eitaa logo
«روزنه»
18 دنبال‌کننده
10 عکس
1 ویدیو
0 فایل
خورشید جهانی تو و ما ذره پنهان درتاب درین روزن تا در نظر آییم!
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از مَطْویَّات
دعایی که شامل مجموعه‌ای از آیات قرآنه و از طرف پیامبر (ص) برای امشب سفارش شده: -رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ کَفِّرْ عَنَّا سَیِّئاتِنا وَ تَوَفَّنا مَعَ الْأَبْرارِ -رَبَّنا وَ آتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى‌ رُسُلِکَ وَ لا تُخْزِنا یَوْمَ الْقِیامَةِ إِنَّکَ لا تُخْلِفُ الْمِیعادَ -ربَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَیْنِ وَ أَحْیَیْتَنَا اثْنَتَیْنِ فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا فَهَلْ إِلى‌ خُرُوجٍ مِنْ سَبِیلٍ -رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذابَها کانَ غَراماً -ربَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّیَّاتِنا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقِینَ إِماماً -رَبَّنا عَلَیْکَ تَوَکَّلْنا وَ إِلَیْکَ أَنَبْنا وَ إِلَیْکَ الْمَصِیرُ -رَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَةً لِلَّذِینَ کَفَرُوا -رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنَا وَ لِإِخْوانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونا بِالْإِیمانِ وَ لا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنا غِلًّا لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنا إِنَّکَ رَؤُفٌ رَحِیمٌ -صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اسْتُرْ عَلَیَّ ذُنُوبِی وَ عُیُوبِی وَ اغْفِرْ لِی بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدِ إِنَّکَ الرَّءُوفُ الرَّحِیم‌
«روزنه»
⚫️ 2 سال پیش 😭 🆔 @roqe313
باورم نمیشه. هنوزم وقتی این تصاویر رو می‌بینم دلم می‌خواد تهش اون جملهٔ بازم خوبه آقا هست و خدا آقا رو حفظ کنه رو بگم:)) شماهم این تصاویر رو که دیدید حس کردید این آدما از همهٔ آدمایی که جسمشون زنده‌ست، زنده‌ترن؟
امسال دو شکل از رنجِ نبودنِ سایه و‌ پناه پدرانه رو قراره موقع تحویل سال تجربه کنم. هم رنج نبودن پدربزرگم که دلم رو خیلی شکست و هم رنج نبودن پدر هممون که حالا یه ایران از داشتنش محرومه. خیلی حس عجیبی دارم. خیلی.
هدایت شده از مَطْویَّات
شب‌های هجر را گذراندیم و زنده‌ایم ما را به سخت جانی خود این گمان نبود
«روزنه»
شب‌های هجر را گذراندیم و زنده‌ایم ما را به سخت جانی خود این گمان نبود
چه می‌دونم. شاید اصلا نفهمیدیم تو شب هجریم! فکر می‌کردیم خواب می‌بینیم.
ولی میشه برگشت به زندگی. همش به این فکر می‌کنم اگه آقا بود و کسی مثل خودش هم وجود داشت که ما اون آدمه رو از دست داده بودیم، بعد آقا چی می‌گفت بهمون؟ فکر می‌کنم بهمون می‌گفت اونی که واسه هممون عزیز بوده و پرکشیده، هنوز زنده‌ست و داره نگاهتون می‌کنه‌.‌ دلشم نمی‌خواد شماهارو غمگین و از پا افتاده ببینه. پس برید زندگی کنید. که ما محکومیم به زندگی کردن تا وقتی زنده‌ایم! نمی‌دونم. من فکر می‌کنم او اگه بود اینطور می‌گفت...
از مرور اینکه وقتی باباجون بود سال تحویل چه کار می‌کرد و وقتی آقا بود سال تحویل چه کار می‌کرد، لبریزم.
قربونتون برم که شما هم مثل پدرتون انقدر حواستون به همه چیز هست که حتی گفتید عروس دومادها برن سر خونه زندگی‌هاشون:)
همیشه غم رفتنِ آدما برام تو یه مرحله‌ای تبدیل به بُهت و حیرت میشه. دیگه گریه نمی‌کنم. بغض نمی‌کنم. فقط با حالت حیرت‌زده نگاه می‌کنم. احساس می‌کنم دروغه. احساس می‌کنم خواب می‌بینم. و حالا درست توی همون مرحله‌ام. توی لحظاتی که نه می‌تونم گریه کنم نه بخندم. یه طرف به عکس قاب شدهٔ باباجون روی میز نگاه می‌کنم و به جای خالیش و عیدی‌ای که از لای قرآن درنیومد تا با دست‌هاش توی دستم بذاره و سالم نو بشه. یه طرف به نوار مشکیِ گوشه تلوزیون نگاه می‌کنم و پیام و صدایی که دیگه رفت به دل تاریخ پیوست و باید تا همیشه دلتنگش باشم. نمی‌دونم. نمی‌دونم باید چه کار کرد...
عه دیگه واقعی ۱۴۰۵ شد!
هدایت شده از اتاق کنجی من
یک عمر گفتم جان من آقا فدایت رفتی و جانم‌روی دستم ماند آقا