eitaa logo
[ لاجَرم ]
213 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
123 ویدیو
3 فایل
- لاجرم مست و طربناک و قوی بنیادیم -
مشاهده در ایتا
دانلود
نمی‌دونم،بیاید درباره کلیشه عشق و ادبیات صحبت کنیم. " آمیختگی من و او" "حل شدن در او" "دنیای یک نفره" زیباست و لطیف اما خطرناک. وقتی رابطه به جای "من،تو،ما" صرفا در "ما " خلاصه بشه،نقد هایی وارد عه که شاید کمتر کسی بهش دقت کرده باشه. ¹ بحران هویت اگر رابطه‌ت به پایان برسه،از تو چی باقی می‌مونه؟ جوابِ نمی‌دونم تو،نشانه ی آسیب به هویت فردی‌ت عه‌. وقتی سلیقه،علاقه،دوستان،سبک زندگی،ارزش و باورهات "او"بشه،هویتی برای تو باقی نمی‌مونه. ² از دست دادن قدرت نقد در این حالت نقدی صورت نمی‌گیره. چون ذهن نقد او = نقد من تلقی می‌کنه و مرزهای مهم خط قرمز هارو به سبب علاقه نادیده می‌گیره. ³ نیمه گمشده مسئله جالب توجه اینه که انسان تا وقتی به بلوغ عاطفی،مالی،ذهنی و.. نرسه؛ رابطه عاطفی منطقی و درستی هم به طبع نمی‌تونه داشته باشه. به علاوه بار مسئولیت رشد! یعنی به سبب وجود نیمه گمشده خواه ناخواه انتظار رشد شخصیتی دارد. یه بهتره بگیم:انتظار برای کسی که بیاید و مشکلاتش را حل کند. پس نیمه گمشده قطعا نمی‌تونه به معنای پوشش خلاء شخصیتی باشه. این مرز بین زیبایی ادبیات و کلمات عه و در مقابل واقعیت هستی و نیستی انسان. پ.ن: تنها آمیختگی ای که وجودی واجب دارد؛درهم تنیده شدن انسان با روح خداوند عه.
هدایت شده از آبـےعزیزمن ؛
من از آن هایی که در باور خود همیشه حق دارند ، متنفرم ‌. - آلبرکامو
[ لاجَرم ]
_
مرا آتش صدا کن تا بسوزانم سراپایت مرا باران صلا ده , تا ببارم بر عطش‌هایت-
مرا اندوه بشناس و کمک کن تا بیامیزم مثال سرنوشتم با سرشت چشم زیبایت!
مرا رودی بدان و یاری‌ام کن تا در‌آویزم به شوق جذبه‌وارت تا فرو ریزم به دریایت'
کمک کن یک شبح باشم مه‌آلود و گم اندر گم کنار سایه‌ی قندیل‌ها در غار رؤیایت؛
خیالی، وعده‌ای،‌وهمی، امیدی،‌ مژده‌ای،‌ یادی به هر نامه که خوش داری تو،‌ بارم ده به دنیایت-
اگر باید زنی همچون زنان قصه‌ها باشی نه عذرا دوستت دارم نه شیرین و نه لیلایت,
که من با پاکبازی های ویس و شور رودابه خوشت می دارم و دیوانگی های زلیخایت !
اگر در من هنوز آلایشی از مار می بینی کمک کن تا از این پیروزتر باشم در اغوایت!