٢.
💠
راهب هدایت شده
گفت: از همان راهی که آمده ای بازگرد، برو تا به شهر محمّد صلّی اللَّه علیه و آله برسی که به آن طیبه میگویند نام آن در جاهلیت یثرب بوده است.
سپس به محلی با نام بقیع برو و سراغ خانه ای را بگیر که به خانه مروان معروف است و سه روز در آن جا ساکن شو.
بعد جویای پیرمرد سیاهی شو که جلو درب خانه اش حصیر، که در آن جا به آن خصف میگویند، میبافد و با او با مهربانی رفتار کن و به او بگو:
مرا همان مهمانی که در گوشه حیاط، در اطاقی که چهارچوب کوچکی در آن است، ساکن بود فرستاده است.
آن گاه از او در مورد فلان بن فلانی سؤال کن و بپرس که مجلس او کجا است و چه وقت به آن جا میرود، یا او را نشان خواهد داد یا برایت طوری وصفش میکند که او را بیابی. من نیز اوصاف او را برایت خواهم گفت.
گفتم: وقتی او را دیدم، چه کنم؟ گفت: هر چه میخواهی، از گذشته و آینده، از او بپرس و در مورد دینهای پیشین و دین کسانی که باقی میمانند بپرس.
اباابراهیم علیه السّلام فرمودند: کسی که ملاقاتش کرده ای خیرخواه تو بوده است. راهب عرض کرد: فدایتان شوم! نام او چیست؟
حضرت فرمودند: او متمم بن فیروز است که از ایرانیان است و از کسانی است که به خدای یکتای بی شریک ایمان دارد و او را با اخلاص و یقین میپرستد،
چون با قوم خود مخالفت کرد، از آنها فرار کرد و پروردگارش حکمت به او موهبت نمود و به راه درست هدایتش نمود و او را از متقین قرار داد و او را با بندگان مخلص خود آشنا نمود،
او هر ساله برای حج به زیارت مکه میرود و در هر ماه یک مرتبه عمره به جا میآورد و به فضل و یاری خدا از جایش در هند به مکه میآید و این چنین سپاس گزاران را پاداش میدهیم.
سپس راهب در مورد مسائل زیادی از حضرت سؤال کرد و ایشان همه آنها را جواب دادند، و حضرت از راهب سؤالاتی نمودند که نتوانست به هیچ کدام جواب دهد و خود ایشان جوابها را به او میفرمودند.
بعد راهب عرض کرد: در مورد هشت حرفی که نازل شدند و چهار حرف آن در زمین آشکار شد و چهار حرف در آسمان باقی ماند برایم بگویید؛ آن چهار حرف آسمان بر چه کسی نازل میشود و چه کسی آنها را تفسیر میکند.
فرمودند: آن شخص قائم ماست که خداوند آن چهار حرف را بر او نازل میکند و او تفسیر میکند، خداوند بر او چیزهایی نازل میکند که بر صدیقین و پیامبران و هدایت یافتگان نازل نکرده است.
راهب سپس عرض کرد: دو حرف از چهار حرفی که در زمین است را برایم بفرمایید. حضرت فرمودند: هر چهار تا را برایت میگویم؛
اولی: «لا اله الا اللَّه وحده لا شریک له باقیا» {معبودی جز خداوند یکتای بی شریک نیست، باقی است}،
و دومی: «محمّد رسول اللَّه مخلصا» {محمد فرستاده خداست، مخلص است}،
و سومی: «نحن اهل البیت» {ما خانواده پیامبریم}،
و چهارمی: «شیعتنا منا و نحن من رسول الله صلی الله علیه و آله و رسول الله من الله بسبب» {شیعیان ما از ما هستند و ما نیز از رسول الله صلی الله علیه و آله هستیم و رسول الله به سببی از خدا متصل است}.
راهب به ایشان عرض کرد: گواهی میدهم که معبودی جز الله نیست و محمّد فرستاده اوست و هر از جانب خداوند آورده حق است و شما برگزیدگان خدا از میان خلق هستید و شیعیان شما پاکیزگان و مستبدلون هستند و سرانجام خداوند از آن آن هاست و سپاس مخصوص خداوند جهانیان است.
اباابراهیم علیه السّلام فرمودند که بالاپوشی از خز و پیراهنی قوهی و رداء و کفش و کمربندی آوردند و آنها را به او بخشیدند و نماز ظهر را خواندند.
📔 الکافي، ج١، ص۴٨١
#امام_کاظم #داستان_بلند
🔰
@DastanShia