🔴 کمدی حکمرانی!
🔸 میگویند اغلب کمدی در دل تراژدی متولد میشود و به نظرم ما امروز در میانه یک تراژدی تمام عیار ایستادهایم. تراژدیِ تاسفباری که از فرط مضحک بودن ما را به خنده انداخته. خندههایی که نمیگذارد عمق فاجعه را به خوبی درک کنیم. درگیر انتشار فلان سکانس جنجالی و کشف حجاب فلان بازیگر و سلبریتی شدهایم و تراژدی اصلی را از یاد بردهایم. تراژدیِ استحاله. اگر بخواهیم غایت انقلاب اسلامی را به شکل مختصر شرح دهیم باید از یک گذار سخن بگوییم؛ گذار از جسم به روح. گذاری که مبدا محاسبات ما را از هزینه-فایده به ثواب-عقاب تغییر داد و فرهنگ را زیربنای کنشهای دنیوی و اخروی ما قرار داد تا جایی که حتی مادیترین کنشها هم در این بستر تعریف میشد. حالا اما با گذشت ۴۰ سال از انقلاب اسلامی نه تنها فرهنگ از اولویت محاسباتِ نهادهای سیاسی-اقتصادی خارج شده بلکه نهادهای ذاتاً فرهنگی هم منشا کنشهایشان را خطکشیهای سیاسی و منافع اقتصادی قرار دادهاند و این یعنی بازگشت به همان رویهای که پیش از انقلاب بهمن ۵۷ در دستگاه پهلوی دوم جریان داشت.
🔸 مرور نهادهای فرهنگی مختلفی که به این بلیه گرفتار شدهاند مجال بسیار میطلبد اما در همین فرصت کوتاه بد نیست نگاهی گذرا به وضع موجود وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بیندازیم. وزارتی که نفر اولش اگرچه کوهی از سوابق علمیِ موجه را در رزومهاش انبار کرده اما در بعد مدیریتی یکی از بیکفایتترین دورانهای مدیریتی وزرات را به نام خود ثبت کرده است و نمود این بیکفایتی را میتوان در ولنگ و باز بودن چارچوبهای مدیریتی منصوبان ایشان به وضوح دید؛ آنجایی که سازمان سینمایی کشور عملاً به پایگاه ارادتمندان یکی از چهرههای سیاسی تبدیل میشود و قریب به اتفاق مسئولان ارشد این سازمان برای خودشان آینده سیاسی متصورند؛ آیندهای که از نگاهشان فقط و فقط در گرو خدمت به سیاستمدارن است و نه عمل به وظیفه در حوزه فرهنگ. از رهگذر همین نگاهِ سیاستزده به فرهنگ، میتوان به منشا توقیف و رفع توقیفهای سیاستزده پیبرد. توقیفهایی که برای به دست آوردن دل سیاستمدارن است و رفع توقیفهایی که حکم تبلیغ انتخاباتی را دارد و این وسط چیزی که لگدمال میشود فرهنگ است. فرهنگی که اصالت یافتنش به ماهیت انقلاب اسلامی گره خورده و ذبحش، ذبح انقلاب است. از سیاستزدگی حاکم بر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی زیاد میتوان نوشت از جشنوارههایی که برای برگزیده شدن در آنها لازم است حتماً چند کنایه و بدوبیراه به آرمانهای انقلاب گفته باشید. از مدیرانی که جذب حداکثری سلبریتیها را فقط برای اهداف انتخاباتی میخواهند. مدیرانی که در حاشیه جشنوارهها ابایی ندارند از لاس زدن با هنرمندانی که علناً به نظام لگدپرانی میکنند.
🔸 در یکی از پایگاههای خبری منتسب به دولت دیدم که عملکرد فرهنگی دولت را در مجموع خوب ارزیابی کرده بود و دلیلش این بود که تئاترها افزایش داشته و درآمد بلیطفروشی سینما افزایش یافته است. خندهدار است، نه؟ چیزی شبیه یک کمدی است؛ یک کمدی اما در دل یک تراژدی. تراژدی استحاله. معیارهایی که عوض شده. آنقدر عوض شده که برای ارزیابی عملکرد فرهنگی هم چرتکه میاندازیم و عدد بالا و پایین میکنیم. من اما برای ارزیابی عملکرد فرهنگی دولت راه دیگری دارم. در سالهای اخیر مدیران فرهنگی کشور کنشهایشان بر چه پایهای استوار بوده؟ مدیران سازمان سینمایی چه مبنایی جز سیاستبازی و آینده سیاسی خودشان را محور کنشهایشان قرار دادند؟ وقتی مدیران فرهنگی خودشان سیاستباز شدهاند، بررسی عملکرد مدیرتشان دیگر یک کمدی است. کمدیِ حکمرانیِ کسانی که قرار بود سرباز فرهنگ باشند اما امروز شدهاند عملهی سیاست. اینجا، در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جمهوری اسلامی، نه «فرهنگ» مهم است نه «ارشاد» و نه «اسلام». اینجا فقط یک چیز مهم است؛ سیاست، سیاست و باز هم سیاست!
#سینما
#مدیریت_فرهنگ
✍️کانال روشنا
@roshana_ir