[ لاجَرم ]
[باب۱،ص۲۲،۲۳] کلمات جدید: هرم = پیری بذل = بخشیدن،دادن منعم = مال دار،توانگر امل = امید،آرزو سلیم
[ باب ۱ ص ۲۴،۲۵ ]
"حکایت در تدبیر و تاخیر در سیاست"
کلمات جدید:
رقعه = وصله،مکتوب(در اینجا وصله)
حراق = آب بسیار شور،بسیار سوزان
(در اینجا بسیار سوزان)
رهی = مسافر
پیرایه = زینت
ایذا = رنج و آزار
نسیان = فراموشی
لعل بدخشان = سنگ اسپینل
(مشابه یاقوت سرخ)
مضمون:
حکمرانی با انصاف و ماندگار
چگونگی پند دادن و..
داستان مسافر درویشی که
پیش پادشاه میره و
بخاطر درایت و خوش سخنی،
به وزارت و ثروت دست پیدا میکنه.
شاه بیت:
گر آید گنهکاری اندر پناه
نه شرط است کُشتن به اوّل گناه!
اگر خطاکاری به شما پناه آورد نباید اون رو
بخاطر یک خطا تنبیه و سرزنش کنید.
که سهل است لعل بدخشان شکست
شکسته نشاید دگر باره بست!
شکوندن سنگ قیمتی ای مثل لعل راحته
اما نمیتونی به حالت قبل برگردونیش.
(دل شکستن عواقب داره)
_
[ لاجَرم ]
بنا شد که روزی حداقل "یک صفحه" از بوستان جناب سعدی رو بنویسم. چرا؟ گسترده تر شدن دایره لغات¹ یادگی
حقیقتا دیدم در توانم نیست ۴۰۰۰ خورده ای بیت،۱۰ فصل،۱۸۰ ۱۹۰ حکایت رو بازنویسی کنم.
بنظرم صرفا بیت های خاص و شاه بیت ها
کافی باشه.
(بخاطر بقای این اقدام💔)
هدایت شده از قلمنَورد
پدرها ، دانا به همان هایی هستند که در پشت اشک و لبخندهایمان پنهان میکنیم . . بابا بدون اینکه دلیل را بپرسد ، از چشمانمان میخواند ؛ آغوش میگشاید و پناه میدهد جان را .
فقط «اتفاق» است که آن را میتوان به عنوان یک پیام تفسیر کرد. آنچه بر حسب ضرورت روی میدهد، آن چه انتظارش میرود و روزانه تکرار میشود چیزی ساکت و خاموش است. تنها «اتفاق» سخنگوست و همه میکوشند آن را تعبیر و تفسیر کنند، همانگونه که کولیها -در ته یک فنجان برای اشکالی که اثر قهوه به جای گذارده است- تعبیراتی میتراشند!
[ سبکی تحمل ناپذیر هستی ]