مشهدی
تحصیلات :دیپلم حسابداری
شروع تغییر : ابان ۹۶(اربعین)
شعار:
خدایا ببخش گناهانی که لذتش رفت و مسئولیتش ماند...
.
آیدا هم مثل خیلی از رگایی ها توی خونواده ایی بزرگ شده که به حجاب اعتقادی نداشتن و کلمه نامحرم تو دایره لغتش اصلا یافت نمیشده !🚫
از١٨ سالگي هم اهل مهمونی و مسافرت با پسرا و مشروب و سيگار و ...شاید به قول عده ای ته ته عشق وحال بوده... !
با همین فرمون و بدون ترمز ، میرسه به جایی که حتی دیگه وجود خدا رو هم منکر میشه!
اما آخرِ همه این به ظاهرخوشیا خیلی احساس تنهایی میکرده ؛ چون دیگه فهمیده بوده که همه فقط عاشق ظاهرش میشن و چیزی که مهم نیس وجود خودشه!
البته تمام تلاشش رو میکنه که به روی خودش هم نیاره
اما از اونجایی که خدا همیشه هست 😉
آیدا با یه دوست نسبتا مذهبی آشنا میشه که میشه در ورودی خیلی از بحث ها !!!
از آیدا انکار بهشت وجهنم و آخرت
و از دوستش اثبات اون ها با سند !(گویا دوست پیگیری هم داشته ..از همین تریبون اعلام میکنیم دمت گرم😁✌🏻)
آیدا از اونجایی که همش دلش می خواست حالش رو بگیره و برنده بحث ها باشه ، شروع میکنه به تحقیق و جمع آوری سند و مدرک برای این که ثابت کنه راهش درسته !
اما به قول خودش اراده خدا قویتر بوده چون تو این گشتن ها بیشتر به جواب سوال هایِ خودش میرسه 😊
محرم میرسه و از تعریفای دوستش راجع به امام حسین (علیه السلام) خواسته یا ناخواسته شیفته امام میشه و بعد یه مدت کاشت مژه و ناخنش رو برمیداره و شروع میکنه به نمازخوندن
و بر خلاف تصورش ، حالِ دلش روز به روز بهتر میشه :)😇
اربعینِ ۹۶ برای اولین بار رفت مشهد و انگار خودِ امام رضا -علیه السلام- یه چیزی رو تو قلبش تکون داد و یه صدایی هم تو گوشش گفت :
آیدا دیگ وقتشه ! نباید بین باورات و ظاهرت انقدر تفاوت باشه...
خلاصه که سوغاتی اون مشهد براش چادریه که دیگه از رو سرش برنداشت 😍
البته به همین راحتی که میشنوید هم نبودا ؛
خواهرش دیگ باهاش بیرون نمیرفت ،
خانوادش سر سنگین شده بودن ،
فامیل مسخرش میکردن و میگفتن که جوگیر شده 😖
اونم که هنوز قوی نشده بود و به این حرفا و تمسخرا عادت نداشت یه دو ماهی خودش رو تو خونه حبس کرد...
دیگه واقعا داشت افسردگی میگرفت
تا این ک یه اتفاقاتی براش افتاد...
که باعث شد کم کم دوباره از جاش پاشه و ی زندگیِ جدید بسازه💪🏻😎
پ ن : #قطعا_قصه_ها_به_صورت_کامل_تو_دورهمی_های_رگا_تعریف_میشه 😊
#یکی_از_ما
#تحول#دین_اسلام#افسردگی#نشاط#سیگار#مهمونی#مشروب#حجاب#اراده#سبک_زندگی#احترام_به_عقاید#شخصیت#سوغاتی#قدرت#تغییر#دین_زدگی
@rogaagroup 🍃🕊
https://www.instagram.com/p/CClnKZaJOMK/?igshid=yna2n0trr4xy