eitaa logo
🌱درگاه شاعران روضه نشینان🌱
2.2هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
381 ویدیو
67 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
💢اللهم عجل لولیک الفرج💢 ✴️✴️✴️✴️✴️✴️✴️✴️ 1400/01/14 🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋 🔘بند اول🔘 آخره ماهه شعبان،غنچه ای واشده (یه گل اومد که بااون دنیا زیبا شده2) به یُمنه مقدمش شده مدینه چون گلشن (ازنوره رخسارش تمومه عالمین روشن2) ❣رقیه جان خوش آمدی❣ ❇️❇️❇️ 🔘بند دوم🔘 گذاشته پا به دنیا تالِّیه فاطمه (رقیه بنت الحسین ثانیه فاطمه2) نوای شادی میرسه از خونه ی مولا (مدینه پُر شده زِ عطر و بوی کربلا2) ❣رقیه جان خوش آمدی❣ ❇️❇️❇️ 🔘بند سوم🔘 میبره دل از عباس صورته چو ماهش ( اکبره لیلا شده مجنون نگاهش 2 ) داره زِ فاطمه نشان خوی و خِصاله او (شبیهِ مرتضی علی قُرصه جَماله إو 2 ) ❣رقیه جان خوش آمدی❣ ❇️❇️❇️ 🔘بند چهارم🔘 ضریحه کوچیکه تو چقدر باصفاس (حریمه تو برا ما بی بی دارالشفاس2) از کودکی دلم شده به نامه رقیه ( یه عمره که اسیر شدم به دامه رقیه2) ❣رقیه جان خوش آمدی❣ ✏️: ❇️باحضور یکصدو سی شاعر خوشنام کشور ✳️سبکهای خام و بروزبرای هر مناسبت✳️ ✅با روضه نشینان بروز باشید 👇👇👇👇👇👇👇 https://telegram.me/joinchat/BELnMjv2DPLwmVDRQ2ISoQ
امشبی آیاتِ قرآن آیه آیه می رسد لطفِ حق از برکتِ بی بی رقیه می رسد اخترِ برجِ حیا و مَه رخِ زیبا جبین یمنِ نامش نورِ رحمت نازل آید بر زمین نامِ او باشد رقیه دخترِ نیکو خصال در کمال و معرفت مانندِ خورشیدِ جلال بَه چه دختر این چنین فرخنده و زیبا بوَد در وقار و هیبتش چون مادرش زهرا بوَد میوه ی باغ حسین است و چراغِ هر دو عین افتخارش بس، که باشد او همان بنتِ الحسین(ع) ناز می ریزد به بابا آن لبِ خندانِ او صورتِ بابا تبرٌک از کفِ دستانِ او چونکه بابا با خبر از سینه ی سوزانِ او یک شبی را شامِ ویران می شود مهمانِ او مَه رخِ زیبا وشِ عالی نسَب شیرین کلام نورِ لبهای پدر او را رقیه کرده نام از بطانِ عرش می آید دمادم این نوید مقدمش بر اهلِ عالم افتخار است و سعید آفتاب و ماه و انجُم می شود پابندِ او دختری با این وجاهت کس ندید مانندِ او گوهرِ عرفانِ عالم روی ماهش در صدف اخترِ برجِ حیا و دُرٌِ دریای نجف او سه ساله هست و امٌا در وجاهت عقلِ کُل هست میمون و مبارک بر حسین این تاجِ گل پاک طینت دختری و آسمانِ عزٌ و جاه روزِ محشر هر نگاهش شیعیان را دادخواه @rozeneshinan
شعر روضه حضرت رقیه س لطفا اگر حقش ادا میشه بخوانید 🎤🎤🎤🎤🎤🎤🎤🎤🎤🎤🎤🎤 اندکی من به چشم سو دارم از مدینه چه رنگو بو دارم از تمامی دردهام امشب با سری گفتگو دارم معجرم را همین که غارت کرد دید شانه میان مو دارم پنجه در موی من چنان انداخت این همه درد از همو دارم آنقدر من صدا زدم بابا به خدا درد در گلو دارم مثل زهرا شدم چقدر شبیه ارث گویا که من از او دارم تا مرا تازیانه زد گفتم بس کن ای بی حیا عمو دارم آه ۰بابا چقدر بر تن خود اثر چکمه عدو دارم ای پدر تو نگو به دخترکت رنگ نیلی چرا به رو دارم 🎤🎤🎤🎤🎤🎤🎤🎤🎤🎤🎤🎤 التماس دعا سید رضا صالحی مشهد مقدس
چشمه‌های خروشان تو را می‌شناسند  موج‌های پريشان تو را می‌شناسند  پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی ريگ‌های بيابان تو را می‌شناسند نام تو رخصت رويش است و طراوت زين سبب برگ و باران تو را می‌شناسند هم تو گل‌های اين باغ را می‌شناسی هم تمام شهيدان تو را می‌شناسنی از نشابور بر موجی از «لا» گذشتی ای که امواج طوفان تو را می‌شناسند بوی توحيد مشروط بر بودن توست ای که آيات قرآن تو را می‌شناسند گرچه روی از همه خلق پوشيده داری آی پيدای پنهان تو را می‌شناسند اينک ای خوب، فصل غريبی سر آمد چون تمام غريبان تو را می‌شناسند کاش من هم عبور تو را ديده بودم کوچه‌های خراسان تو را می‌شناسند 🔸شاعر: ___________________________
من دست خالی آمدم ، دست من و دامان تو سرتا به پا درد و غمم، درد من و درمان تو  تو هر چه خوبی من بدم ، بیهوده بر هر در زدم  آخر به این در آمدم ،باشم کنار خوان تو  من از هر دررانده ام ، من رانده ی وامانده ام  یا خوانده یا نا خوانده ام ،اکنون منم مهمان تو  پای من از ره خسته شد، بال و پرم بشکسته شد هر در به رویم بسته شد، جز درگه احسان تو  گفتم منم در می زنم ،گفتی به تو سر می زنم  من هم مکرر می زنم ،کو عهد و کو پیمان تو؟  سوی تو رو آورده ام، ای خم سبو آورده ام  من آبرو آورده ام، کو لطف بی پایان تو؟  حال من گوشه نشین، با گوشه ی چشمی ببین  جز سایه ی پر مهرتان، جایی ندارم جان تو  من خدمتی ننموده ام، دانم بسی آلوده ام اما به عمری بوده ام، چون خار در بستان تو 🔸شاعر: ___________________________
زیر ایوان طلایت بخت با من یار شد شور و حالم قیل و قالِ کوچه و بازار شد هرکسی عُمّان نخواهد شد مگر در خانه ات در حرم بودم، دلم گنجینه ی اسرار شد از گداها شهر ما یکباره خالی تر شد و در حرم کم کم گداهای شما بسیار شد چون دلش میخواست راه گفتگویش وا شود زائرت از عمد پای پنجره بیمار شد پیش تو فرقی ندارد حال دارا با ندار هرکسی بار دعا آورد، بارش بار شد یک ضمانت کردی و صیاد آهو را رهاند چاقوی صیاد از آن تاریخ،ضامن دار شد 🔸شاعر: ________________________
https://eitaa.com/rozeneshinan درگاه شاعران روضه نشینان ⬆️ ╰┅────────————
شب جمعه است و دلم کرببلا می خواهد کربلا هم که دلِ غرقِ صفا می خواهد چه کنم من که ندارم بجز این قلبِ سیه دلِ من از تو حسین قدری دوا می خواهد روضه ی آب و عطش گر چه ملول است و ولی دلِ بشکسته و صد شور و نوا می خواهد شب جمعه شد و مادر به حرم آمده است وا که این صحنه عجب حال و هوا می خواهد آخر این غرقِ گنه را چه به این حال و هوا دلِ من جرعه ای از آبِ شفا  می خواهد کی شود قسمت من هم بشود کرببلا دلم عطرِ حرمِ شاهِ ولا می خواهد 🔸شاعر: ___________________________ ╭┅──────——————─ https://eitaa.com/rozeneshinan درگاه شاعران روضه نشینان ⬆️ ╰┅────────—————
دلتنگ توام دلی که درجان من است بیچارگی از دوری تو کار من است ای هستی من تمام هستم نذرت مهرت به دلم نگین عقبای من است نوکر کوی تو بودند همه اجدادم نوکری ارثیه از جانب اجداد من است این که هستم در این خانه ز لطف زهراست این هم از مرحمت مادر مولای من است هر شب از عشق تو بر سینه و بر سر زده ام گریه و سینه زنی ضامن فردای من است کاش آن لحظه که آیند نکیر و منکر تو بیایی و بگویی, که مهمان من است لحظه ی آخر مرگم که نفس بند آید بنهی پا به سرم لذت دنیای من است دل خود را به کجا برم که آرام شود خاک کوی تو فقط دارو و درمان من است خواب دیدم در و دیوار حرم را یکشب تکه آئینه ای از, این دل تنهای من است گوشه ای از حرمت حور و ملک دیدم که زین سبب شد حرمت وادی سینای من است شب جمعه, حرم و صحن و سرایت آقا حسرت روز و شب سینه ی غمبار من است میرسد ناله ی زهرا که بنی قتلوک نبرید از بدنش سر, که این جان من است "میلاد" حقیقی ام بود روزی که بین الحرمینش بشوم خاک, تمنای من است 🔸شاعر: ___________________________ ╭┅──────——————─ https://eitaa.com/rozeneshinan درگاه شاعران روضه نشینان ⬆️ ╰┅────────—————
روی جسمَش نیزه وتیر و سِنان افتاده بود زیر خنجر سر پناه کاروان افتاده بود شمر،باچَکمه به روی سینه اش می ایستاد در کنارش مادری قامت کمان افتاده بود جای خود را با لَگَد های سَنان تعویض کرد خنجر کُندی که دیگر از توان افتاده بود یادگار مادر او را به غارت برده اند جامه ی شاهی به دست این و آن افتاده بود شمر از گودال بیرون آمد و از بخت بد برق انگشتر به چشم ساربان افتاده بود نعل ها طوری عمل کردند که از پیکرش گوشه ی گودال قدری استخوان افتاده بود در نگاه تار او اهل حرم می سوختند قرعه ی آتش به نام کودکان افتاده بود روی نیزه بستن سَر، کار آسانی نبود از قضا این کار، دست کاردان افتاده بود بارش ظلمت بیابان را به خون آغشته کرد بر زمین آیات ناب آسمان افتاده بود 🔸شاعر: __________ ╭┅──────——————─ https://eitaa.com/rozeneshinan درگاه شاعران روضه نشینان ⬆️ ╰┅────────—————
   یا رب شب جمعه کربلا غوغایی است شش گوشۀ حرم تجلی زیبایی است امشب دل هر که هست در کرب و بلا معلوم شود که رزق او زهرایی است ╭┅──────——————─ https://eitaa.com/rozeneshinan درگاه شاعران روضه نشینان ⬆️ ╰┅────────—————
هر شب جمعه که دلتنگ زیارت میشوم  میروم در گوشه ای غرق عبادت میشوم  یا سلامی میدهم از بام خانه بر حرم چون کبوتر راهیه صحن و سرایت میشوم  با دوبال حسرتم پر میكشم تا شهر عشق تا که مهمان تو و گنبد طلایت میشوم من کبوتر نیستم هستم کلاغی رو سیاه گر بخواهی ام, غلام رو سیاهت میشوم مثل جون و مثل عابس, مثل مسلم, مثل حر گر دهی رخصت مرا, من هم فدایت میشوم گر برات کربلایم را به دستانم دهی جان زهرا تا قیامت وامدارت میشوم چون قسم دادم تو را بر نام زهرا, مادرت مطمئناً شامل لطف و عطایت میشوم 🔸شاعر: ___________________________ ╭┅──────——————─ https://eitaa.com/rozeneshinan درگاه شاعران روضه نشینان ⬆️ ╰┅────────—————