تروای فرهنگی
پرونده ویژه روزنه پیرامون تطهیر و انتشار اباطیل روشنفکران دین ستیز/یادداشت سوم
ماجرای انتشار قانونی یک کتاب کفرآمیز بعد از ۱۵۰ سال!
[صفحه ۳ از ۳]
#اختصاصی_روزنه
@rozaneebefarda
🔻🔻🔻
▫️در بخش پایانی مکتوب اول به علما و روحانیت جسارت کرده و آنان را عامل بیچارگی مردم و عقب ماندگی کشور معرفی مینماید:
«ای جلال الدوله، تو میدانی که تحصیل علم اداره و پولیتیکه در ایران ممکن نیست و لازم است که به فرنگستان سفر نموده، در آنجا تحصیل کرد. آیا این ممکن است. چگونه سفر می توان کرد و چگونه با کفار ملاقات و معاشرت میتوان نمود. آیا علمای فاناتیک و شارلاتان به این امر راضی میشوند. آیا این عقاید پوچ به این عمل فتوی می دهد. کل اهل ایران چنین ظن میکنند که در عالم داناتر از ایشان هیچ طایفهای نیست به جهت آن که از علم آخرت، علوم دیگر بیفایده و عبث است مکرر از اهل تبریز میشنویم که میگویند فرنگیها واقعاً در علوم صورته یعنی دنیویه ترقی کلی کردهاند، چه فایده در علوم معنویه یعنی دینیه در غفلت و ظلمت میباشند. سبب این گونه اشتباهات بیچارگان ظالم ملا و واعظ است.»
در مکتوب دوم، آخوندزاده بر تغییر خط که یکی از مهم ترین آرزو هایش بوده تاکید میکند و در ادامه به تمسخر احکام اسلامی پرداخته و در در ادامه آن به مکاتب الحادی اسماعیلی نزاری و فرقه چارواکان هندی در ترویج اباحی گری و دنیاگرایی اشاره می کند. در بخش هایی از نامه معجزات الهی و نیز اندیشه مهدویت را زیر سوال می برد.
در بخشی از این مکتوب با اشاره به نواب امام زمان این چنین اصل #مهدویت را زیر سؤال می برد:
«ببین که بعض عرب خودشان را سفرای امام غائب نامیده، برای جمع کردن خمس و نذر چگونه افسانه ها ترتیب داده اند و اهل ایران هم به افسانه های ایشان چگونه باور می کنند و این افسانه ها را برای خودشان عقاید دینیه قرار می دهند، اولا از تواریخ صراحتا، ثانیا از حالات و روایات خود سفرا و هم از حکایات سایر اشخاص، ضمنا مفهوم می شود که امام حسن عسگری پسر نداشته است و اگر هم داشته است یا در طفولیت وفات کرده است و یا یحتمل بعد از رحلت امام حسن عسگری به امر معتضد خلیفه عباسی به قتل رسیده است، علی ای حال بعضی عیاران و شالاتان و گرگان در لباس گوسفندان به جهت منفعت پنج روزهی خودشان ملت بزرگی را سال های دراز در عقیده باطله، مقید و از شرافت عقل محروم و در ادنی ترین پایه مراتب انسانیت نگاه داشته اند.»(ص77-78)
در جایی دیگر از این مکتوب با دوگانه سازی بین دین و علم، علت عقب ماندگی مردم ایران را در پرداختن به آموزه های دینی می داند که آخوند زاده آنها را موهوم و تخیلی معرفی می کند:
«برای فهمیدن این مطلب كما ينبغى بر تو لازم است که الکتریسیت را و قانون و مقتضیات آن را دانسته باشی، چه فایده تو و ملت تو نه الکتریسیت را می دانید و نه قانون آن را، شما فقط جهنم را خوب وصف می توانید کرد و جن و شیاطین را خوب می توانید شناخت، چون که وجود آنها خیالی و موهوم است. الکتریسیت که امری ظاهر و در پیش چشم شماست و تمام عالم از آن خبر دار است، شما به دانستن آن اقدام نمی کنید، برای آن چه مصرف دارد الکتریسیت که شما را به بهشت نخواهد برد و از جهنم خلاصی نخواهد داد برای شما امر آخرت لازم است و بس که بلکه به طوری خودتان را به بهشت انداخته مستجاب شدن این دعای قنوت را که و زوجنا من حورالعين است، با چشم خودتان ببینید و به آرزوی خودتان برسید و کام دل حاصل بکنید. دیگر بس است، تا کی در دل خیالات بیهوده و بی فایده خواهید افتاد.»(ص103)
مکتوب سوم کتاب آخوندزاده هم به طور کلی شامل حمله به عزاداری و سوگواری اهل بیت علیهم السلام است که وجاهت و پیشینه آن را زیر سؤال برده و به نوعی از بدعتهای منتسب به شاهان صفویه عنوان کرده و مایه افزایش غم و نیز فریفتن مردم معرفی میکند.(ص108-109)
در ادامه این مکتوب به روایت ولادت حضرت سیدالشهدا اشاره کرده و با ادبیاتی زشت و گستاخانه به این روایات حمله می کند.(ص110)
در پایان کتاب، ملحقاتی آورده شده که شامل برخی از نامههای آخوندزاده درباره کتاب مکتوبات است که در نسخههای مختلف به این کتاب افزوده شده است و در این بخش هم ادبیات دین ستیزانه آخوندزاده مشهود می باشد.
▫️با انتشار رسمی و قانونی چنین اثر موهنی بعد از ۱۵۰ سال، جای طرح این سوال باقی است که چه تفکری و با چه توجیهی مجوز انتشار رسمی این کفریات در عصر جمهوری اسلامی را صادر کرده است؟ آیا متولیان چنین خطایی نبایست توسط علمای دینی و عموم مردم مؤمن و انقلابی کشور مورد بازخواست قرار گیرند؟!
وظیفه نهادهای نظارتی در قبال این وقایع ضدفرهنگی و احیای ادبیات ضد دینی چیست؟
از نخبگان و فرهیختگان متعهد دانشگاهی و حوزوی انتظار داریم در مواجهه عالمانه و بهنگام با این پدیده مرموز، پیشگام شوند.
@rozaneebefarda
این دو شهید چه معبری به سوی اتصال به امام زمان(عج) باز کردهاند...
▫️محل تدفین شهدای گمنام در مسجد مقدس جمکران -عصرامروز.
@rozaneebefarda
هدایت شده از تاملات حقوقی
🔴 #شعبه_های_ویژه_رسیدگی_به_جرائم_نهی_از_منکر را اطلاع رسانی کنید.
به دستور دادستان کل کشور، #شعبه_های_ویژه_رسیدگی به جرائم موضوع ماده ۱۱ #قانون_حمایت_از_آمران_به_معروف و ناهیان از منکر در شهرهای مختلف تشکیل شده است.
📣خوب است مسئولان قوه رسماً در صدا و سیما و مطبوعات سراسری این شعبات را اطلاع رسانی کنند.
📣رهبر معظم انقلاب اخیرا به ضعف اطلاع رسانی قوه قضاییه و صدا و سیما اشاره فرمودند.
⭕️متن کامل #قانون_حمایت_از_آمران به معروف و ناهیان از منکر
https://rc.majlis.ir/fa/law/show/930343
#قوانین_موجود را پاس بداریم.
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 از كجا بفهميم ما ناجی هستیم؟
شرح #حدیث_اخلاق از امام صادق علیهالسلام، توسط رهبر معظم انقلاب اسلامی
@rozaneebefarda
هدایت شده از نوشتههای مهدی جمشیدی
🔻حکمت حجاب در رویکرد جنسیّتاندیشانۀ استاد مطهری-۱
🖊 مهدی جمشیدی
[یکم]. بر اساس نظریۀ «اصالت فرهنگ» که بر تعیینکنندگیِ نهایی و عمدۀ فرهنگ نسبت به سایر شئون و ساحات زندگی انسان دلالت دارد، باید گشودن گرهها و معضلههای «غیرفرهنگی» را نیز از فرهنگ طلب کرد و برای همۀ امور، «چشمانداز فرهنگی» را در نظر گرفت؛ چه رسد به خودِ فرهنگ که مسألهها و امراضش، «منطق درونیِ مستقل» دارند و تابع و طفیلی نیستند. این نظر به آن معنی نیست که باید راهحلهای غیرفرهنگی را رها کرد و دچار «فرهنگبسندگی» و «تقلیلگراییِ تحلیلی» شد، بلکه دربردارندۀ این حقیقت است که دستکم در قلمرو فرهنگ، باید «اوّلاً» و «بالذّات» به سراغ گزینههای فرهنگی رفت و نسخههای فرهنگی پیچید.
[دوّم]. زیربناییترین لایۀ فرهنگ، لایۀ «شناخت» است که در بُعد گسترده و کلان میتوان آن را «جهانبینی» خواند. جهانبینی که بر «هستها و نیستها» دلالت دارد، بهطور طبیعی، به شکلگیری لایۀ هنجارین میانجامد که بر «بایدها و نبایدها» دلالت دارد. این آمیزه در صورتبندی نهایی، «مکتب» یا «ایدئولوژی» خوانده میشود. برایناساس، «عمیقترین» و «فاخرترین» کنشگری فرهنگی، باید معطوف به چنین سطحی باشد و بکوشد در آن تغییر ایجاد کند. چنین تغییری اگر واقعی باشد، بسیار پایدار نیز خواهد بود، برخلاف تغییرهای هیجانی و احساسی که تنیدۀ به موقعیّت هستند و بهآسانی، زوال مییابند.
[سوّم]. در زمینۀ چالش حجاب نیز، «نقطۀ آغازِ منطقی»، تصرّف در همین منطقۀ ذهنی و معرفتی است و باید به طور اوّلی و اصالی، این حوزه را اصلاح کرد. حجاب به عنوان یک حکم اسلامی، افزون بر اینکه جنبۀ «تعبّد»ی دارد و زن مسلمان باید به سبب اعتقاد و الزام خویش به اسلام، به آن نیز پایبند باشد، اما از آن سو، محتاج «تعلیل» نیز هست و باید ریشهها و دلایل این حکم را تبیین و تحلیل کرد تا در دل و جان مخاطب بنشیند و ماندگار و تثبیت شود. این کاری است که آیتالله مرتضی مطهری -رضواناللهتعالیعلیه- در کتاب «مسألۀ حجاب» به آن همّت گمارده و کوشیده حکم حجاب را از جنبههای تاریخی و اجتماعی و فقهی، مطالعه و بازخوانی کند. در واقع، تلاش او معطوف به عرضۀ «تبیین عقلانی از حکم حجاب» بود و او در برابر پرسشها و ابهامها و چالشهای زمانۀ خویش، مجموعههای از روایتهای عقلانی را تدارک دیده و ارائه کرده است. این اثر، آنچنان توانست با ذهنیّتِ مسلمان ایرانی ارتباط برقرار کند و تصویری عقلانی و حکیمانه از حکم حجاب ارائه بدهد، که موجی از گرایش به حجاب را در دهۀ پنجاه شمسی به دنبال داشت. پس از آن نیز تاکنون، این پژوهش یکی از برجستهترین و مولّدترین متنهای محقّقانه و عالی دربارۀ حجاب بوده که در نسبت با عالَم تجدّد و مسألههای برآمده از مواجهۀ جامعۀ ایرانی و زن ایرانی با آن، نگاشته شده است.
[چهارم]. در دهههای پساانقلاب تاکنون، نمیتوان ادّعا کرد که چشمانداز فرهنگی به حجاب و کوشش برای روایتپردازی معقول و موجّه از آن، فراموش شده است، امّا میتوان گفت که این امر، «فرعی» و «در حاشیه» بوده و اهتمام چندانی به آن نشده است. یکی از ریشههای این غفلت، «بدیهیانگاریِ حجاب» بوده است؛ به این معنی که تصوّر شده یک بار حل مسأله برای جامعه، کفایت میکند و نسلهای بعدی، خودبهخود، پیشفرضها و اصول موضوعۀ نسل قبلی را میپذیرند و همان مسیر فرهنگی را ادامه میدهند. این در حالی است که باید تولید و بازتولید فرهنگ در جامعه، یک «روند مستمر» باشد و دچار توقف و ایستایی نشود. اکنون پس از پشت سر نهادن اغتشاش سال ۱۴۰۱ که بهواقع، یک چالش تحمیلی بود و میخواست از خلاءهای هویّتی و نقصانهای فرهنگی بهره بگیرد و جامعه را در برابر حاکمیّت بنشاند، باید بسیار بیش از گذشته نسبت به «بازسازی انقلابیِ ساختارِ ذهنیِ مردم»، حسّاس و جدّی بود و تلاش کرد ذهنیّتهای درهمریخته و متلاطم را به ساحل تفکّر اسلامی و انقلابی سوق داد. یکی از سرچشمههایی که میتواند در این راستا، الهامبخش و پیشبرنده باشد، اندیشههای استاد مطهری است که بهدرستی، مغز متفکّر انقلاب اسلامی نام گرفته است. ایشان دربارۀ «حکمتهای حکم حجاب»، مجموعهای از دلایل را صورتبندی کرده که بازخوانی تحلیلی و روزآمد آنها میتواند به تدبیرپردازی کمک کند.
🚩 معلم شهیدم، راهت ادامه دارد ...
https://eitaa.com/sedgh_mahdijamshidi
هدایت شده از نوشتههای مهدی جمشیدی
🔻حکمت حجاب در رویکرد جنسیّتاندیشانۀ استاد مطهری-۲
🖊 مهدی جمشیدی
[پنجم]. از جمله مسألههای ذهنی که در اثر ساختهوپرداختهشدن کجروایتها از سوی رسانههای غربی و دنبالههای دگراندیشِ داخلی آن پدید آمده، این است که روایتهای نظام جمهوری اسلامی از حجاب، «مردانه» و «جنسیّتمدار» است. مردانهبودن روایت حجاب یعنی حجاب زن، از دریچۀ نگاه مرد، تفسیر و تحلیل شده و جنبۀ زنانه ندارد و همواره در نسبت با مرد به عنوان «دیگری»، به تعلیل حجاب پرداخته شده است. اشکال دیگر که شاید خویشاند با همین روایت باشد، این است که حجاب در چهارچوب فهم جنسیّتمدار، محصور شده و به زن به مثابه «جنس دیگر» که دلالتها و اقتضاهای متفاوتی دارد، نگریسته شده است. با مطالعۀ دلایل استاد مطهری درمییابیم که ایشان، از همین دو منظر – که دیگران کوشیدهاند آن را مسألهمند کنند - به حکمتهای حکم حجاب نگریسته است؛ با این تفاوت که وی «زنجیرۀ تعلیلیِ» خویش را کامل کرده و به این واسطه، نشان داده که باید حجاب را در چهارچوبِ «فهمِ معطوف به دیگریِ جنسیّتی» و بر یک «بنیان جنسیّتمدار»، تفسیر و معنا کرد.
[ششم]. تحلیل حکمت حجاب در سطح خُرد، مشتمل است بر «روان عاملیّت» و «هویّت عاملیّت»، و تحلیل حکمت حجاب در سطح کلان دربرگیرندۀ «ثبات ساخت خانواده» و «کارکرد ساخت جامعه» است. مقصود از روان عاملیّت این است که تحریکشدن مکرّرِ غریزۀ جنسی در عرصۀ عمومی، موجب تبدیلشدن این میل به یک عطش روحیِ اشباعناپذیر میشود که حس محرومیّت را در فرد میآفریند و درونش را متلاطم و بحرانی میسازد. ازاینرو، نباید امر جنسی را از یک غریزۀ عادی و محدود به یک چالشِ تمامنشدنی و طوفانی تبدیل کرد و آرامش درونی را از فرد گرفت. این وضعی است که با حجاب، پیوند مستقیم دارد. هویّت عاملیّت، دلالت بر این معنا دارد که شخصیّت و کرامت و شرافت زن، وابسته به این است که به کالای جنسی در عرصۀ عمومی، تقلیل نیابد و دسترسی به او آسان نباشد، بلکه به واسطۀ حجاب، در حریم قرار بگیرد و از دستاندازیهای نظری و لمسی در امان بماند. در این صورت است که هویّت زن، جنبۀ انسانی مییابد و نگاه کالاگونه و جنسی از او زدوده میشود. ثبات ساخت خانواده به این معنی است که چنانچه مناسبات جنسی به عرصۀ عمومی راه یابد، عواطف و احساسات عالی و لطیف میان زن و مردی که به یکدیگر تعهد اخلاقی و جنسی دارند، از میان خواهد رفت و اعتماد روحی از دست خواهد رفت و بنیان مناسبات خانوادگی فرو خواهد پاشید. دربارۀ کارکرد ساخت جامعه نیز باید گفت عرصۀ عمومی، سپهری برای فعالیّت و کار غیرجنسی است و اگر زن با برهنگی و تبرّج و دلربایی به آن پا بگذارد، خواهناخواه به فضایی برای شکارچیگری و مناسبات جنسی تبدیل خواهد شد و نیروها به علایق و گرایشهای جنسی معطوف خواهد شد. دراینحال، روشن است که جامعه از کارکرد خویش باز خواهد ماند.
[هفتم]. منطق فرهنگیِ استاد مطهری نشان میدهد که جامعه از این نظر، وضع قراردادیِ محض ندارد و به طور مطلق، اعتباری نیست، بلکه واقعیّت اجتماعی، جنبۀ تکوینی نیز دارد و از حقایق ذاتی حکایت میکند. به تعبیر قدما، جامعه و واقعیّتهایش، «طبع» دارد و باید تدبیر سیاسی را به طبع جامعه ارجاع دارد و مطابق آن طراحی کرد. بهبیاندیگر، در لایۀ حکمت عملی باید از ذاتانگاری دفاع کرد و گمان نکرد که همۀ امور اجتماع، نسبی و برآمده از تجویزهای سلیقهای است و جامعه، منطق درونی و مستقل ندارد. اگر جامعه، طبع دارد، منطق درونی نیز خواهد داشت و چنانچه تدبیر ما با این طبع، سرِ سازگاری نداشته باشد، تدبیر ما به سرانجام نخواهد رسید و جامعه دچار بحران خواهد شد.
[هشتم]. در امتداد بند پیشین باید افزود حجاب، یک حکم ریشهدار است و میخواهد از تکوین حکایت کند و این تکوین، همان «عفت» است. حجاب، بیپشتوانه نیست و نسبت مستقیم با عفت دارد که امر اخلاقی است. عفت، فقط به معنی پاکدامنی نیست تا بتوان ادعا کرد که مخالفت با آن، منحصر به برقرار مناسبات جنسیِ لمسی است، بلکه نظربازی و دلربایی نیز واقعیّتهایی برخلاف عفت هستند. بدینسبب، «نقص در حجاب» را باید «نقص در عفت» دانست، نه اینکه حجاب و عفت را مستقل از یکدیگر فرض کرد. حجاب، همچون ظاهر و پوستهای است که ارزش اخلاقیِ عفت را حفظ میکند. این در حالی است که نیروهای لیبرال میکوشند با جدایی افکندن میان حجاب و عفت، زمینۀ نظری برای بیاعتبارسازی حجاب فراهم آورند و آن را به یک حکم بیپشتوانه و گسستۀ از اخلاق و فضیلت فرو بکاهند. در اینجا اشارت مطهری به عفت، حاکی از آن است که حجاب، هم امر جنسیّتی است و هم برآمده از ملاحظههای جنسی است.
🚩 معلم شهیدم، راهت ادامه دارد ...
https://eitaa.com/sedgh_mahdijamshidi
هدایت شده از نوشتههای مهدی جمشیدی
🔻حکمت حجاب در رویکرد جنسیّتاندیشانۀ استاد مطهری-۳
🖊مهدی جمشیدی
[نهم]. منطقی که استاد مطهری برای فهم مسألۀ حجاب به کار گرفته، عقلانی است و ازاینرو، باید مطالعۀ او را در ذیل کوشش برای عرضۀ «تبیین عقلانی از دین» قرار دارد، اما آنچه که متعلَّق بحث اوست، تنها «شناخت» و «معرفت» و «ذهن» نیست، بلکه چون وی از «میل» نیز سخن میگوید، باید متعلَّق تبیین عقلانیاش را «معرفت» و «میل» دانست. او هم در پی «مدیریت معرفت» است و هم در پی «مدیریت میل». دربارۀ مدیریت معرفت سخن گفته شد و اشاره گردید که مدیریت معرفت، نقطۀ آغازِ منطقی است، اما باید افزود که جامعه، همواره در نقطۀ صفر قرار ندارد که بتوان در قالبهای منطقی به تدبیر آن پرداخت، بلکه گاهی جامعه در موقعیّتهای دستخورده و متلاطم قرار میگیرد که باید در مقام تدبیر، این اوضاع خاص را در نظر گرفت. برایناساس، گاهی باید مدیریت معرفت و میل را در کنار هم قرار داد و شاید نیز باید برای میل، تقدّم قائل شد. میان معرفت و میل، رابطۀ دوسویه وجود دارد و گاه برآشفتهشدن میل، معرفت را کور و عقیم میکند و عقل را به زانو درمیآورد. ازاینرو، باید برای غلیان و طغیان نفسانیّتها، «چارۀ اخلاقی» در نظر گرفت و به تولید شناخت و اصلاح ذهن، بسنده نکرد.
[دهم]. جامعۀ کنونی ما، سخت محتاج توصیهها و تدبیرهای فرهنگیِ استاد مطهری است و باید مسیری که وی طراحی کرده است برای «بازسازی انقلابیِ ساختار ذهنیِ مردم» به کار بست، اما مسألۀ مهمی نیز وجود دارد که کفایت این طرح را مخدوش میکند، آن مسأله، عبارت از این است که پارهای از جامعۀ ما در اثر تلاطمهای رسانهای و تکانههای روایتی، دچار «واگراییهای ساختارشکنانه» شدهاند و خود را بیرون از جغرافیایی فرهنگیِ بومی و اینجایی تعریف کردهاند؛ چنانکه کشف حجاب و برهنگی را حقّ خویش میانگارند و قیود حداقلی را زیر پا نهادهاند. اینان احساس کردهاند که عنصر «اقتدار» در حاکمیّت، رنگ باخته و بدینسبب، حجاب به عنوان یک حکم شرعی، کنار گذاشته شده است و میتوان با اصرار بر تجاهر و تظاهر به فسق، این مسیر را گشوده و معتبر نگاه داشت. در اینجا، حل مسألۀ اجتماعیِ یادشده، محتاج «اقتدار» نیز هست و باید در کنار «تبیین عقلانی» و «اصلاح نفسانی»، عنصر اقتدار سیاسی را نیز به صحنه آورد و از ظرفیّت آن برای ایجاد کرنش بهره برد. باید در کوتاهمدّت، نما و جلوهای از اقتدار را نشان داد و به این واسطه، حس انقیاد و تسلیم در کسانی که دیگر به معیارهای شرعی و اخلاقی و قانونی متعهد نیستند ایجاد کرد و آنگاه به سراغ سازوکارهای اصیل و دیربازده فرهنگی رفت. ما اکنون در مرحلۀ خونریزی فرهنگی قرار داریم و باید با فوریّت، این وضع اضطراری را علاج کنیم تا گسترش نیابد. سپس باید در قالب برنامههای بلندمدّتِ فرهنگی، تغییر بافت و ساخت ذهنی را در دستورکار قرار داد. ازاینرو، طرحی که اینک نیروی انتظامی در دست دارد، نهفقط نافع است، بلکه لازم و ضروری است. این طرح، اقتدار ترَکبرداشته را جبران میکند و زمینهی اجتماعی را برای اثربخشی فعالیتهای فرهنگی و هویتی فراهم مینماید. درعینحال، نباید آن را مقدمه انگاشت؛ همواره کسانی هستند که مایل به اباحهگری و ولنگاری هستند و اگر مجال یابند، عرصهی عمومی را آلوده میکنند. نباید با تجاهر به فسق، تعارف داشت.
،،،،،،،،،،،
📍 بعید میدانم در نهادهای سیاستیای همچون مرکز پژوهشهای مجلس و مرکز بررسیهای استراتژیک، مجمع تشخیص مصلحت، شورای عالی انقلاب فرهنگی، شورای فرهنگ عمومی و ... خبری از چنین تأملات و تدابیری باشد. بسیاری از خروجیهایشان، حکایت تلخ از سرّ ضمیر این ساختارهای پرهزینه و فربه دارد. شما میتوانید به «نقشه» و «برنامه» و «کار باقاعده»ای که در زمینهی مسألهی حجاب از سوی این نهادهای سیاستی و فکری ارائه شده باشد اشاره کنید؟!
🚩 معلم شهیدم، راهت ادامه دارد ...
https://eitaa.com/sedgh_mahdijamshidi
مسئلهحجاب و موضوع فلسطین دو روی یک سکه در جنگ تمدنی اسلام و غرب
تحولات اخیر از جهات متعدد حائز اهمیت است؛ در داخل دو مقوله به طور همزمان در حال پیگیری است؛
یکی دفاع از آرمان فلسطین و مردم مظلوم غزه و امر مقاومت
دیگری مبارزه با فتنه کشفحجاب تحمیلی
برخی به هر دلیل بین این دو مسئله تفکیک قائل میشوند یا از فهم ترابط آنها غافلاند!
واقعیت آن است که شرایط حساس کنونی اکنون به ایستگاه #جنگ_تمدنی_اسلام_و_غرب رسیده است!
در این جنگ جهانی، سلاح فرهنگ پیشران نبرد است؛ فرهنگ مقاومت در مقابل فرهنگ سازش، اسلام ناب در مقابل اسلام آمریکایی، فرهنگ ابتذال و خشونت در مقابل فرهنگ تعالی و مهربانی و....
ضدیت با ارزشهایی همچون حجاب، نماد غرب وحشی است
و دفاع از مظلومیت و عفاف، نماد اسلام ناب است.
این #ایدهنوشت بسیار جای پرداختن دارد.
@rozaneebefarda
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فریاد اعتراضی دانشجویان مقابل منزل رئیس دانشگاه کلمبیا-نیویورک
@rozaneebefarda
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تجمع حمایت از فلسطین در دانشگاه میشیگان و در دست گرفتن پرچم فلسطین توسط دانشجویان
@rozaneebefarda
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اعتراض دانشجویان دانشگاه میشیگان به برخورد پلیس با حامیان فلسطین
@rozaneebefarda