12.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو همین مملکت با سواد شدی . .
الفبا رو با پول همین مردم یاد گرفتی . .
الانم باید به همین مردم خدمت کنی !!
https://eitaa.com/romanFms
🇮🇷•°•°ره رو عشق°•°•🇮🇷
#پارت4 «کدِ صفر» #محمد بدون اینکه به پشت سرم نگاه کنم، از راهروی باریکِ کنارِ آشپزخانه گذشتم. بویِ
#پارت5
«کدِ صفر»
#پارت5
«کدِ صفر»
#محمد
تصمیمم را گرفتم. رفتن به زیرزمین، ریسکِ مرگ بود، اما ماندن و بازی کردنِ موش و گربه با این مامورها، پایانِ کارش بود. او با مهارتی که از سالها آموزش در «واحد سایه» به یادگار داشت، از لبهی بتنیِ نیمطبقه به پایین پرید و در تاریکیِ مطلقِ چاهِ آسانسور غلت خورد.
صدای شلیکِ خفهکنی از بالا آمد. گلوله به ستونِ سنگی کنار سرش خورد و جرقهای در تاریکی زد. آنها مسلح بودند؛ بسیار مسلحتر از یک تیمِ تعقیبِ معمولی.
خودمو را به طبقه منفی یک رسوندم. بویِ نمِ خاک و آهنِ زنگزده بینیاش را پر کرد. اینجا همان جایی بود که حسین سالها پیش از آن صحبت میکرد: «پروژهی ۴».
چراغقوهی کوچکی را که همیشه در آستینم داشتم روشن کردم.
دیوارهای زیرزمین پر از نقشههای چاپ شده بود که حالا با لایهای از گرد و غبار پوشیده شده بودند.
اما یک چیزی تغییر کرده بود. وسطِ اتاق، یک لپتاپِ مدرن روی یک میزِ سنگی قرار داشت که با چند کابل به سرورهای قدیمیِ پروژه متصل شده بود.
نزدیک شدم.
صفحه نمایش روشن بود و کدی را نشان میداد که در حالِ بارگذاری بود.
ناگهان، صدای لرزشِم موبایلم در فضای خالیِ زیرزمین پیچید.
گوشیِ قدیمیِم
با احتیاط برداشتم.
روی صفحه نوشته بود:
تماس دریافتی: رسول
گوشی را به گوشش چسباند.
صدای رسول، خشدار و پایین، از میان نویزِ خط شنیده شد
#محمد
چشم از درِ نیمهبازِ زیرزمین برنداشتم. «رسول… تو کجایی؟»
مکث کوتاهی افتاد؛ از آن مکثهایی که یعنی طرف مقابل دارد وزنِ کلماتش را میسنجد.
+«همونجایی که نباید باشم.»
بعد آهستهتر اضافه کرد: «من توی پروژه سایه بودم، محمد. از روز اول. نه بهعنوان مأمور میدانی… از بخشِ طراحیِ ایمنی.»
محمد اخم کرد. این را نمیدانست. یا شاید نمیخواست بداند.
#رسول
«اون موقع فکر میکردیم داریم یه شبکهی هوشمند برای کنترل بحران میسازیم؛ چیزی که برق، آب، ترافیک و مخابرات رو توی شرایط اضطراری هماهنگ کنه. اسمش روی کاغذ یه چیز بیخطر بود. ولی هستهی اصلی یه مسیرِ پنهان داشت. یه درِ پشتی که فقط سه نفر از وجودش خبر داشتن.»
محمد آرام گفت:
«تو یکی از اون سه نفر بودی؟»
«آره.»
صدای رسول برای اولین بار لرزید.
«و همین باعث شد امروز با این جنازهها و این تعقیبکنندهها روبهرو بشی. چون اون درِ پشتی هنوز زندهست.»
------------------------------
پ.ن؛ ورود رسول 😁
پ.ن؛لرزش صدای رسول
پ.ن؛جنازه
🇮🇷•°•°ره رو عشق°•°•🇮🇷
#پارت5 «کدِ صفر» #پارت5 «کدِ صفر» #محمد تصمیمم را گرفتم. رفتن به زیرزمین، ریسکِ مرگ بود، اما ماندن و
ناشناس جهت ارسال نظرات
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_kmezo1p&btn=«رمان.کدِ.صفر.بگوشم.☎️»
پشت صحنه و شخصیت ها یا رمان کدصفر ☎️
https://eitaa.com/joinchat/3114469064C6bf097c9e8
منتظر پیامتون هستم درباره رمان 🤭
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پزشکیان: با صدای بلند اعلام میکنم اگر آمریکا به توافق برگردد ما هم بر میگردیم.
https://eitaa.com/romanFms
981K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از خون جوانان وطن لاله دمیده...
https://eitaa.com/romanFms
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تا چشم کار میکند جای تو خالیست...:)
https://eitaa.com/romanFms
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عکسِ بابای شهیدته؟
به به چه عکسی . . :)
https://eitaa.com/romanFms
9.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دیروز بچههای تفحص شهید نوجوانی را کشف کردند که کمربند را دو بار دور کمرش چرخانده بود تا شلوار اندازهاش شود...
🇮🇷کشف پیکر مطهر ۲ شهید عملیات والفجر۶ در منطقه چیلات
۱۲ شهریور ۱۴۰۵
https://eitaa.com/romanFms
11.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
_آیا سخنگوی نیروهای مسلح شدید؟
+ما حافظان منافع ملی هستیم .
https://eitaa.com/romanFms
هدایت شده از بیت الـرقـیـه"🇮🇷
19.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
[شمارو دعوت میکنم به دیدنِ این کلیپ]
و بالاخره بعد از شش ماه انتظار...🌱
بماند به یادگار در بیت الـرقـیـه"
۱۴۰۵/۶/۱۴
#آقای_لانچر
#الحمدالله
•
-جانباز حسین محمدی🇮🇷👇🏻
Link : بیت الـرقـیـه"
https://eitaa.com/RoghayehKhatun313
533.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سخنرانی نمیخواد وقتی . .
https://eitaa.com/romanFms